X
تبلیغات
رایتل

تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

مخالفت با موج جدید مبارزه با بد حجابی


مخالفت با موج جدید مبارزه با بد حجابی

وبلاگ یادداشت های پارادوکسیکال... -

امروز توی دانشگاه مشغول قدم زدن بودم که یهو روی زمین برگه ای پیدا کردم که روش نوشته بود «مخالفت با موج جدید مبارزه با بد حجابی»! متنش رو که خوندم احساس کردم که شاید خوندن این متن برای دیگران هم جالب باشه. هرچند که نویسنده این نوشته، بنا به خیلی دلایل معلوم نیست، ولی این نوشته، نوشته قوی است به نظرمن.

بیانیه جمعی از دانشجویان مذهبی دانشگاه تهران

در یکماه اخیر یکبار دیگر شاهد افزایش فشارها و تحرکاتی در جهت مبارزه با بدحجابی هستیم. خصوصا در فضای دانشگاه تهران، انتشار دو بیانیه به امضای جمعی از دانشجویان که در آن از فضای مقدس دانشگاه با عنوان عشرتکده نام برده شده بود. سپس سخنان سوال برانگیز و تعجب آور خطیب جمعه (احمد جنتی، در نماز جمعه 21 اردیبهش 89: «دانشجو نمره میخواهد و ناچار است دستور حجاب را اجرا کند، دانشگاه و دانشجویان در اختیار شما هستند، در صورت «بد حجابی» دانشجویان، کمیته انضباطی با آن ها برخورد کند. »)و در نهایت بخش نامه حراست دانشگاه تهران مبنی بر برخورد با دانشجویان بدحجاب و ممنوع الورود کردن ایشان پس از سه تذکر (1 خرداد).

رخداد های فوق ما را بر آن داشت تا به عنوان جمعی از دانشجویان مذهبی در عین اعتقاد کامل به اصل حجاب فردی، موارد زیر را در مخالفت با این تحرکات و سخنان تاسف برانگیز بیان داریم:

1- امر به معروف و نهی از منکر در صورتی واجب است که 5 شرط مرتبط با آن رعایت شود که مهمترین موارد آن عبارتند از:

1- احتمال تاثیر     2- عدم وجود مفسده

اکنون در آستانه خرداد ماه 1389، 30 سال از عمر چنین برخورد هایی در نظام اسلامی میگذرد. اجباری شدن حجاب در ادارات دولتی در سال 59، تصویب قانون حجاب اجباری در مجلس در سال 63، برخوردهای خشن، محدودیت های شدید و غیر منطقی در مدارس، خصوصا در سال های دهه 60 به خاطر فضای جنگی حاکم بر کشور، اجرای طرح های مباره با بدحجابی، پس زمینه شعار «مرگ بر بدحجاب، بی حجاب اعدام باید گردد» بر دیوار های این شهر، طرح امنیت اجتماعی و گشت های ارشاد و اکنون افتتاح مبتکرانه! سه نوع گشت نسبت (برسی محرمیت افراد با یکدیگر)، الوان (آرایش)، نوا (مزاحمین نوامیس) در خیابان های تهران.

با نگاه کوتاهی به لیست بلند بالای فوق میتوان متوجه شد که در طول این 30 سال صحنه اجتماعی هرگز عاری از برخوردهایی این چنینی و طرح های امنیتی نبوده است. بسیاری از افرادی که پوشش شان مطابق محدوده های این طرح ها نیست، قشر جوان این جامعه هستند و کمتر از 30 سال سن دارند. پس اینان نسل انقلاب هستند، تربیت یافته همین خیابان های خط کشی شده و همین مدارس کنترل شده هستند. در دوران ابتذال ستم شاهی نزیسته اند. تمام عمر خود را در هوای انقلاب نفس کشیده اند و از میانه گشت های گوناگون قدم برداشته اند. اگر قرار بود چنین برخوردهایی موثر باشد پس چرا این نسل آن نشد که میخواستید؟ پس چرا پس از 30 سال برخورد و مبارزه، فریادتان از نسل انقلاب به آسمان است؟

پاسخ ساده است برادر و خواهر محترم و عزیز! چنین طرح ها و برخوردهایی نه تنها تاثیر مثبت ندارد، بلکه اثر معکوس داشته و دارد. آزموده را آزمودن خطاست!!!

بنابراین، تجربه بارها نشان داده که چنین برخوردهایی دو شرط ذکر شده برای اجرای اصل امر به معروف و نهی از منکر را ندارد:

1- احتمال تاثیر: که صحنه خیابان های تهران و تاریخچه این برخوردها، گویای تاثیر به سزای چنین طرح هایی است!!

2- احتمال وجود مفسده: چه مفسده ای بالاتر از دین گریزی و دین زدگی جوانان؟ چه فسادی بالاتر از مسدود کردن راه خدا با برخورد های خشن و تحقیر آمیز به نام دین؟ صدای دردمند دکترعلی شریعتی در گوش ماست: «ما مذهبی ها متهمیم!» چه بسیار انسان که از مشاهده رفتار ما مذهبی ها، از دین گریختند. خود خواهی و خودبینی بس است. برای یکبار هم که شده، به سخنان یک دختر که با او برخوردهای این چنینی شده است، گوش فرا داده اید تا تاثیر زیبای چنین حرکات خداپسندانه ای را درک کنید؟! معنای موهایی را که قیچی شد، اشک هایی که کنار خیابان بر زمین چکید، میدانید؟ مای مذهبی با هر قطره اشک دختری که مامور گشت ارشاد مقابل ایستاده بود، بر زمین ریختیم و آب شدیم.

معنای تحقیر، توهین، کینه و نفرت را میدانید؟ به خاطر دین و به خاطر خدایی که می پرستید، مسدود کردن راه خدا را پایان دهید. به اجبار، خشونت، توهین، تحقیر و گریزاندن مردم از دین پایان دهید.

2- کدام حدیث، کدام سند تاریخی، کدام آیه به مامجوز داده است که همگان (حتی اقلیت های دینی) را مجبور به رعایت حجاب کنیم؟

آیت الله طالقانی در 19 اسفند 1357 گفت: «حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی....مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون، زنان ما چگونه زندگی میکردند؟ مگرد چادر می پوشیدند؟.... کی در این راهمپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ در مورد حجاب اجبار در کار نیست. » (روزنامه اطلاعات 19 اسفند 57) آیا این مجتهد مسلم در زمان گفتن این مطالب، به اندازه سینه چاکان امروز، فهم، درک و آشنایی با اصول اسلامی نداشته اند؟ همچنین دادستان کل انقلاب در 20 اسفند 57 گفت: «مزاحمان خانم های بی حجاب ضد انقلاب هستند»!!!

بررسی ها ما در متون دینی جهت یافتن حتی یک مدرک تاریخی که پیامبر در دوران حاکمیت مسلمانان در مدینه و علی (ع) در 5 سال حکومت خویش، در باب این گونه مسائل، محاکمه، تفتیش، برخورد و ... داشته باشند، بدون نتیجه باقی ماند. فقط دیدم که علی (ع) فرمود: «اگر مسلمان از شنیدن خبر بیرون آوردن خلخال از پای یک زن یهودی بمیرد، جایز است. » علی (ع) از این که زن یهودی در جامعه اسلامی، خلخال (از نماد های تبرج!) به پا میبنند از غصه نمی مرد. بلکه از ظلم های بزرگ، تجاوز به حریم انسان ها و خشونت بود که می نالید. مگر آن که دستگاه حدیث سازی به کار افتد و حدیث در باب لزوم گشت ارشاد کشف نماید!!!

3- خطیب محترم جمعه فرمودند: «کارفرهنگی در مورد حجاب «پاسخ مثبت» نداده است. مگر این کار چند بار باید انجام شود که پاسخ مثبت هم ندهد؟»

و ما به ایشان میگوییم: تا زمانی که حجاب اجباری است، کار فرهنگی اساسا معنایی ندارد. شما دست یک نفر را بسته اید و به او میگویید این کار درست یا غلط است، این کار را بکن یا نکن.. او سخنان شما را نمی شنود. زمانی که اون نمی تواند کاری بکند چه تفاوتی می کند که کدام غلط یا درست است؟

شما گوشی برای شنیدن باقی نگذاشته اید. زمانی که گزینه ای برای انتخاب وجود ندارد، دیگر نیازی به شنیدن و اندیشیدن نیست. در این شرایط، همگان طبق دستور شما عمل میکنند، در آرزوی سرپیچی از دستور شما می زیند و هر زمان که فرصتی دست دهد، با لذت آزادی از فرمان شما تخطی میکنند.

4- آیا جوهر دین داری تقوا نیست؟ آیا تقوا، خود نگه داری و تسلط بر نفس نیست؟  این چه دیدن داری است که چون بید به هر بادی می لرزد؟!!!! و از همه چیز و همه کس تحریک می شود؟ آیا این همه تاثیرپذیری، از سستی ایمان ما نیست؟ آیا دین دار ماندن در یک قفس که هیچ کس را یارای هیچ گناهی نیست ارزشی دارد؟ آیا میتوان در دنیای امروز همه درها را بست و تمام روزن ها را مسدود کرد؟ آیا بهتر نیست که به جای گریز، با مسائل مواجه شویم و بر قدرت ایمان خویش بیافزاییم؟

نمتوانیم تمام جهان را به استخدام خود در اوریم تا به گونه ای رفتار کنند که ما بتوانیم دین دار بمانیم!! پس بهتر است به جای این همه، نفس خویش را به استخدام خود در آوریم.  خدا انسان را مختار آفرید و ما قصد کرده ایم برای حفظ دینمان، انسان را به بند بکشیم.

5- اسفا به حال ملتی که دانشجویش نه به خاطر علم و توانایی کسب امتیاز کندف بلکه به خاطر رعایت یا عدم رعایت حجاب، نمره بگیرد یا نگیرد. اسفا به حال ملتی که روحانی اش، این گونه دانش و دانشجو را تحقیر می کند و باج خواهی می نمایند. اسفا به حال دانشگاهی که دانشجو، همس کلاسی اش را به خاطر عدم رعایت حجاب، به کمیته انضباطی معرفی نمایند. به کجا چنین شتابان؟!

در خاتمه اعلام میداریم که بحث ما، بحث فرهنگی، اجتماعی و مذهبی است و آماده گفت و گو و رویارویی با هر قشر و نهادی هستیم.

جمعی از دانشجویان مذهبی

منبع: یادداشت های پارادوکسیکال یک نفهم مدعی

+ نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد‌ماه سال 1389ساعت 03:56 ب.ظ توسط شبنم زنده زبان نظرات (1)