تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

بیشترین بازداشتها در ۲۲ بهمن

شهرگان - یک‌شنبه، ۰۹ اسفند ۱۳۸۸ / ۲۸ فوریه ۲۰۱۰ / ۲۲:۳۲
نیروی انتظامی تهران بزرگ تعداد بازداشت شدگان روز ۲۲ بهمن در تهران را رقم "بیست هزار نفر" شمارش کرده است.ین رقم به گزارش خبر نگاران جرس، عین آمار رد و بدل شده بین نهادهای سرکوب اعم از نیروی انتظامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سازمان بسیج، وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای ذی ربط است.
خبرنگاران جرس از تهران گزارش کرده اند این تعداد شامل گروههای پنجگانه زیر می شوند: اول،کسانی که بین نیم ساعت تا سه ساعت در ونهای نیروی انتظامی بازداشت شده پس از تخلیه محتویات جیبهایشان، بازرسی موبایلهایشان و گوشمالی مختصر بعد از اتمام راه پیمائی آزاد شدند. دوم، کسانی که بعد از بازجوئی سرپائی نهایتا تا شب ۲۲ بهمن با قید کفالت یا تعهد آزاد شدند. سوم، کسانی که شب را در بازداشتگاه گذرانیده نهایتا در ۲۳ بهمن آزاد شدند. چهارم، کسانی که چند روز یا یکی دو هفته را در بازداشت بودند و اخیرا آزاد شدند و بالاخره پنجم کسانی که هنوز بازداشتند.
خبرنگاران جرس می افزایند تعداد بازداشت شدگان و مأموران در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. تعداد مأموران اعم از نیروی انتظامی، پاسدار، بسیجی، لباس شخصی و اطلاعاتی که از شهرهای اطراف به شکل اتوبوسی به تهران آورده شده بودند به حدی زیاد بود که حدفاصل میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی "تونل امنیتی" تشکیل شده بود و تظاهر کنندگان در این تونل وحشت طی طریق می کردند. حاکمیت با این تاکتیک که پاسداران از چینی ها و روسها آموخته بودند توانستند تظاهرات سبزها را در نطفه خفه کنند.
بر اساس یافته های خبرنگاران جرس نکته مهم اینکه از این تعداد بازداشت شده می توان تعداد بیشمار معترضان سبز را تخمین زد. گلایه اصلی بسیاری از شهروندان از رهبران سبز نبود سازماندهی مناسب برای استفاده از این همه تظاهر کننده بود. سبزها بودند اما نمی دانستند چه کنند و به مجرد نشان دادن کمترین نماد سبز از سوی ماموران سرکوب بازداشت می شدند.
خبرنگاران جرس از نقاط مختلف تهران و شهرستانهای اطراف می افزایند مردم عادی از این تظاهرات که با مهندسی عمیق نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی کنترل شده بود به نیکی یاد نمی کنند و آنرا بر خلاف بلندگوهای حکومتی پیروزی به حساب نمی آورند.
منبع: شبکه جنبش راه سبز (جرس):

هشدار به وبلاگ نویسان و مدیران سایت های ایرانی

هشدار به وبلاگ نویسان و مدیران سایت های ایرانی


بهزاد جواهری
• اگر شما یک فعال اجتماعی هستید و یا اینکه در خاطرات خویش مسایلی را درج می کنید که فکر می کنید برایتان دردسر ساز می شوند اکیدا از استفاده از بلاگفا، پرشین بلاگ و سایر وبسایتهای ایرانی که خدمات بلاگ ارائه می کنند خودداری کنید. استفاده از وبسایتهای ایرانی بمانند دعوت از پلیس برای دستگیری شماست! ...
سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در دنیای مجازی دست به بستن وبلاگها و دستگیری وبلاگ نویسها زده اند. اعلام مرگ امیدرضا صیافی وبلاگ نویسی که وبلاگ شخصی در بلاگفا داشت، دستگیری وبلاگ نویس دیگری با نام مظاهر که در زمینه تبلیغ مسیحیت از طریق اینترنت درحال فعالیت بود و همچنین اعلامیه سپاه پاسداران در زمینه دستگیری مدیران سایتهای سکسی ایرانی زنگ خطری برای تمامی وبلاگ نویسها و مدیران سایتهای ایرانی می باشد.
سپاه و وزارت اطلاعات از 2 طریق قادر به دستگیری این اشخاص شده اند:
1. با داشتن آی پی شخص مورد نظر (این مورد درباره امیدرضا صیافی صادق است)
2. از طریق مهندسی اجتماعی (این مورد درباره مظاهر و همچنین مدیران سایتهای سکسی درست می باشد).

1. ردگیری از طریق آی پی
به هر کامپیوتری که به اینترنت متصل شود شماره ای اختصاص می یابد و بوسیله آن کامپیوتر شما در اینترنت با آدرسی منحصر به فرد شناخته می شود که تا حدی مشابه آدرس پستی است. این آدرس در واقع آدرس آن کامپیوتر خاص در شبکه است و از طریق آن دیگر کامپیوتر ها می توانند با کامپیوتر مذکور ارتباط برقرار نمایند و یا به منابع آن دسترسی پیدا کنند . این شماره آی پی نام دارد و به این صورت نوشته می شود: xxx.xxx.xxx.xxx
که منظور از xxx عددی بین 0 تا 255 است. مثلا ممکن است آدرس شما به صورت 195.219.176.69 باشد. حتی اسمهایی مثل http://www.yahoo.com/ که برای اتصال استفاده میکنید، در نهایت باید به یک آی پی تبدیل شود، تا شما سایت یاهو را ببینید.

با IP هرگز در اینترنت پنهان نخواهیم بود
یک IP یک الزام فنی محسوب می شود و هرگز با این سیاست در شبکه تدوین و تعریف نشده است که کاربر را افشا کند، اما تنها برای شناسایی کاربر یک عدد منحصر به فرد اجباری بوده است. اما این امر ممکن است مشکل ساز شود ؛ یک هکر مبتدی با دانستن IP فعلی شما در زمان اتصال شما به اینترنت می تواند وارد سیستم کامپیوتر شما شده و تمام کامپیوتر شما را در دست بگیرید. آی پی شما اهمیت بسیار زیادی دارد. پلیس می تواند از طریق آی پی شماره تلفن و مکان جغرافیایی شما را بیابد. در واقع و به زبانی ساده تر پلیس با داشتن آی پی می تواند به منزل شما مراجعه کند. بیاد داشته باشید که پلیس در ایران به سیستم مخابرات دسترسی دارد و از طریق آی پی شماره تلفن و آدرس خانه شما را خواهند یافت. برخی از شرکتهایی خدمات اینترنتی نیز با وزارت اطلاعات همکاری کامل را دارند. نمونه یکی از این شرکتها موسسه سروش رایانه است که خدمات اینترنتی وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، صدا و سیما و سایر مراکز حساس رژیم را فراهم می نماید. از استفاده از این نوع شرکتها خودداری نمایید. آدرس اینترنتی این موسسه: http://www.sinet.ir/Farsi/About.aspx

برای جلوگیری از ثبت آی پی لازم است که شیوه های معمول بدست آوردن آی پی را برای شما توضیح بدهیم:

 از طریق بازدید وبسایتها: بسیاری از کاربران اینترنتی در ایران برای درج خاطرات روزانه یا بیان عقاید سیاسی و اجتماعی خویش که بعضا در تضاد با جمهوری اسلامی قرار دارد از امکانات وبلاگ استفاده می کنند. همانطور که گفتیم وبسایتها توانایی ثبت آی پی شما را دارند و پلیس با استفاده از این آی پی می تواند شما را بیابد و دستگیر کند. 2 نوع وبسایتهای خدمات وبلاگ وجود دارند. وبسایتهای خارجی مانند بلاگر و وردپرس و وبسایتهای ایرانی مانند پرشین بلاگ و بلاگفا. سایتهای ایرانی پرشین بلاگ و بلاگفا بر اساس قوانین رژیم اسلامی فعالیت می کنند. این بدین معنا است که آی پی های ثبت شده توسط وبسایتهای ایرانی می تواند براحتی در دسترس وزارت اطلاعات قرار گیرد، به این دلیل ساده که این وبسایتها اعلام کرده اند که در محدوده قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می کنند و سرورهای آنها در ایران قرار دارند. به وبلاگ امیدرضا مراجعه نمایید و نهایت همکاری این شرکت اینترنتی را با وزارت اطلاعات دریابید: http://rooznegaar.blogfa.com/
اگر شما یک فعال اجتماعی هستید و یا اینکه در خاطرات خویش مسایلی را درج می کنید که فکر می کنید برایتان دردسر ساز می شوند اکیدا از استفاده از بلاگفا، پرشین بلاگ و سایر وبسایتهای ایرانی که خدمات بلاگ ارائه می کنند خودداری کنید. استفاده از وبسایتهای ایرانی بمانند دعوت از پلیس برای دستگیری شماست! پیشنهاد می کنیم از خدمات بلاگر یا وردپرس استفاده کنید.
 از طریق ایمیل: هنگامی که شما ایمیلی را دریافت می کنید، معمولاً آدرس آی پی شخص فرستنده در آن ایمیل وجود دارد. ابتدا باید با رفتن به قسمت تنظیمات ایمیل خود آن را در حالتی قرار دهید که تمامی Header نامه را به شما نشان دهد که با کمی گردش در قسمت تنظیمات ایمیل خود آن را پیدا خواهید کرد. حال به بالای ایمیل دقت کنید و به دنبال عبارت Received: from باشید. شما معمولاً دو یا چند بار عبارت "Received: from" را در بالای ایمیل خواهید دید که معمولاً بعد از Message ID قرار می گیرد. آدرس آی پی فرستنده ایمیل درست در ابتدای این عبارت قرار می گیرد. از سوی دیگر بسیاری از میزبانان ایمیل، راه آسانتری هم برای کمک به شما در نظر می گیرند به این صورت که قسمتی با نامی شبیه به X-Originating-Ip برای شما قرار می دهند و آی پی فرستنده نامه را در آنجا قرار دارد. از تبادل ایمیل با اشخاصی که نمی شناسید خودداری نمایید.

 از طریق مسنجرها: هنگامی که با کسی روی مسنجر صحبت می کنید باید کامپیوترهای شما به هم متصل باشند اما Yahoo یا MSN مسنجر میزبان خود را بین شما و فرد مقابل قرار می دهند به این صورت که شما و دوستتان هر دو به سرور مسنجر متصل می شوید و همه پیامها از آن عبور می کنند. این بدین معنا است که پیام شما در ابتدا وارد سرور مسنجر می شود و سپس از طریق سرور مسنجر به فرد مقابلتان می رسد و بالعکس. در اینمورد استثنائاتی وجود دارد، بطور مثال زمانی که شما و دوستتان در یک بازی مسنجری شرکت کنید یا فایلی را برای همدیگر ارسال کنید دو کامپیوتر به طور مستقیم به هم متصل می شوند. در اینصورت آی پی شما را می شود از طریق مسنجر بدست آورد. از چت کردن با اشخاصی که نمی شناسید خودداری نمایید.

2.ردگیری از طریق مهندسی اجتماعی (Social Engineering): به منظور تدارک و یا برنامه ریزی یک تهاجم از نوع حملات مهندسی اجتماعی، یک مهاجم با برقراری ارتباط با کاربران و استفاده از مهارت های اجتماعی خاص (روابط عمومی مناسب و ...)، سعی می نماید به اطلاعات حساس کامپیوتر شما دستیابی و یا به آنان آسیب رساند . هکرها با بهره گیری از ایجاد حس اعتماد سعی میکنند شیوه های مختلف مهندسی اجتماعی را از طریق یاد گرفتن دیدگاه های روانشناسی پیاده سازند٬ آنچه که برای آنها اهمیت دارد این است که بتوانند احساسات و حالتهای ساختگی را به محیط اطرافشان کاملا القا نمایند. مهمترین شیوه هایی که نفوذگران به کار میگیرند تا اعتماد دیگران را جالب نمایند عبارتند از: جعل هویت٬ خود را مورد توجه دیگران قرار دادن٬ هم عقیده نشان دادن خود با دیگران٬ جعل مسئولیت دیگران یا دادن اطلاعات و در آخر بهره برداری از دوستی های دیرینه. صرفنظر از شیوه های گفته شده٬ هدف اصلی این میباشد که افراد قانع شوند تا فردی که بر مهندسی اجتماعی تکیه کرده است فردی قابل اعتماد است و میتوان به وی اطلاعات بسیار حساس خود را داد. جعل هویت به معنای این است که یک شخصیت بسازید و سپس نقش آن را بازی کند به عنوان مثال: سلام من رضا هستم و از اداره مخابرات تماس میگیریم در اینجا مشکلی پیش اومده و ما احتیاج به پسورد شما داریم. مظاهر وبلاگ نویسی که در زمینه مسیحیت فعالیت نموده با آغاز دوستی و ارتباط با یکی از کاربران خود به نام "کشیش رضا" از طریق قرار ملاقات می گذارند. کشیش رضا کسی جز یکی از ماموران اطلاعاتی نبوده است. با قبول این ملاقات از سوی وی به محل ملاقات رفته و پس از درخواست کشیش رضا به مکانی دیگر می روند و در آنجا مظاهر ناگهان با هجوم چند لباس شخصی و مامورین امنیتی مواجه شده و سپس به مکانی نامعلوم منتقل گردیده است. مدیران سایتهای ایرانی سکسی هم که اخیرا دستگیر شده اند در کانادا و کشورهای دیگر اقامت داشته و از طریق مهندسی اجتماعی به ایران کشیده شده و دستگیر شده اند. سپاه پاسداران مایل است که دستگیری این افراد را نشانی از درجه علمی بالای خود نشان دهد اما واقعیت این است که این افراد از طریق مهندسی اجتماعی به ایران رفته و زیر شکنجه نام کاربری و پسورد وبسایت خویش را در اختیار سپاه قرار داده اند.

استفاده از مهندسی اجتماعی توسط سازمانهای جاسوسی یکی از قدیمیترین شیوه ها برای دستیابی به اطلاعات می باشد. بعنوان نمونه می توان از استفاده موساد از روابط جنسی یکی از جاسوسان خود با یکی از دانشمندان عراقی برای دستیابی به اطلاعات لازم درباره نیروگاه اتمی عراق اشاره نمود و اسرائیل با استفاده از همین اطلاعات نیروگاه اتمی عراق را بمباران کرد!

نحوه پیشگیری از حملات مهندسی اجتماعی
1. به تلفن ها، نامه های الکترونیکی و ملاقات هائی که عموما ناخواسته بوده و در آنان از شما درخواست اطلاعاتی خاص در مورد اطلاعات شخصی می گردد، مشکوک بوده و با دیده سوءظن به آنان نگاه کنید. در صورتی که یک فرد ناشناس ادعا می نماید که از یک سازمان معتبر است، سعی نمائید با سازمان مورد ادعای وی تماس گرفته و نسبت به هویت وی کسب تکلیف کنید.
2. هرگز اطلاعات وبسایت خود را (مثلا" ساختار آن) در اختیار دیگران قرار ندهید.
3. هرگر اطلاعات شخصی خود را در جواب به یک email افشاء نکرده و به نامه های الکترونیکی ناخواسته ای که درخواست این نوع اطلاعات را از شما می نمایند، پاسخ ندهید (به لینک های موجود در اینگونه نامه های الکترونیکی ناخواسته نیز توجهی نداشته باشید).
4. هرگز اطلاعات حساس و مهم شخصی خود را بر روی اینترنت ارسال ننمائید. برای این مورد از رمزنگاری استفاده نمایید.
5. مواظب روابط شخصی خود باشید و از دیدار با افراد ناشناس در کشورهای همسایه ایران خودداری نمایید.

برای جلوگیری از افتادن به دام وزارت اطلاعات امنیت خود را جدی بگیرید.

نامه سرگشاده ۱۱۶ استاد دانشگاه به رهبر ایران

نامه سرگشاده ۱۱۶ استاد دانشگاه به رهبر ایران

پنجشنبه 22 بهمن 1388 03:13 ب.ظ

نویسنده : مجتبی گودرزی
ارسال شده در: دانلود نرم افزار های بروز کاربردی ، دانلود فیلم(فقط اینترنت پر سرعت) ،   ، موسیقی ، مطالب علمی ،

یکصد و شانزده نفر از استادان دانشگاه تربیت مدرس تهران در نامه ای به آیت الله خامنه ای خواستار آزادی زندانیان سیاسی و توقف برخورد با دانشجویان شدند.

امضاء کنندگان این نامه که تنها یکروز مانده به مراسم راهپیمایی روز ۲۲ بهمن در ایران منتشر شده، از نحوه مواجهه با دانشجویان ابراز نگرانی کرده و خواستار آن شدند تا رهبر ایران با "برخوردهای غیرمتعارف و غیرمعمول با دانشگاهیان" مقابله کند.

در نامه اساتید دانشگاه تربیت مدرس، امضاء کنندگان خطاب به رهبر ایران نوشتند: "زمانی مقرر بود که برای تشویق دانشجویان و اعضای هیات علمی به تضارب افکار و اندیشه‏های گوناگون، فضای امن سیاسی اجتماعی در دانشگاه‏ها فراهم شود؛ از برخوردهای نظامی- امنیتی پرهیز گردد؛ نیروهای امنیتی به حریم دانشگاه‏ها وارد نشوند و مسائل دانشگاه‏ها از مجاری قانونی دانشگاهی پیگیری شود؛ اما شرایط موجود اینگونه نیست."

در بخشی از این نامه از ورود آزادانه نیرو های امنیتی و اطلاعاتی به دانشگاه ها و بازداشت دانشجویان ابراز نگرانی شده است.

هاشم آقاجری، معصومه ابتکار، مهرداد بهمنش، بهرام سحابی، علیرضا محجوب، جواد نیستانی به همراه اسامی ۱۱۰ نفر دیگر از اساتید دانشگاه تربیت مدرس، از امضاء کنندگان این نامه اند که خواستار آزادی علیرضا بهشتی و قربان بهزادیان نژاد (از اساتید این دانشگاه) شده و نوشتند: "باید از نقش‏ آفرینی افراطیون که به نظر نمی‏رسد دلسوز اسلام و کشور باشند،جلوگیری به عمل آید و همه امور بر محور قانون اساسی تعریف گردد."

عصر دیروز (سه شنبه ۲۰ بهمن) علیرضا بهشتی حسینی، استاد دانشگاه تربیت مدرس و از مشاوران ارشد میرحسین موسوی با سپردن وثیقه، از زندان آزاد شد.

'به خشونت علیه مردم ایران پایان دهید'

با انتشار نامه ای دیگر ۱۵۰ نفر از روشنفکران، نویسندگان و اساتید دانشگاهی ایران و جهان با انتشار فراخوانی خواستار پایان "خشونت ها علیه مردم ایران" شدند.

این فراخوان که روز سه شنبه (۲۰ بهمن) منتشر شده است، امضا کنندگان با انتقاد از برخورد خشن حکومت ایران در مواجهه با معترضان به نتایج انتخابات خرداد گذشته، خواستار پایان بخشیدن به بکار گیری خشونت علیه مخالفان دولت شدند.

در بخشی از این فراخوان آمده است که "برغم زندانی کردن چند هزار نفر و پخش اعترافات زیر فشار و شکنجه در رسانه ها، مردم دست از اعتراض شان نکشیده اند و با اتکاء به راهبرد عدم خشونت اعتراض خود را نسبت به وضع موجود بیان می کنند".

در میان امضاء کنندگان این فراخوان نام شیرین عبادی، کریم لاهیجی، داریوش آشوری، یرواند آبراهیمیان، اسلاوی ژیژک، ارنستو لالکو و رامین جهانبگلو به همراه بسیاری از روشنفکران و استادان سرشناس جهان مشاهده می شود و این فراخوان در کنار زبان فارسی به زبان های انگلیسی، فرانسه، عربی، و اسپانیایی نیز منتشر شده است.

امضاء کنندگان فراخوان از تمامی مجامع جهانی درخواست کرده اند تا از دولت ایران بخواهند تا حقوق مردم ایران را تأمین کنند و نوشتند: "امروز موج اختناق و سرکوب خونبار تازه ای جامعه مدنی ایران را در معرض خطر قرار داده است و بر تمامی روشنفکران و آزاداندیشان سراسر جهان است که در مقابل چنین خطری بیدرنگ و با تمامی توان به پشتیبانی از مردم آزادی خواه ایران برخیزند."

در همین رابطه و در آغاز هفته جاری آمریکا و اروپا در بیانیه ای مشترک، نگرانی خود را از احتمال برخوردهای خشونت‌بار با معترضان در مراسم سالگرد انقلاب ایران که روز پنجشنبه ۲۲ بهمن (۱۱ فوریه) برگزارخواهد شد، اعلام کرده بودند.

در بیانیه آمریکا و اروپا "بازداشت های گسترده، محاکمه های دسته‌جمعی، خطر اعدام معترضان، ارعاب اعضای خانواده دستگیرشدگان و تداوم جلوگیری از آزادی بیان" مخالف هنجارهای حقوق بشر اعلام شده بود.

وبلاگ نویسی، اینترنت و حکومت در سال 1387

در سال 1387 جاپای حکومت ایران در اینترنت محکم تر از پیش شد و جامعه وبلاگ نویسان ایرانی در تلاش برای برخورداری از آزادی بیان دو قربانی داد.

امید رضا میرصیافی، وبلاگ نویس "روزنگار" در سوم اردیبهشت 87 بازداشت و ٤١ روز در بازداشت موقت به سر برد. او در 12 آبان از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به اتهام آنچه فعالیت تبلیغی علیه نظام خوانده شد، به شش ماه زندان و به اتهام "توهین به آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای" به دو سال حبس محکوم شد.

آقای میرصیافی در نوزدهم بهمن به زندان اوین افتاد، اما بنا به گزارشها، در بیست و هشتم اسفند به دلیل آنچه بیماری خوانده شده، جان سپرد. سازمان گزارشگران بدون مرز مرگ این وبلاگ نویس را مشکوک خوانده و حتی آن را قتل دانسته است. مقامات ایرانی تاکنون واکنشی نشان نداده اند.

همچنین مجتبی لطفی، وب نگار روحانی و از اعضای دفتر آیت الله منتظری که در سال 83 نیز مدتی بازداشت شده بود، در هفدهم مهر ماه با حکم دادگاه ویژه روحانیت در قم بازداشت.

او در آذر ماه به اتهام نشر افکار آیت الله منتظری و "فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اخبار" به چهار سال زندان و پنج سال تبعید محکوم شد. آقای لطفی هم اکنون در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان است.

اسماعیل جعفری، وبلاگ نویس و روزنامه نگار هم در نوزدهم فروردین در بوشهر بازداشت و بیست روز بعد آزاد شد. دادگاه انقلاب بوشهر اما در پاییز 87 این نویسنده وبلاگ "راه مردم" را به اتهام "تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه ها و رسانه های خارجی" به پنج ماه زندان محکوم کرد.

یعقوب مهرنهاد، فعال مدنی زاهدانی که از اردیبهشت 86 بازداشت و در 22 بهمن همان سال از سوی دادگاهی در همین شهر به اعدام محکوم شده بود، سرانجام در روز چهاردهم مرداد ماه 87 در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

مقام های ایران اتهام آقای مهرنهاد را "محاربه و فساد فی الارض از طریق عضویت و همکاری با گروهک تروریستی موسوم به جندالله به سرکردگی عبدالمالک ریگی" عنوان کردند.

اما خود آقای مهرنهاد در زمانی که قصد داشت وبلاگی راه اندازی کند در معرفی خود نوشته بود: "آمده ام تا به جمع شما وبلاگ نویسان بپیوندم. شاید بگوئید که وبلاگ نویسی در کشور ما جرم محسوب می گردد و ممکن است خطراتی را تحمل نمایم، اما من می گویم که آنهائی که وبلاگ نویسی را جرم می دانند، خودم را هم شهروند درجه دو می پندارند و از لحاظ سیاسی نیز از بسیاری مناصب وموقعیت ها در کشور محروم هستم".

بی اطلاع از درخشان

شهناز غلامی، نویسنده وبلاگ "آذر زن" نیز 19 آبان ماه بازداشت و 69 روز در بازداشت بود و سپس با وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد شد.

وی قبل از بازداشت نیز در سوم مهرماه به اتهام "تبلیغ علیه نظام" از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان محکوم شده بود.

پس از انتشار اخباری در نیمه پاییز 87 در مورد بازداشت حسین درخشان، وبلاگ نویس مقیم خارج، سخنگوی قوه قضائیه در دهم دی ماه گفت آقای درخشان در بازداشت به سر می برد و از جمله اتهامات وی مسایل و مواردی است که "در رابطه با ائمه اطهار مطرح شده بود."

با گذشت چند ماه مقامهای قضایی حاضر به اطلاع رسانی دیگری در مورد این وبلاگ نویس نشده و خبرگزاری ایسنا گزارش داد که آقای جمشیدی در پایان اسفندماه و در آخرین نشست مطبوعاتی سال 87 خود در مورد پرونده وی اظهار بی‌اطلاعی کرده و گفته است "اکنون اطلاعات دقیقی در این مورد ندارد."

مریم حسین خواه و جلوه جواهری نیز دو فعال حقوق زنان هستند که در سال 87 به اتهام وبنگاری برای سایت های جنبش زنان از جمله سایت "تغییر برای برابری" از سوی شعبه 13 دادگاه انقلاب محاکمه شدند.

تصویر مخوف

در سال 87 نیز همچون سالهای گذشته بسیاری از مقام های رسمی و غیر رسمی در جمهوری اسلامی با ابراز نگرانی از تهدیدات اینترنت تصاویر خوف انگیزی از آن ارائه کردند.

سعید مرتضوی دادستان تهران در بیست و دوم دی ماه از شناسایی آنچه وی"عوامل سایت های مروج فساد و فحشاء" نامید، خبر داد و گفت که عوامل آن سایت ها نیز دستگیر شدند. وی نام و اتهام بازداشت شدگان را اعلام نکرد.

در واپسین روزهای سال 1387 سپاه پاسداران هم در بیانیه ای اعلام کرد "شماری از اعضای شبکه های سازمان یافته ضد دینی، ضد امنیت، فرهنگ و عفت عمومی را رهگیری و شناسایی" کرده است. مشخص نیست آیا این گروه همان کسانی هستند که سعید مرتضوی به آنها اشاره کرده بود یا خیر.

پیشتر هفته نامه صبح صادق، رسانه مطبوعاتی دفتر سیاسی سپاه پاسداران، در هفته آخر آبان ماه طی مقاله مفصلی با عنوان "امپریالیسم اینترنتی" از اینترنت به عنوان ابزار انقلاب مخملی در ایران نامبرده بود.

ارائه چنان تصویری از اینترنت، وبلاگ و وب سایت تنها به همین جا ختم نشد بلکه برخی از سازمانهای دولتی نیز به اقدام های مشابهی در سال 87 دست زدند.

خبرگزاری برنا وابسته به سازمان ملی جوانان در مرداد ماه 87 با انتشار گزارشی ضمن تاکید براین که "میزان سکس گردی ایرانی ها در اینترنت در حال افزایش و به حد هشدار رسیده است"، 12 میلیون از 23 میلیون کاربر اینترنتی در ایران را به جستجوی سایتهای سکسی متهم کرد.

اما عزت اله ضرغامی، رییس صدا و سیما، شاید تنها مقام حکومتی است که در پاییز 87 گفت:"این وبلاگ ها به هر علتی که پدید آمده باشند، یک شکل جدید فرهنگی محسوب می شوند که نظام باید آن را بپذیرد و در عین حال مدیریت کند."

پنج میلیون پیشگیری


در نتیجه افزایش نگرانی حکومت ایران از رشد اینترنت و دسترسی مردم به جریان آزاد اطلاعات، فیلترینگ سایتهای اینترنتی و وبلاگها در سال 87 شدت یافت. مشاور قضائی دادستان کل کشور در 27 آبان به طور رسمی از فیلتر کردن بیش از پنج میلیون سایت خبر داد و آن را "اقدام پیشگیرانه" توصیف کرد.

خبرگزاری رسمی ایرنا از قول عبدالصمد خرم آبادی گزارش داد که این سایتهای فیلتر شده "دارای مطالب غیراخلاقی و ضداجتماعی بوده اند."

از سوی دیگر، در آذر ماه معاون وزارت ارتباطات خبر داد که این وزارتخانه ضمن استفاده از نرم افزارهای هوشمند فعلی برای فیلترینگ، پروژه جدیدی را برای گسترش مسدود کردن سایتها آغاز کرده است.

فیلترینگ سایت های خبری، تحلیلی و سیاسی و سایتهای فعالان اجتماعی در کنار فیلتر گسترده وبلاگ ها اگرچه کاربران ایرانی را به متخصصان عبور و دور زدن فیلترینگ بدل کرده، اما اعتراض هایی نیز برانگیخته است.

از جمله الیاس نادران و پرویزسروری دو نماینده مجلس در نیمه تیرماه با فراخوانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس از وی درباره مبنای قانونی برخورد وزارت ارشاد با سایت ها و خبرگزاری ها سئوال کردند.

رکوردهای فیلترینگ

سایت "تغییر برای برابری"، رسانه اینترنتی کمپین یک میلیون امضاء، تا دی ماه سال گذشته 19 بار از سوی کمیته تعیین مصادیق فیلتر شد، اما اعضای این کمپین هربار با تغییر آدرس اینترنتی آن به فعالیت خود ادامه دادند.

سازمان گزارشگران بدون مرز در پاییز 87 اعلام کرد که جایزه ویژه سالانه خود به وبلاگ ها و وب سایتها را در آن سال به صورت مشترک به سایت تغییر برای برابری به عنوان "رکورددار فیلتر شدن در جامعه اینترنتی فارسی زبان"، و وبلاگ همسر یک ناراضی چینی اهدا می کند.

همچنین سایت کانون مدافعان حقوق بشر تنها یک روز پس از آغاز به کار از سوی مقامات دولتی فیلتر شد و به این ترتیب سریعترین زمان اعمال فیلتر در سال 87 به این سایت رسید.

قوانین اینترنتی


از دی ماه سال 80 تاکنون تنها مرجع قانونی اینترنت در ایران مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود، اما با تصویب کلیات "لایحه جرایم اینترنتی" و تصویب کلیات طرح تشدید مجازات اخلال گران در امنیت روانی جامعه در مجلس شورای اسلامی دستکم محدودیتها برای وب نگاران و کاربران اینترنت جنبه قانونی خواهد یافت.

امین حسین رحیمی مخبر کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در آذر ماه گفت تشکیل کمیته جدیدی برای تعیین مصادیق جرایم اینترنتی به ریاست دادستان کل کشور و با 11 عضو دیگر شامل وزیر یا نماینده وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، ارتباطات، اطلاعات، دادگستری، علوم، فرهنگ و ارشاد اسلامی و روسای سازمان های تبلیغات اسلامی، صدا و سیماو فرمانده نیروی انتظامی و دو نفر خبره به ترتیب به انتخاب کمیسیون صنایع و معادن و کمیسیون قضایی مجلس از نکات مهم لایحه جرایم رایانه است.

دامنه مجازات ها جریام رایانه ای در این لایحه از جریمه نقدی تا حبس های طولانی پیش بینی شده است.

اما آنچه در سال 87 اعتراض های بسیاری را به دنبال داشت ارائه "طرح تشدید مجازات اخلال گران امنیت روانی" از سوی اصولگرایان مجلس هشتم بود.

در این طرح راه اندازی وبلاگ و سایتهای "مروج فساد و فحشا و الحاد" در ردیف جرایمی چون راهزنی و سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل باندهای فساد و فحشا، قاچاق انسان و شرارت و آدم‌ربایی به قصد تجاوز قرار گرفته و برای آن مجازات محاربه و افساد فی الارض تعیین شده که در قانون مجازات اسلامی اعدام یا قطع دست راست و پای چپ است.

دادستان تهران نیز در آذرماه از افتتاح دادسرای ویژه جرایم اینترنتی و پیامک تلفنی با نام "دادسرای ناحیه 31" خبر داد و تاکید کرد که با افرادی که مخل امنیت اینترنت هستند، برخورد قانونی می شود.

انتفاضه دیجیتال

ورود بسیج به وبلاگ نویسی از جمله خبرهای مهمی است که نیمه دوم سال 1387 منتشر شد.

مصطفی موسیوند از فرماندهان بسیج به رسانه ها گفت که بسیج با شعار "راه اندازی 10 هزار وبلاگ ‏برای 10 هزار پایگاه بسیج" در کشور تلاش خود برای ورود به فضای مجازی و تولید محتوای دینی را آغاز کرده است.

این اقدام بسیج بخشی از طرحی بزرگتر برای موازی سازی و هدایت فضای وب فارسی است که دفتر پژوهش های مجلس نیز پیشتر از آن به عنوان"مصونیت سازی" نامبرده و خبر داده بود که در جلساتی با حضور نمایندگان اغلب نهادها و وزارتخانه ها کلیات آن تدوین شده است.

در آبان ماه نیز طی اختتامیه نمایشگاه ملی رسانه‌های دیجیتال در تهران سازمانی با نام "انتفاضه دیجیتال" با هدف حمله به سایت های اسرائیلی اعلام موجودیت کرد.

هک وب سایت بالاترین، دستور مدیرکل ارشاد کرمان برای برخورد با انتشار وبلاگی متن بخشنامه ممنوعیت روسری سفید در ادارات، توقیف سایت"الف" به مدیریت احمد توکلی پس از انتشار اسنادی در مورد جعلی بودن مدرک تحصیلی علی کردان، وزیر وقت کشور و دستور رییس قوه قضائیه در رفع توقیف از این سایت، توقیف سه روزه خبرگزاری فارس، فیلتر شدن سایت انتخاباتی هواداران محمد خاتمی از جمله خبرهای مهم دیگر در حوزه اینترنت در یک سال گذشه بود.

در این میان انتشار دو فیلم جنجال بر انگیز"اقدام به تجاوز معاون فرهنگی دانشگاه زنجان به یک دختر دانشجو" و "فیلم سخنرانی افشاگرانه عباس پالیزدار" و آثار اجتماعی و سیاسی آن حاکی از نفوذ چشمگیر و اثرگذاری اینترنت و وب نگاری در رویدادهای ایران 1387 است.

به یاد خسرو گلسرخی

"در ایران انسان را به خاطر داشتن فکر و اندیشیدن محاکمه می‌کنند. چنان‌که گفتم من از خلقم جدا نیستم، ولی نمونه صادق آن هستم. این نوع برخورد با یک جوان، کسی که اندیشه می‌کند، یادآور انکیزیسیون و تفتیش عقاید قرون وسطایی است. یک سازمان عریض و طویل تحت عنوان فرهنگ و هنر وجود دارد که تنها یک بخش آن فعال است، و آن بخش سانسور است که به نام اداره نگارش خوانده می‌شود. هر کتابی قبل از انتشار به سانسور سپرده می‌شود. در حالی که در هیچ کجای دنیا چنین رسمی نیست، و بدین گونه‌است که فرهنگ مومیایی شده که برخاسته از روابط تولیدی بورژوا کمپرادور در ایران است، در جامعه مستقر گردیده‌است و کتاب و اندیشه مترقی و پویا را با سانسور شدید خود خفه می‌کند. ولی آیا با تمام این اعمالی که صورت می‌گیرد، با تمام خفقان، می‌توان جلوی اندیشه را گرفت؟ 

 

من یک فدائی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میکنم. و شما آقایان فاشیست ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدرکی به قتلگاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت. شما ایمان داشته باشید از هر قطره خون ما صدها فدایی برمیخیزد و روزی قلب شما را خواهد شکافت. شما ایمان داشته باشید که حکومت غیرقانونی ایران در حال احتضار است و دیر یا زود با انقلاب قهرآمیز توده های ستم کشیده ایران واژگون خواهد شد. 

 

این سرخ گونه
هرگز سخن از درد

نرانده ست
د
رون آتش می زید  و هراس را با او
یارای برابری نیست
 خاموش نشسته به انتظار
زخم را
و گلوله را پاس می دارد
تا آن روز
 کز جراحت سهمگین خویش
پرچمی برافرازد
این سرخ گونه
خاموش نشسته به انتظار
تمامی تن من
سرزمین من است

 زاده شدن
برنیزه
ی تاریک
همچون میلادِ گشادهء زخمی .
سِفْرِ یگانه
ی فرصت را
سراسر
در سلسله پیمودن.
برشعله
ی خویش
سوختن
تاجرقه
ی واپسین،
برشعله
ی حرمتی
که درخاکِ راهش
یافته اند
بردگان
این چنین اند.
این چنین سرخ و لوند
برخار بوته
ی خون
شکفتن
وینچنین گردن فراز
برتازیانه زارِ تحقیر
گذشتن
وراه را تاغایتِ نفرت
بریدن.-
آه ،‌ازکه سخن می گویم؟
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگِ‌ خود آگاه هان اند. 

چون کویری آرام !!!!

گستره ای در چشم نگاه

بی منظرگاه

نقش دلی بی مهابا در سوزش

همه جولانگاه

اما کویری آرام 

سرابی از تقلب بی تغییر درپس نگاه 

چون خاری در چشم  

خشک و بی پروا

بازی باد

چون کودکی شیطان مست

سایه ها تبخیر گشته از عطش

دامن پرچین خاک .... پرتاب و پرنقش

از گـِـله ها شکایت می کرد

گوشه چشم خاک

چروکیده از دوری ُ؛ دوری دریا

فرســـایـــش

تــوان می‌آزمود

و سوزش سازش را

صبـــــوری به پهــــنای کویــــر ...

کویر ... چون چهـره نمــای خورشید ... زرد

زرد زرد

قلب کویر کــــــــو؟

چنگال سکـــوت چه پــــرخــــراش

کویـــر را در معــــنا هضــم کرد

چشــم کویر در خـــواب بوســــتان

از صــدای سکـوت پر... پر... پرید 

خفقان ... در پشت قاب سراب

راز پژمــردگی به صورت کویـر خورد 

پژمردگی آب و شکوفه و گندم 

فرزندان ِگم گشته ِکویر در پس ِقبرِ ِفریاد 

 کویر راز را عتیقه کرد و به باد داد

 

باد راز را حلـــقــه به گـــوش کرد

 

 زجه زمستان به گوش

لرزه بر اندام کویر خواند

بیچاره کویر ...

آرام بود

باد بر سینه کویر زد

کویر در خود فرو رفت

شنــباد ... زلف خاک بر هم ریخت

چهره کویر زیر شلاق باد سیاه گشت

اما کویر ...اما کویر

آرام بود

 

دل کویر گور طلا بود... نفت سیاه  

 

باز آفتاب ...

گردن کویر سپید گشته ... از تابش طلایی خورشید

جلوه ای بی رگ و خون داشت 

داغ خورشید بر پیشانی کویر ... رنگ سوخته داشت

کْـْْــْشتی ناموفق شنباد

دوش  

هضم خورش کویر شد ... هضم نادانی ... بی انگاری    

پیغام مرگ شنباد

حاصل از گم شدن شد

بادی از دریا کنده شد

 

دل انتقام به خروش آمد

 

راه کویر چه گرمایی داشت

 

آب تبخیر ابر سیاه انتقام شد

 

باد ابر را بر چهره کویر کوفت 

راز دانایی برملا شد 

درد سیلی اشک خشکیده را تر ساخت

سوت رعد گوش کویر را آزرد...

و اما بعد ...

کویر ...

آرام بود

نم اشک ... خبر از سوزش درون داشت

خشونت ..... سیلی آبداری نواخته بود

بوی باران ... خبر شادابی را به ارمغان برد

مشام پرواز ... به اوج حس رسید 

پرواز بر فراز کویر  

و فرود..

انتظار را پایان داد

چشم تشنه به دنبال آب گشت

ره توشه مسافر...

اناری درشت دانه بود  

بحثی پس قاب دروغین سراب 

شیرین و پرعتاب  

سر رازی پس کویر  

راز دشنه و تشنه  

راز گل و شکوفه  

راز آب و چشمه 

راز آزادی بیان و خواستن 

توانایی داشتن و از چه نداشتن 

راز انار و قلب  

منقار ... برنده گلوی انار شد

سرخی خون....

چشمان کویر را مملو کرد

 

آرامش ...

 

چون خون جهنده‌ای از رگ

 

کویر را به سوی آسمان ... ترک گفت

 

صدای نوشانوش ...

دل کویر را آب کرد

دانه ای انار بر دل کویر

دانه ای انار بر دل کویر ....

ولع بلعیدن ...

وقار را از یاد کویر برد

آب دل و دانه انار

سرخی گونه و شادی روزگار

ظرافت حس و نرمی رفتار

تپش قلب و افشای بی عار

 

حرف دل و شنوای اسرار

 

باقی همه هیچ ...

هیچ مانده از یادگار ...

 

زبان گویای سخن نیاز

 

چشم ... ریزنده اشک بر پای ... دار

 

انار .... شمارنده اسرار

 

دلش چه پر خون گشت ... از غم ادوار

 

پریش ...

 

زلف ریخته بر ریش

 

روی کویر را نوازش داد

  

بوسه سرخ انار

بر گونه خیس کویر

 

شرب انار از اشک کویر

 

روی کویر از سرخ انار

 

سرخی گونه و رفع عطش

زمان بی دغدغه آزاد گشت

شکوفه خنده .. دل دار را گشود

دندان سپید ... زیر لب سرخ ... آمد پدید

  

عشق بر خاک ریشه داد 

 

یاد کوروش و افراسیاب

 

ریشه ای تا گستره وجود

کویر پر از رگ ... پر از خون شد

آب سپید در خون غلیظ دوان شد

شکوه زندگی تا به دریای سخن رفت 

تا ماه و ماهواره  ...  سرزمین ستاره 

تا ساحل ترنم و تبسم 

با پیغام غم و توهم

معنای بودن نجوای نسیم گشت

حلاوت دوران بر تن کویر بهار آورد

و کویر ...

به میمنت .... بهار را میهمانی داد

خلاک ..... لباس نو پوشید

نسیم ....

خوی خوش باد شد

و آرامش ...

معنایی دیگر یافت

آرامشی با هم

آرامش عشق در آغوش کویر

و ...

کویر آرام بود

روزی که "ای ایران" میهنی‌ترین سرود ملی جهان شد

٢٩بهمن‌ماه ١٣٣٢ خورشیدی
روزی که  "ای ایران" میهنی‌ترین سرود ملی جهان شد
 


 درست ٥٦ سال پیش در چنین روزی، سرود «ای‌ایران»، میهنی‌ترین و مهیج‌ترین سرود ملی، اعلام شد. ٢٩ بهمن‌ماه ١٣٣٢ خورشیدی، در چهارمین روز از نشست فراملی(:بین‌المللی) کارشناسان سرودهای ملی در وین(پایتخت اتریش)، پس از گفت‌و‌گوهای بسیار، کارشناسان و متخصصان، در بیانیه‌ی پایانی خود، سرود «ای ایران» را از نظردرونمایه و آهنگ، میهنی‌ترین و مهیج‌ترین سرود ملی، اعلام کردند.
ناخودآگاه دست بر سینه می‌گذارم، می‌ایستم و بلند بلند ای‌ایران را همراه با همه می‌ خوانم، از تلوزیون و رادیو پخش شود یا در همایش و سمینار باشد و یا حتا اگر بر تکه‌ای کاغذ باشد که در دست گرفته‌ام، تفاوتی ندارد، می‌ایستم و با همان احساسی آن‌را زمزمه می‌کنم، که نخستین‌بار پس از شنیدنش، تکرارش کردم.
می‌دانم که شما هم همین احساس را دارید، همان‌گونه که کارشناسانی که سال ٣٢ از سراسر جهان در وین گرد هم آمده بودند و سرودهای بسیاری را از جای‌جای این جهان پهناور، گوش داده بودند، چنین احساسی داشتند، نمی‌دانم شاید آنها هم دست بر سینه گذاشته و ایستاده بودند، شاید هم تلاش کرده بودند که آن‌را به زبان فارسی زمزمه کنند.
به هر روی این داستان هنوز هم ادامه دارد، حسین گل‌گلاب، سراینده‌ی این سرود است و «روح‌الله خالقی» آهنگسازش. زمانی که این سرود، سروده شد و آهنگ‌گذاری شد، ایرانی دلش از دست بیگانگان پر بود.
به زبان آن‌روزها، ایران پر از اجنبی بود، جنگ جهانی دوم بود و سربازان ریز و درشت انگلیسی و روسی نه تنها حرمت زنان و مردان ایرانی را شکسته بودند، که حرمت خاک ایران را نیز، زیر پا گذاشته بودند.
حسین گل‌گلاب، استاد گیاه‌شناسی دارالفنون، دبیرستان نظام و دانشکده‌ی پزشکی بود. تا سال ١٣٠٧ خورشیدی دوازده جلد کتاب در رشته‌ی علوم طبیعی نوشت. 
او در دارالفنون درس خوانده‌بود، دیپلم گرفته بود و در دارالفنون تدریس می‌کرد. لیسانس حقوق و علوم سیاسی هم داشت و همچنان در دارالفنون آموزگار بود. بعدها دکترای علوم گرفت، معاون دانشکده‌ی پزشکی بود، هموند انجمن موسیقی ایران و در کنار همه‌ی اینها یک ایرانی بود که ایران را بی‌چون و چرا دوست داشت. 
او عاشق ایران بود و همین عشق او و سروده‌‌اش را جاوید کرده است همچون روح‌الله خالقی که آهنگ‌ساز ای ایران بود و استاد بنان که خواننده‌ی این سرود بود.

 
حسین گل‌گلاب با موسیقی آشنا بود و آشنایی بیشترش با بنیاد مدرسه‌ی موسیقی وزیری که کلنل علینقی وزیری، بنیان‌گذارش بود، آغاز شد. استاد روح‌الله خالقی که ساخت آهنگ بسیاری از سرود‌ه‌های گل‌گلاب را انجام می‌داد، در خاطراتش می‌نویسد: «تصور نمی‌شد یک مرد عالم فیزیک‌دان و شیمی و ریاضی‌‌دان و نبات‌شناس و سنگ‌شناس، شعر هم بگوید! استعداد فوق‌العاده‌ای داشت.» 
حسین هموند و زمانی سردبیر فرهنگستان زبان بود و واژه‌های بسیاری را جایگزین واژه‌های وارداتی علوم طبیعی کرد. لابه‌لای کتاب‌های کتابخانه، پر است از برگه‌هایی که واژه‌های فارسی جایگزین واژه‌های بیگانه شده‌است. 
 
عکس سمت راست، عکسی از مهدی مصور الملک است، پدر حسین گل‌گلاب.  در عکس دومی نیز حسین گل‌گلاب را می‌توانید در نوجوانی ببینید، سمت چپ و در کنار خواهرش نشسته است. 
 امروز روز ای‌ایران است، روزی که باید بایستیم، دست بر سینه بگذاریم و بخوانیم:
ای ایران، ای مرز پرگهر/ای خاکت سرچشمه‌ی هنر/
دور از تو اندیشه‌ی بدان/ پاینده مانی و جاودان/
ای دشمن از تو سنگ خاره‌ای من آهنم/جان من فدای خاک پاک میهنم/
مهر تو چون شد پیشه‌ام/ دور از تو نیست اندیشه‌ام/
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما/ پاینده باد خاک ایران ما/
سنگ کوهت در و گوهر است/خاک دشتت بهتر از زر است/
مهرت از دل کی برون کنم/برگو بی‌مهر تو چون کنم/
تا گردش زمین و دور آسمان به پاست/نور ایزدی همیشه رهنمای ماست/
مهر تو چون شد پیشه‌ام/ دور از تو نیست اندیشه‌ام/
در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما/ پاینده باد خاک ایران ما/

دیوار

تاک

دیوارها ...

پر از ماندن

پر از سنگ

صیقل زده از کوهی بهانه گیر

دلیلی برای سر شکستن

کوی ها ...

سرگشته بن بست

سایه ها ...

چه بلند!

چه سرد!

انتها ...

جلو فتاده ز نزدیک

پندارها ...

خالی از بودن

بیمارگونه ... از فردایی تهی

لبها ...

گفتاران خموش

پنجره ها ...

اندر  خفای پرده

آه ... پرده .... پرده

شعاران تواضع ... تواضع تو خالی ... ندیدین گرگان درنده روحانی

خاطره ها ...

گره خورده بر باد

گم گشته ای ... شاید که باز آید ... از پشت زندان بیداد با حرکت باد

کمر ها ...

همه خم

بی عصا

قصه ها ...

پر از دیو ... دیکتاتور ... سیاهی

بی پری  ... پری ها در حجاب ... بی آزادی ... پشت پرده های اندرونی صیغه و سیاهی

چشمها ....

سنگین ... از کوله باری خمار ... معتاد روزگار ...  

پرخون از اشک بی شمار

آرزوها ...

کوچ کرده ... بی خانه دلی

شیشه ای شکسته

تابیده شاید ... نوری از امید ... امید به آزادی ... دموکراسی

پنجره ای پوسیده

باز مانده ای ... شاید پر نقش

تاکی سوار بر دیوار

ریشه بر زیر ... فتاده بر روی ... بهانه اش رشد تا به آفتاب  

آفتاب عالمتاب ... در پشت مهتاب

پای بست دیوار

خورنده اش تاک .... شوینده اش آب

همبازی تاک .... کودکی گنگ

                         قلبها ... گره خورده بر تاک

یکی یکی      ....   دو تا دو تا      ....  خوشه خوشه

                      در کودکی کوچکم              .....               قلبها چه غوره بودند

آه .... که قلبم چه پر تپش غوره می خواست

چه یارانه بود چوبدستیم

و چه شور ... اشکهای حسرتم

شور نیاز ....غوغایی داشت

و دیوار ...

دیوی پای بسته چون ... نگاهبان انگوری طلایی

آه ....

ای تاک ...ای کودکی ... ای نا آزمودگی

تا .... کی

باید به نگاهت آویخت

من آن تاکم

که اشکهای شوریده را نثارت می کنم

و تو ...

آن شهدی

که در اوج چکیده‌ای ... آن جوانی و شیدایی ... آن علم بازیافته از تجربه ... کـِــشته پیران ریشه در خاک

ای کودکی من ... کودکانه ام ... کوته نگرانه ام ...این شوریده ها را از چه نگاه میداری؟

چه باک ...

گر نرگسان را .... ز کاسه سر به زیر پایت بریزم

شورابه هایم در پای دیواری است ...

که اندام تاک نازکت رااز خورشید نگاهم دور داشته

شورابه هایم ...  جویباری خواهند شد

چه باک ... اگر دیوار را آوار کنند

آنگاه آفتاب نگاهم

سبزینه های پیکرت را خواهند ستود

اف بر این دیوار که ستبری را

چون پتکی بر سرم آوار میسازد... نه فقط پتک که اکنون باتوم ... شکنجه ...  زندان  

از بلندای قامت ناآگاهیت دار اعدام بپاست

پرینه های خیال ... چرا ... آغوش تو را نمی یابند ... ای بینش کودکانه ... ای در آرزوی شادکامی و شهد گرفتار

آه ... ماندن ... تا ...کی

مگر این دیوار تا ... کی میماند ... تا کی کودکانه ها را می میراند ... تا کی به دار می آویزد ... تا کی عاشق می کشد

مگر این دیوار عاشق است !!!!

پس از چه به شیشه نمی ماند

تا آفتاب به تاک بتابد

یا بسان سدی است ... که راه به عبور آب نمی دهد

پرسش ها ... این سکون را ... از چه نمی جنبانند!

این سکون از برای من است ؟؟؟ من کودک یا کودکی دیگر ... شاید کودکانه ها ... آه تجربه ها بر فراز تاک می رسند ... شیرینی از حب عشق من ... تابش نگاه من  

آه ... اگر این دیوار نبود

سر را به چه میباید کوفت !!!

منت این نیز ... بر سرم

چه کوبنده ... سنگین است 

همچون منت دین عربان ... دین گرایان شمشیر بدست ... به گل آلودگان مرداب نشست

آه که جز اشک  ... حربه ای ... ندانم نتوانم!!!!

این من ... قیاسش چندین کوچک بود؟ ... که این نیاز چندین امر میکند!!!  

نیاز من سایه ایست بر تاکِ نگاهم  

آه که این شـــوری هوس شیـــرین دارد

آی اشک ... حمله بر دیو .... آر 

بر دیـــــــــــــــوآآآآآآآر  

دیــــــــــــــــــوااااااار

این سستی زمن نیست ... که اشک می بارم

سستی از دیو است که ... نهاد عشق نداشت!!!!!!!!!

این صدای فرو ریختن قلب نیست

این صدای آوار است ... آآآآآوووووواااااارررر

این زمزمه اشک است ... که .... می خواند

نوای روئـــــیـــــــدن را زیر آوار

این کیمیای طلایی تابش است

قلــــــــب است که میــــروید از غــــــــوره

شهــــــــــــد است که می تراود از عـــــــشق

رویش جـــــــوانــــــی است در آغـــوش زمــان

و ... بهـــــــــــار ... آزادی ... رهایی از دیوار

... پشت شیشه فراموشی را می زند ... دیوی که به فراموشی سپرده می شود ... به افسانه بیداد ... و انگور که می روید ... وآرزو که شهد طراوت و جوانی است 

و عشق که می ماند استوار  

می روید از آوار دیوار ... دار دیو بی کردگار 

و ...

پیری که جوانی اش می شود داستان  

داستان کودکان ِ تجربه در تکرار