تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

نظر سنجی تایمز برای انتخلب شخص سال

حتما چنان که می دونین مجله تایم (که ما چه خوشمون بیاد چه نیاد مجله بسیار معروفیه) داره رای گیری می کنه برای انتخاب "شخص سال". قبلا مرد سال بود، حالا شده شخص سال که مفهوم جنسیتی نداشته باشه. امسال "معترضین ایرانی" جزو پیشنهادات بوده. اگر می خواین ما بریم روی جلد تایم به عنوان شخص سال، لطفا برید به

http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,1939691_1939704_1939715,00.html

کارهای زیر رو انجام بدین که کمتر از 30 ثانیه وقت می گیره:

1. این دکمه متحرک رو بکشین به طرف عدد100

2.  یادتون نره که بعدش حتما  submitرو بزنین

توجه داشته باشین که البته سردبیران تایم تصمیم گیرندگان نهایی هستن یعنی ممکنه اونا تصمیم دیگه ای غیر از نتیجه این جدول بگیرن، اما به هر حال فکر می کنم بهتره ما کوشش مون رو به خرج بدیم که این اتفاق بیفته و ما بریم روی جلد مجله.

خواستین وضعیت لیست رده بندی رو ببینین یه کم برین پایین صفحه.

شیر زنان افتخار آفرین تاریخ ایران زمین

۱. ماندان یا ماندانا در لغت به معنی شاه بوی عنبر سیاه، دختر آژی دهاک آخرین پادشاه ماد که همسر کمبوجیه پدر کوروش شد و از این وصلت کوروش متولد گردید.
او در تربیت و نیز انتقال قدرت به کوروش سهم بسیار موثری داشت.
ماندان اولین مدرسه جمعی که در آن برگزیدگانی از پسران بودند بنیان مینهد که خود شخصا به دانش آموزان این مدرسه درس حقوق وقانون را می آموخت و به کوروش می آموخت که باید پایه و اساس ظلم و بیدادی را ویران نماید و در هر حال یار و همیار زیردستان باشد. در این مدرسه فنون سوارکاری و تیراندازی و نبرد نیز آموزش داده میشد. 

۲. شیرین  

شاهزاده ارمنی و برادر زاده و جانشین مهین بانو فرمانروای ارمنستان و زنی خردمند که همسر وفادار خسروپرویز بود.
در آن زمان ارمنستان یکی از شهرهای کوچک ایران و شاه ارمنستان زیر نظر شاهنشاه ایران بود.
خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختند که همیشه در تاریخ ماندگار ماند. شیرین از خسرو چهار فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند وی در زندان کشته شدند.
داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است. پس از این که خسرو پرویز بدست دست افسری جوان به نام مهرهرمز (که پدرش مرزبان نیم روز آ«بابل و عراقآ» بوده و دو سال پیش از این واقعه، به دست خسروپرویز مجازات شده بود) کشته می‌شود، به پسرش شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشیع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که او را برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار جسد همسرش، خود را کشت.
۳. دغدویه یا دوغدو مادر زرتشت است که اصلا از شهر ری بوده است.
وی در آنجا با کوی ها و کرپن ها که مردم را گمراه می کردند و از آنها مرتب فدیه و قربانی می خواستند و دین را وسیله ای برای رسیدن به امیال و خواستهای ناروای خود کرده بودند به مبارزه پرداخت.
پدر و مادرش چون جان او را در خطر دیدند او را نزد یکی از نزدیکان خود به آذربایجان فرستادند او در آنجا با پوروشسب ازدواج کرد و ثمره این پیوند همایون، زرتشت پیامبر بزرگ ایرانیان است.
۴. کاساندان تنها همسر کوروش بزرگ، شهبانوی ایران (ملکه جهان) دختر فرناسپه از شاهدختان و دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر واجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند.
کاساندان ملکه ۲۸ کشور آسیائی بوده و همواره در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده و پس از او نخستین فرد قدرتمند و سیاستمدار دربار هخامنشیان بشمار می آمده است. او ۵ فرزند با نام های کمبوجیه، بردیا، آتوسا، رکسانه و ارتیستونه داشت. هر یک از فرزندان کاساندان و کوروش بزرگ به نحوی در تاریخ هخامنشیان دارای نقش تعیین کننده بوده اند و از نشانه ها چنین بر می اید که آنها از تربیتی خاص برخوردار بودند.
به نقل از هرودوت: کاساندان در ۶ نوامبر ۵۳۹ پیش از میلاد فوت کرد و هنگام مرگ وی در بابل ۶ روز همه به سوگواری همگانی فراخوان شدند. کاساندان قبل از کورش درگذشت و بعد از او کورش در اندوهی فراوان ماند و برای همیشه و به احترام همسرش تنهایی را برگزید.
مقبره شهبانو کاساندانه در پاسارگاد، در کنار آرامگاه کوروش بزرگ میباشد.
۵. آتوسا در لغت به معنای خوش اندام است. همچنین به معنای قدرت و توانمندی نیز میباشد.
آتوسـا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) شهبانوهای ایران یکی از برجسته‌ترین زنان در تاریخ ایران قدیم است. وی دختر کورش کبیر و کاساندان، خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی، کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود.
آتوسـا بانویی زیبا بود وهم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد. به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت.
اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.
هرودوت در مورد زندگی سیاسی وی می‌گوید: آتوسا از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. وی همواره یاور فکری داریوش بزرگ بوده و چندین نبرد بزرگ را شخصا فرماندهی کرده و یا با نقشه های جنگی او انجام گرفته است.
از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می‌دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده‌است. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می‌باشد. 

گفته میشود که آ«هماآ» در اساطیر ایران، بر مبنای یادمانهایی از آ«آتوسا شهبانوی پارسیآ» و رویدادهای دوران داریوش و خشایارشاه، همسر و پسرش شکل گرفته باشد.
آ«هماآ» در افسانه های مردمی مرغ فرخنده ایست که گاه از آن با نام آ«مرغ سعادتآ» نیز یاد می شود و در این باورها همان مرغی است که اگر سایه او بر کسی افتد او را سعادتمند و اگر بر تارک کسی نشیند او را به شهریاری رساند و شاید واژه آ«همایون و همایونیآ» با این نام پیوند دارد.

آتوسا زن کورد ایرانی موجود در موزه زینت الملوک شیراز آتوسا موجود در موزه خانه سنندج 


۶.یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است.
از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند.
.یوتاب خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد.
از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان ( آذربایجان ) در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.
آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.
۷. آرتمیـس یا آرتمیـز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است.
تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.
آرتمیس نخستین بانویی بود که در حدود ۲۴۸۰ سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایارشا هخامنشی دریافت کرد.
در سال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایارشا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست. در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیروی زمینی ایران از ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰ هزار سواره تشکیل شده بود. نیروی دریایی ایران دارای ۱۲۰۰ کشتی جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود.
آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامیس که بین نیروی دریایی ایران و یونان در گرفت شرکت داشت و دلاوری‌های بسیاری از خود نشان داد.. او همیشه مورد ستایش دوست و حتی دشمن قرار داشت. اودر نبرد سالامیس در دشوارترین شرایط جنگ با دلیری و بی باکی کم مانندی توانست بخشی ازنیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد. به همین دلیل بود که او به افتخار دریافت فرمان دریا سالاری از سوی خشایارشا رسید. او به خشایار شاه پیشنهاد ازدواج داد که به دلایلی این ازدواج صورت نگرفت.
۸.گردآفرید یا گُردآفرین یکی از پهلوانان سرزمین ایران که تاریخ از او به عنوان دختر کژدهم یاد میــکند. در داستان رستم و سهراب گردآفرید با لباسی مردانه با سهراب رزم کرد و به دست او گرفتار شد ولی توانست خود را با تدبیر از دست سهراب برهاند. فردوسی بزرگ از او به عـــنوان زنی جنگو و دلاور سرزمین پاکان یاد میکند. 

در شاهنامهٔ فردوسی نیز چنین آمده‌است:
زنی بود بر سان گرد سوار
    همیشه به جنگ اندرون نامدار

۹.سیندخت:همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود.
کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.

۱۰.رودابه:دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد.
بنابراین، چنین زایمان ها را باید "رستمی" گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.
۱۱.تهمینه:دختر زیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است.
تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.

۱۲.بانو گشسب (مخفف گشنسپ) به معنی آ«بانوی دارنده اسب نرآ» است که در جنگاوری هیچ کس یارای مقاومت با او را نداشت.
بانو گُشنــسب دختر رستم و همسر آ«گیوآ» که نام وی در برزو نامه و بهمن نامه بسیار آمده است. یکی از مشهور ترین حکایت های او نبرد سگانه فرامرز، رستم و بانو گشنسب است که در هنگام کشتی پهلوانان را به خاک می افکند، دلیری این بانوی ایرانی مشهور است. او منظومه ای نیز بنام خود دارد که هم اکنون نسخه ای از آن در کتابخانه ملی پارسی و در کتابخانه ملی بریتانیا موجود است.

شهین سراج، پژوهش‌گر ادب و تاریخ:
اگر بخواهیم ارزش پهلوانی دختر رستم را باز بکنیم ارزش حماسی و نقش حماسی این دختر از جایی شروع می‌شود که بهمن اسفندیار به کینه‌توزی خون اسفندیار به سیستان حمله می‌کند و زال را در قفس می‌اندازد و با فرامرز، پسر رستم جنگ می‌کند و عاقبت او را بر دار می‌زند.
تنها کسی که در خاندان رستم در برابر بهمن حقیقتاً یک مقامت نظامی نشان می‌دهد و از آن باورهای رستم دفاع می‌کند به نظر من بانو گشنسب است.

او است که این نبرد را ادامه می‌دهد و مانند پدرش که همیشه حامی پادشاهان ایران بوده ولی هیچ‌وقت سر فرود نیاورد.

زربانو سردار جنگجوی ایرانی و دختر رستم و خواهر بانو گشنسب. او در سوارکاری زبده بوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد.
ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنـــــــشاهی شاپور یکم بنیانگزار ساسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقتدارات دولتی او در قلمرو ایــــران در کتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها امده است و او را ستایـش کرده است.
۱۳.پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی
(391 یشتا 274+1 یشتا 2) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتـــمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش را "همای چهر آزاد" و "همای وهمون" نیز گفته اند.
او مادر داراب بود و پس از "وهومن سپندداتان" بر تخت شاهنشاهی ایران نشست. وی با زیبایی تمام سی سال پادشاه ایران بود.
نوشتارها زیادی درباره رفتار و کردار او یادشده که او در مدت سی سال پادشاهیش هرگز خطائی نکرده و مردمان در زمان او همواره در آسایش و سلامت زندگی میکرده اند.

مرد باهوش در بند

 شنیدم در زمان خسرو پرویز-

 گرفتند آدمی را توی تبریز-

 

به جرم نقض قانون اساسی-

و بعض گفتمان های سیاسی-

 

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش-

قراری را نهاده با زن خویش-

 

که از زندان اگر آمد زمانی-

 به نام من پیامی یا نشانی-

 

اگر خودکار آبی بود متنش-

 بدان باشد درست و بی غل و غش-

 

اگر با رنگ قرمز بود خودکار-

 بدان باشد تمام از روی اجبار-

 

تمامش از فشار بازجویی ست-

 سراپایش دروغ و یاوه گویی ست-

 

گذشت و روزی آمد نامه از مرد-

 گرفت آن نامه را بانوی پر درد-

 

گشود و دید با هالو مآبی-

 نوشته شوهرش با خط آبی:

 

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟

 بگو بی بنده احوالت چطور است؟

 

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو-

 ملالی نیست غیر از دوری تو-

 

من این جا راحتم، کیفور کیفور-

بساط عیش و عشرت جور وا جور-

 

در این جا سینما و باشگاه است-

غذا، آجیل، میوه رو به راه است-

 

کتک با چوب یا شلاق و باطوم-

تماما شایعاتی هست موهوم-

 

هر آن کس گوید این جا چوب دار است-

بدان این هم دروغی شاخدار است-

 

در این جا استرس جایی ندارد-

 درفش و داغ معنایی ندارد-

 

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟

 کجا سلول های انفرادی ست؟

 

همه این جا رفیق و دوست هستیم-

چو گردو داخل یک پوست هستیم-

 

در این جا بازجو اصلن نداریم-

شکنجه ، اعتراف، عمرن نداریم-

 

به جای آن اتاق فکر داریم-

روش های بدیع و بکر داریم-

 

عزیزم، حال من خوب است این جا-

گذشت عمر، مطلوب است این جا-

 

کسی را هیچ کاری با کسی نیست-

نشانی از غم و دلواپسی نیست-

 

همه چیزش تمامن بیست این جا-

فقط خود کار قرمز نیست این جا

مرگ بر دیکتاتور

مرگ بر دیکتاتور و نوچه هاش

درود بر آزادیخواهان ایران 

پیروز باد جوانان سبز ایران  

به امید ایران آزاد 

دیکتاتورایران از ارتباطات ما می ترسد.  

شاید بتوانند تلفن ها و اینترنت را قطع کند 

اما نمی تواند دست های سبز زنجیر شده به هم را قطع کند.  

ما با خداییم و دیکتاتور با شیطان 

جمعیت بانوان وطنخواه

برگی از تاریخ: جمعیت بانوان وطنخواه



جمعیت نسوان وطنخواه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

هیئت مدیره جمعیت نسوان وطنخواهنشسته از چپ به راست: فخرآفاق پارسا ، ملوک اسکندری ، کبری چنانی ، مستوره افشار ، نصرت مشیری ، صفیه اسکندری ، عصمت‌الملوک شریفی.ایستاده: مهرانگیز اسکندری ، بانو چنانی ، هائیده افشار ، عباسه پایور ، قدسیه مشیری.[۱]
جمعیت نسوان وطنخواه (۱۳۰۱۱۳۱۲) یکی از سازمان‌های رادیکال شناخته شدهٔ زنان در تهران بود که در سال ۱۳۰۱ توسط تعدادی از زنان روشنفکر ایرانی به اهتمام محترم اسکندری تشکیل شد. هدف جمعیت نسوان وطنخواه ترویج حقوق زنان و بهبود شرایط دختران بود. این سازمان نشریه نسوان وطنخواه را منتشر می‌کرد و فعالیت‌هایی مانند برگزاری کلاس‌های تحصیلی دختران و اکابر، تاسیس بیمارستان برای زنان فقیر، برگزاری جلسات سخنرانی و راهپیمایی داشت و نمایشی به نام آدم و حوا اجرا کرد.[۲][۳] این جمعیت میزبان دومین کنگره نسوان شرق در سال ۱۳۱۱ در ایران بود.[۴]
جمعیت نسوان وطن خواه آخرین انجمن زنان بود که در دورهٔ سرکوب نشریات و احزاب کشور به‌دست رضاشاه، در سال ۱۳۱۲ بسته شد.[۲]

وسیله‌ای برای سرکوب سیاسی

http://blog.irqo.org/?p=1109




واضح است که متهمین دادگاه‌هایی که احتمال اعدام در آن می‌رود می‌باید، به‌معنی دقیق کلمه از دادرسی عادلانه‌ای برخوردار باشند. اگر ضوابط رسمی دادرسی عادلانه نادیده گرفته و یا اغماض شود، مجازات اعدام در معرض سوء‌استفاده‌ی سیاسی قرار می‌گیرد و خطر اعدام افراد بی‌گناه افزایش می‌یابد.علی‌رغم این‌که تضمین‌های لازم جهت برگزاری دادرسی‌های عادلانه برای کلیه‌ی مجازات‌های مشمول اعدام در سطح جهانی بدون قید و شرط پذیرفته شده، هزاران زندانی بر اثر محاکماتی که آشکارا ناعادلانه بوده اعدام شده‌اند. در دادگاه‌های غیرعلنی موارد عدیده‌ای بوده که در آن متهم، در برابر قضاتِ ای بسا بی‌صلاحیت یا وابسته، دارای امکانات حقوقی کافی برای دفاع از خود نبوده و در برخی موارد اصلا امکان دفاع از خود را نداشته است. در این دادگاه‌ها دادرسی تسریع شده و به متهم اجازه داده نشده از وقت کافی جهت تنظیم دفاعیه‌ی خود استفاده کند. حق متهمین دائر بر درخواست تجدید نظر نسبت به حکم یا مجازات صادره را انکار کرده‌اند.پس از کودتاهای نظامی، مجازات اعدام به‌کرات علیه کسانی جاری شده که با دولت پیشین مرتبط بوده‌اند. در مواردی که کودتا شکست خورده، همین شیوه در باره‌ی متهمین به کودتا در پیش گرفته شده است. در این موارد متهمین با کمال عجله و بدون وجود تضمین‌های لازم محاکم عادله، محاکمه شده‌اند. گاه حتی مجازات اعدام تحت قوانینی صادر می‌شود که عجولانه تدوین شده وعطف به ماسبق می‌شود.

لایحه قانون مجازات اسلامی ۹/۲/۱۳۸۷

http://sina12.parsiblog.com/1242847.htm

 

«


در جلسه مسوولان عالی قضایی که به ریاست آیت الله هاشمی شاهرودی در9 اردیبهشت 1387 برگزار شد، در ادامه بررسی لایحه قانون مجازات اسلامی ، ماده 4 این لایحه با موضوع « جرم سیاسی » مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در پایان مسوولان عالی قضایی مصادیق جرم سیاسی و مجازات‌های مرتبط با هرکدام از این جرائم را به تصویب رساندند .براساس ماده 4 هریک از اعمال زیر چنانچه با قصد مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد و متضمن خشونت نباشد جرم سیاسی محسوب و مرتکب به حبس از شش ماه تا دو سال یا اجبار به اقامت در محل معین یا منع از اقامت در محل معین از دو تا سه سال و محرومیت از حقوق اجتماعی به مدت پنج سال محکوم خواهد شد. این موارد عبارتند از:یک: فعالیت های تبلیغی موثر علیه نظام اسلامی؛


دو: برگزاری اجتماعات یا راهپیمایی های غیر قانونی؛



سه: نشر اکاذیب یا تشویش اذهان عمومی از طریق سخنرانی در مجامع عمومی،انتشار در رسانه‌ها، توزیع اوراق چاپی یا حامل‌های داده (دیتا) و امکان آن.چهار: تشکیل یا اداره جمعیت غیرقانونی یا همکاری مؤثر در آنها؛



پنج: تلاش برای ایجاد یا تشدید اختلاف بین مردم در زمینه‌های دینی، مذهبی، فرهنگی و نژادی.تبصره یک: چنانچه جرم سیاسی همراه با یکی از جرائم دیگر ارتکاب یابد، مرتکب به مجازات اشد محکوم خواهد شد.تبصره دو: صرف انتقاد از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی یا اعتراض به عملکرد مسئولان کشور یا دستگاه‌های اجرایی یا بیان عقیده در ارتباط با امور سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظایر آن جرم محسوب نمی‌شود

“Heretic” Bloggers Risk Execution Under Iran’s New Restrictions

 

03 September 2008

“Heretic” Bloggers Risk Execution Under Iran’s New Restrictions

Latest threats come after years of fruitless attempts to control the Web


Read more: http://www.america.gov/st/freepress-english/2008/September/20080911123203esnamfuak0.7084772.html?CP.rss=true#ixzz0YvM7AYmZ

By Stephen Kaufman
Staff Writer 

Washington – In its latest pressure tactic against Iranian bloggers and text-messagers,  Iran’s government has declared blogs, texting, social networking sites and, more generally, the Internet “destructive,” “tools of media warfare” and more dangerous to the public “than addiction.” It also is threatening to charge some bloggers with heresy, which could carry a death sentence.

Iran’s revolutionary government has been fighting its battle to control public information on the Web for years, according to an Iranian journalist and blogger who now lives in Canada after a brush with Iranian law and asked not to be identified.

“They have used several ways to create restrictions or to suppress bloggers and different Web sites; however, they have not succeeded,” the blogger told America.gov.

Suppression of free speech on the Internet by oppressive regimes scattered across the globe is a concern among democracies worldwide. Through its annual human rights reports, the State Department has criticized Internet censorship in Burma, China, Cuba, Iran and other countries. In 2006 it also established the Global Internet Freedom Task Force (GIFT) to address challenges to free expression and the free flow of information on the Web. (See “State Summary of Global Internet Freedom Task Force.”)

Iran boasts one of the most active blogospheres in the world, with 700,000 blogs, approximately 100,000 of which are updated regularly. Data from the Telecommunication Company of Iran also show that Iranians sent about 21 million text messages every day in 2007.

Under the guise of protecting the Iranian people from “dangerous” online material such as pornography, the Majlis (Iranian parliament) has proposed legislation that associates bloggers with violent criminals and proposed a committee to “confront bloggers and those who have Internet sites, and control them -- if necessary to filter them, or otherwise open a case and turn them over to judicial authorities for arrest,” the blogger said.

“They in fact want to create a preventive measure within families. And on the other hand, they have brought up the subject of execution for bloggers – under the claim of heresy or publishing material that would lead and encourage corruption and prostitution,” the blogger said. The crime of heresy can be interpreted very broadly by the authorities.

“If I don’t write anything except poetry in my Weblog, and [if] I write a poem like ‘I shall become God myself,’ the punishment for that would be execution. And in this way we will witness … death sentences in the near future,” the blogger said.

IRAN’S RESILIENT BLOGOSPHERE RESISTS GOVERNMENT CONTROL

This is only the government’s latest move to control Iran’s active blogosphere. A string of failed attempts began in 1999 with filtering efforts.

After those initial efforts proved unsuccessful, the government began targeting the bloggers themselves in 2002, arresting first those who were also involved with cinema production, and then individuals (like this blogger) who also worked as journalists.

“In 2004-2005 they detained about 20 to 30 bloggers and Weblog owners, tortured them, and caused them trouble, so that others would be afraid and think twice,” the blogger said. “However, this issue led to an increase in the number of Weblogs and bloggers.”

Stage 3, begun after Mahmoud Ahmadinejad became president in 2005, saw the Iranian government itself enter the fray with its own Web sites and massive funding for the sites of groups closely allied with its policies. “However, they don’t have anything new to say,” the blogger said. “[Y]ou come and run 10,000 Weblogs where all of them say everything is fine, while the truth out there shows something else. Therefore, they failed on this stage as well.”

Next came a mixture of arrests and new filtering technology, with somewhat absurd consequences such as the filtering of the word “woman” while arresting many women bloggers. By using filter breakers, legions of bloggers made it impossible for the government to keep up.

In 2005, the Ministry of Islamic Guidance also announced a plan to register all blogs and Web sites, requiring full names, addresses and telephone numbers.  But after only one month, the ministry admitted that only 5,000 of around 100,000 sites had complied and the official who had proposed the registration was forced to resign.

The blogger said Iran’s government is motivated by the desire to ultimately convert the country’s Internet into an Intranet not only to “disconnect communication between inside the country and abroad,” but also to “channelize” access in each region of the country to hinder news of political protests, workers strikes and other problems or developments in the provinces that could motivate others to take action.

“[T]he same is true for women, meaning for example if the women in Tehran are going to have a gathering, they want them to have the gathering and [then] they will suppress it, arrest them, etc. They don’t want there to be a domino effect, and chain reaction” around the country.

But the Iranian blogger predicted that the government’s actions against Internet freedom ultimately will fail, and pointed to unsuccessful efforts to stifle other news sources.

“[C]onsider radio, consider television, even video that they wanted to confront with in the 80s and they did not succeed,” the blogger said. In 1995, a plan was submitted to the Majlis to confront the threat of satellite television. “Right now they go and collect satellite antennas from people’s houses, but this plan has practically failed because people continue to have their satellites and their numbers are increasing daily.”

In the meantime, the struggle between Iranian bloggers and their government will continue, and the increased pressure may end up motivating just as many or more to engage in blogging than the number who will be deterred.

“This game is going on like a cat-and-mouse game,” the blogger said.



Read more: http://www.america.gov/st/freepress-english/2008/September/20080911123203esnamfuak0.7084772.html?CP.rss=true#ixzz0YvHV8gng

دستگیری فعالان جامعه مجازی و وبلاگ نویسی

http://freesmto.blogfa.com 

 

سمیه توحیدلو

.

نحوه بازداشت وی به شرح زیر بوده است

:

ساعت ۳ بامداد روز یک شنبه ۲۴ خرداد ماه٬ عده ای به درب خانه ایشان مراجعه کردند و خود را از طرف آژانس (تاکسی سرویس) معرفی کردند. همسر سمیه توحیدلو که ابراز بی اطلاعی و بی نیازی به تاکسی کرده از آنها خواسته تا بروند. اما آنها مجددا زنگ در را زده و خود را از طرف دادستانی معرفی کردند و از ایشان خواستند تا در را باز کند. همسر سمیه توحیدلو که از آنها درخواست مجوز و حکم کرده بود برای ورود به خانه٬ با بی توجهی به وی و با استفاده از اسپری فلفل و خشونت وارد خانه شدند

.

هفت یا هشت نفر مرد که هیچ خانمی همراه خود نیاورده بودند٬ در حدود یک ساعت تمام خانه سمیه توحیدلو را مو به مو و ریز به ریز بدون از قلم انداختگی بررسی کردند و کیس و دوربین و لب تاپ وی را با خود بردند

.

همسر سمیه توحیدلو که با اصرار توانست حکم آنها را ببیند٬ در لیست اسم چندین نفر را دید غیر از اسم سمیه توحیدلو. وقتی دلیل را جویا شده متوجه شده که او جزو دیگر مرتبطین است که در انتهای لیست درج شده بود

.

آیا به راستی جمهوری اسلامی این نوع رفتار ها را می پذیرد؟ آیا سربازان امام زمان باید انقدر گستاخ و بدون شرم و حیا باشند؟ آیا برای دستگیری یک زن محجبه و مسلمان در جمهوری اسلامی نباید از یک زن استفاده کرد؟

اسلام هم بازیچه شد مهدی بیا

...

به امید آزادی همه یاران سبزمان

دانشجوی دکترای رشته جامعه شناسی در دانشگاه تهران٬ از فعالان جامعه مجازی و وبلاگ نویسی و همچنین یکی از فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در بامداد ۲۴ خرداد در منزلش دستگیر و بازداشت شد
/