تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

خبر ورشکستگی احتمالی دو بانک ملی و ملت،

 

گزارش‌های تایید نشده از هجوم سپرده‌گذاران به بانک‌ها برای دریافت موجودی خود و درگیری در چند شعبه خبر می‌دهند. تعیین سقف ۱۵ میلیون تومان پرداخت روزانه به مشتریان بانک‌ها، بدگمانی مردم نسبت به نبود نقدینگی را دامن زده است.

 
خبر ورشکستگی احتمالی دو بانک ملی و ملت، نخستین بار روز جمعه دوم بهمن،  در شبکه اینترنت و به نقل از یک معاون رده بالای بانک مرکزی منتشر شد. بر اساس این خبر، در صورت عدم کمک اضطراری دولت به این دو بانک، آنها تا روز چهارشنبه ۷ بهمن‌ماه، اعلام ورشکستگی می‌کنند. این خبر با وجودی که مستندات و شواهدی منطقی به همراه نداشت، به سرعت از طریق پیامک به مردم عادی منتقل شد.
اولین واکنش سپرده‌گذاران، تلاش آنان برای خارج کردن موجودی خود از بانک‌ها بود. خبرهای تایید نشده در سایت‌های اینترنتی، از درگیری و تنش در بانک ملت، شعبه بازار و بانک ملی در شعبه‌های صادقیه و خالد استانبولی در روز یک‌شنبه چهارم بهمن ماه حکایت داشتند. این در حالی است که هر شعبه بانکی، میزان محدودی نقدینگی دارد و قادر به تامین تقاضاهای انبوه نیست. سقف برداشت از عابربانک‌ها، روزانه ۲۰۰ هزار تومان و مرز پرداخت نقدی مستقیم، روزانه ۱۵ میلیون تومان است.
حجم محدود اسکناس بانک‌ها
حجم نقدینگی موجود در شبکه بانکی ایران، بیش از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است، اما تنها ۷ درصد مبادلات بانکی، یعنی ۱۵ هزار میلیارد تومان، به صورت اسکناس یا ایران چک انجام می‌گیرند. محسن شمشیری، روزنامه‌نگار اقتصادی، با غیرمنطقی دانستن تقاضای انبوه برای دریافت پول نفد و  با رد شایعه ورشکستگی دو بانک ملی و ملت، می‌گوید: «کمبود اسکناس به معنای کمبود اعتبار نیست. وقتی مراجعه مردم برای دریافت پول نقد زیاد شود، طبیعی است که بانک با کمبود اسکناس مواجه می‌شود. این روشی معمول است که بانک‌ها در شرایط تقاضای بالا، به مردم توصیه کنند که از چک‌های رمزدار یا حواله استفاده کنند.»
بی‌اعتمادی و رواج شایعه
دکتر احمد علویBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  دکتر احمد علوی رسانه‌های رسمی قبلا از عدم بازپرداخت وام‌هایی میلیاردی خبر داده‌ بودند که بانک‌ها به شرکت‌های دولتی، موسسات و افراد پرنفوذ اعطا کرده‌اند. مردم بیم دارند که قربانی گردنکشی‌های مالی مهره‌های درشت شوند و سپرده‌های محدودشان از دست برود.
دکتر احمد علوی، کارشناس اقتصادی، در گفت‌وگو با دویچه‌وله، رفتار سپرده‌گذاران در مواجهه با شایعه ورشکستگی بانک‌ها را عقلانی و تجربی می‌خواند و می‌گوید: «دولت ایران با بحران مشروعیت روبروست و اعتبار عمومی ندارد. مردم با توجه به سابقه ناکارآیی‌های این دولت قضاوت می‌کنند. در نبود اطلاعات و اعتبار و اعتماد، تنها راهی که فرد می‌تواند پول‌اش را حفظ کند، همین است. اصلا هم مهم نیست که بانک واقعا ورشکسته بشود یا نشود.»
به نظر احمد علوی، طرح هدفمند کردن یارانه‌ها یا حدف چند صفر از واحد پولی کشور، امواجی تورمی ایجاد می‌کنند. وی می‌گوید که سپرده‌گذاران به همین دلایل و جدا از موضوع ورشکستگی بانک‌ها، ترجیح می‌دهند که پول‌های خود را از بانک بیرون بیاورند و برای بیمه‌کردن موجودی خود، آنها را تبدیل به ارزهای دیگر یا طلا کنند.
پول واقعی، پول نقد است
یک مدیر بانک، تاکید می‌کند که اتفاقا مردم پس از رکود جاری در بخش مسکن و صنعت، پول‌های خود را بیش از پیش در بانک می‌گذارند و با بهره‌ای که می‌گیرند، جبران تورم می‌کنند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  محسن شمشیری در دفاع از ثبات سیستم بانکی ایران، کندی پرداخت پول نقد در بانک‌ها را ناشی از شتاب مبادلات پولی در دو ماه بهمن و اسفند می‌داند: «هرچه به شب عید نزدیک‌تر شویم، گردش نقدینگی بیشتر و بیشتر می‌شود و در اسفند حتی به سه برابر معمول می‌رسد. مردم در بهمن و اسفند شروع می‌کنند به گرفتن پول و خرید کردن.  معاملات شرکت‌ها، تراز کردن بدهی‌‌ها و طلب‌ها، نقد کردن چک و سفته و برات و حواله‌ها بسیار فشرده می‌شوند، چون رسم است که قبل از سال نو، همه حساب‌های خود را رسیدگی کنند.»
مدیریت ریسک، مدیریت بحران
احمد علوی مشکل دولت را تنها اقتصادی و مالی نمی‌داند. وی به شکاف‌های عمودی و افقی در بلوک قدرت، بدنه دولت و جناح‌های فعال اشاره می‌کند و از فلج شدن دولت و بحرانی بودن شرایط  می‌گوید. به نظر احمد علوی، دولت با این شاخص‌ها چشم‌اندازی برای آینده ندارد. وی در ادامه می‌گوید: «این شرایط بر مبنای واقعیات امروز، حتی به  آشوب اجتماعی خواهد کشید. مسا‌یل اقتصادی با زندگی روزمره مردم سر و کار دارند و شوخی‌بردار نیستند.» احمد علوی معتقد است که در صورت ادامه وضع کنونی، ریسک کنونی به سمت بحران پیش می‌رود. این کارشناس اقتصادی تاکید می‌کند که احتمالا دولت در تبدیل مدیریت ریسک به مدیریت بحران نیز ناتوان خواهد بود.
دفن میت با چک تضمینی
محدودیت  نقدینگی  بانک‌ها، گاه مراسم عزا و عروسی را نیز مختل می‌کند. یک سپرده‌گذار در گفت‌وگو با دویچه وله، از تعویق در تدفین یکی از آشنایان‌اش می‌گوید: «شوهر دوست‌ام به‌طور ناگهانی فوت کرد. قیمت قبر در قطعه‌ای که خانواده‌اش در بهشت‌زهرا در نظر گرفته بودند، ۲۵ میلیون تومان بود که تنها و تنها باید نقد خریداری می‌شد. بانک تنها ۲ میلیون تومان به آنها پرداخت فوری کرد و گفت بقیه را چک تضمینی بگیرید! همگی دوستان جمع شدیم و هر کدام از هر شعبه بانکی که داشتیم، ۵۰۰ هزار الی یک میلیون تومان گرفتیم. روی هم شد ۵ میلیون تومان. آخر سر برای اینکه مرده روی زمین نماند، قبر ۵ میلیون تومانی خریدیم. موقع برگشتن از مراسم خاکسپاری، همه به همدیگر گفتیم که از این به بعد پول‌هایمان را در خانه نگه داریم تا در مواقع ناگهانی، به این دردسر دچار نشویم.»
مهیندخت مصباح


جبهه مقابله اتمی با ایران

جبهه مقابله اتمی با ایران

نظریه پردازان امریکا پیش بینی می کنند

جبهه مقابله اتمی با ایران

آلمان، فرانسه، امریکا، اسرائیل

روزنامه یونگه ولت آلمان-

25.01.2010

برگردان:رضا نافعی

نوشتار تحقیقی “هری تیج فاندیشن” که در روزهای اخیر انتشار یافته به بررسی “حمله پیشگیرانه “اسرائیل به ایران پرداخته است.  این نوشتار از تولیدات باصطلاح ” فکر انبار” یا “فکرخانه” ای است که می کوشد بر سیاست دولت تاثیر بگذارد.
هری تیج فاندیشن  در ژوئیه  2000توصیه هائی  برای “سیاست نو برای افغانستان” منتشر کرد که به وضوح حمله جنگی را توصیه می کرد. این موسسه در تدارک سیاسی- روانی شبیخون به عراق نیز سهم مؤثری داشت .هری تیج فاندیشن در سندی که اینک منتشر ساخته از دولت آمریکا خواسته است “حق” اسرائیل را برسمیت بشناسد که برای “دفاع از خود ” علیه ایران وارد عمل شود. واشنگتن مجاز نیست جلوی اسرائیل را از دست یازیدن به عملیات نظامی بگیرد. بجای آن آمریکا باید انتظار داشته باشد که در صورت حمله اسرائیل ایران هم “پاسخ متقابل” بدهد و خود را آماده ورود مستقیم به جنگ سازد. افزون بر این: از آنجا که می توان فرض کرد که پس از حمله نظامی اسرائیل ایران خواه ناخواه به منافع آمریکا حمله خواهد کرد،  منطقی  است که آمریکا از همان آغاز حمله پیشگیرانه به اسرائیل بپیوندد. علاوه بر این دولت آمریکا باید برای ایجاد یک ائتلاف وسیع با شرکت ناتو، کشورهای شبه جزیره عربستان، ژاپن، استرالیا و هند تلاش ورزد  تا  تنگه هرمز را که مهمترین راه برای حمل نفت است با نیروی نظامی باز نگه دارد.  نیکلای سارکوزی رئیس جمهورفرانسه نیز در هفته گذشته از احتمال حمله به ایران سخن گفت. و این دروغ تبلیغاتی را که ایران می خواهد اسرائیل را از نقشه جغرافیا محو کند تکرار کرد. وی گفت فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل خواستار ” اقدامات سخت ” خواهد شد و در عین حال قصد دارد اتحادیه اروپا را بر آن دارد “تا متناسب با مسئولیت خود گام بردارد” . منظور از این سخن آنست که اگر روسیه و چین با قطعنامه تازه  (قطعنامه چهارم)علیه ایران موافقت نکنند، مستقلا  باتفاق آمریکا دست باین کار زده خواهد شد. بانو مرکل ، صدر اعظم آلمان نیز، در هفته گذشته، در مذاکره با نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل ، سخنانی با همین مضمون بیان کرد

زنان بدون مردان


زنان بدون مردان

اما شیرین نشاط سینماگر و هنرمندی است که فعالیت های هنری و سینمایی اش مطلقا ارتباطی با سینمای امروز ایران و گرایش های حاکم بر آن ندارد. وی تمام آثار هنری و تصویری اش را در تبعید و خارج از ایران و جدا از مناسبات فرهنگی حاکم بر آن خلق کرده، اگرچه، موضوع کارهایش، همواره زنان در جامعه اسلامی امروز ایران بوده و رگه هایی از تاثیر کارهایش را در هنرمندان جوان ویدیو آرت و عکاسان و سینماگران اکسپریمنتال ایرانی می توان مشاهده کرد.

«زنان بدون مردان»، نخستین فیلم بلند سینمایی شیرین نشاط که بر اساس رمان مشهور شهرنوش پارسی پور به همین نام ساخته شده، فیلم بسیار موفقی در فستیوال های جهانی بوده و تا کنون توانسته جایزه فستیوال ونیز برای بهترین کارگردانی را کسب کند.

با اینکه این فیلم اساسا محصول سینمای ایران به حساب نمی آید و تولید مشترک کشورهای فرانسه، آلمان و اتریش است و با استانداردهای سینمای غربی ساخته شده، اما بازتاب یک واقعیت تاسف آور و آزاردهنده در سینمای ایران است.

در بحث های مربوط به اقتباس ادبی در سینمای ایران، سینماگران ایرانی اغلب به غیرممکن بودن تبدیل برخی رمان ها و داستان های مهم ادبیات معاصر فارسی به سینما اشاره کرده و می کنند. به اعتقاد آنها محدودیت های موجود در زمینه تصویر زن و روابط زناشویی و جنسی، مهم ترین مشکل در برگرداندن این رمان ها به سینماست. از این زاویه اقتباس از داستان اروتیک و تب آلود شهرنوش پارسی پور برای سینماگر ایرانی در داخل کشور تقریبا ناممکن بود. این محدودیت تنها به نمایش صحنه های برهنگی و هماغوشی در فاحشه خانه و یا صحنه حمام عمومی زنانه محدود نمی شود بلکه اساسا طرح مکانی به نام فاحشه خانه و شخصیتی به نام زن فاحشه در شرایط فعلی در سینمای ایران ممکن نبوده و نیست. از همه مهم تر سینمای ایران هنوز با تصویر زن بی حجاب مشکل دارد. بنابراین چگونه می توان داستانی را که در فضای تاریخی دهه سی در ایران می گذرد و در باره زنانی با پایگاه های طبقاتی و اجتماعی مختلف است، در سینمای ایران بازگو کرد بدون اینکه به واقعیت تاریخی و تصویر رئالیستی آن لطمه وارد کرد. بنابراین شیرین نشاط حتی اگر برای ساختن این فیلم از وزارت ارشاد در ایران درخواست مجوز می کرد و این مجوز نیز صادر می شد، باز هم نمی توانست آن را به تمامی اجرا کند.

اما آیا سینماگر ایرانی و یا حتی غربی اساسا می تواند رمان ها و داستان های ایرانی، به ویژه داستان هایی با پس زمینه تاریخی را در فضای خارج از کشور به فیلم دربیاورد. آیا بازسازی کوچه پس کوچه های تهران قدیم با نشانه ها و بافت شهری سنتی اش در لوکیشن ها و فضاهای خارج از ایران ممکن است یا نتیجه همانند تصویر شهر بغداد و بازسازی دنیای هزار و یکشب در سینمای هالیوود خواهد شد؟ با انبوه سیاهی لشکر ایرانی چه می توان کرد؟ آیا استفاده از سیاهی لشکر مراکشی و عرب به جای انبوه توده های معترض ایرانی که در خیابان های تهران فریاد زنده باد یا مرگ بر مصدق سر می دهند، ممکن است؟ آیا نتیجه این نمی شود که در سالن سینما به جای فریاد «درود بر مصدق» بشنویم «درود بر موصادک»؟

به گمان نگارنده، شیرین نشاط به خوبی توانسته دنیای زنانه رمان پارسی پور و التهاب ها، شور جنسی و رنج ها و ناکامی های زنان قصه او را با قدرت در فیلمش به تصویر بکشد اما آنجا که به بازآفرینی فضای تاریخی داستان مربوط می شود، فیلمبرداری در فضای خارج از ایران به جای ایران، بزرگ ترین لطمه را به فیلم وارد کرده و واقع نمایی و باور پذیری آن را خدشه دار کرده است.

بدون شک اگر شیرین نشاط این فیلم را به جای مراکش، در ایران فیلمبرداری می کرد، نتیجه آن بسی متفاوت تر از اکنون و چه بسا بهتر می بود.



--------------------

برای دیدن آخرین خبر ها کلیک کنید


منابع اخبار و گزارشها

DEUTSCHE WELLE
شیرین جزایری، مهیندخت مصباح ،مریم انصاری، کیواندخت قهاری،مریم افشنگ، عبدی کلانتری، شبنم نوریان،
بهنام باوندپور،بهرام محبی، اسکندر آبادی،شهرام احدی، جواد طالعى جمشید فاروقى

سرویس جهانی بی بی سی
bbc world service

RFI سرویس جهانی رادیو فرانسه

ایران گفتگو مسئولیت اخبار و گزارش های سایت های دیگر را بعهده نمیگیرد

فیلم‌های ایرانی در فستیوال

فیلم‌های ایرانی در فستیوال 

در جشنواره‌ی امسال سه فیلم با همکاری سینماگران ایرانی شرکت جسته‌اند. فیلم "بسیجی" به کارگردانی مهران تمدن به زبان فارسی و با زیرنویس انگلیسی در بخش مستندها به نمایش گذاشته خواهد شد. این فیلم محصول مشترک کشورهای ایران، فرانسه و سوئیس است. "رپ در تهران" به کارگردانی حسن خادمی و "در مرز ناامیدی" اثر نیما سروستانی از دیگر مستندهای شرکت کننده در جشنواره امسال هستند. نیما سروستانی پیش از این نیز با مستند "حراج کلیه" خوش درخشیده بود. "در مرز ناامیدی" ساخت کشور سوئد است.


مستند "بسیجی" در جشنواره تورنتو در کانادا نیز شرکت داشت. این مستند، همانظور که از نام آن بر می‌‌آید، درباره افراد بسیجی و نیروهای وابسته به آن است. مهران تمدن گرچه از سنین نوجوانی در فرانسه زندگی می‌کند، اما مسایل ایران برای او اهمیت زیادی دارند. در این مستند کارگردان می‌کوشد، انگیزه‌ی مردان برای پیوستن به این سازمان شبه نظامی را بهتر دریابد. طرز تفکر بسیجیان و شهادت‌طلبی ‌آنان از جمله دیگر موضوعات این مستند هستند.


"رپ در تهران" به ساخت و آفرینش "موسیقی زیرزمینی" در جمهوری اسلامی نظر انداخته و مبارزه روزانه جوانان را با دستگاه‌های سرکوبگر دولتی به نمایش می‌گذارد. دستگاه‌های انتظامی، به خاطر موضوعات شدیداً اجتماعی موسیقی رپ، مخالفت زیادی با آن نشان می‌دهند.


مستند "در مرز ناامیدی" درباره زندگی دشوار مردم در منطقه کردستان ایران در همسایگی با عراق است. از آنجاییکه اخبار رسانه‌ها نمی‌توانند، تصویری واقعی از زندگی مردم را به نمایش گذارند، مستند این وظیفه را بردوش می‌گیرد. "در مرز ناامیدی" با نمایش زندگی سه انسان می‌کوشد، جنبه‌هایی از جهنم فقر را در کردستان نمایش دهد.


--------------------

برای دیدن آخرین خبر ها کلیک کنید


منابع اخبار و گزارشها

DEUTSCHE WELLE
شیرین جزایری، مهیندخت مصباح ،مریم انصاری، کیواندخت قهاری،مریم افشنگ، عبدی کلانتری، شبنم نوریان،
بهنام باوندپور،بهرام محبی، اسکندر آبادی،شهرام احدی، جواد طالعى جمشید فاروقى

سرویس جهانی بی بی سی
bbc world service

RFI سرویس جهانی رادیو فرانسه

ایران گفتگو مسئولیت اخبار و گزارش های سایت های دیگر را بعهده نمیگیرد

"آدمکشی به نام خدا"

جشنواره گوتبورگ: از تبعید و دردهای دیگر

علی امینی نجفی

منتقد سینما



Attached Image

جشنواره سینمای تبعید هر دو سال یک بار در
گوتنبرگ (سوئد) برگزار می شود


"جشنواره بین‌المللی سینمای تبعید" که یک هفته در شهر گوتبورگ (یوته‌بوری) سوئد جریان داشت، شامگاه پنجشنبه ۲۹ اکتبر به پایان رسید.

در نهمین دوره‌ی جشنواره‌ی سینمای تبعید که با شعار "دنیا خانه من است" برگزار می‌شود، ۹۴ فیلم کوتاه و بلند از سراسر جهان شرکت داشتند. این فیلم‌ها، اگر به شکل خاص هم به تبعید مربوط نشوند، در هر حال نمایشگر اوضاع ناهموار سیاسی و شرایط نابسامانی هستند که انسان‌ها را به تبعید و بی‌خانمانی سوق می‌دهد.

این دوره‌ی جشنواره بخش‌هایی را به سینمای سیاسی جهان اختصاص داده بود، مانند نمایش برخی از کارهای کریس مارکر مستندساز نامی فرانسوی. در بخشی دیگر جشنواره مروری داشت بر آثار کن لوچ، به ویژه آثار سیاسی این سینماگر سرشناس بریتانیایی. آثار کن لوچ ربط مستقیمی به تبعید ندارد. او در بیشتر کارهایش ناروایی‌ها و بی‌عدالتی‌ها را در جامعه‌ای مدرن و صنعتی ترسیم کرده است.


سیمای ستم‌دیدگان
تبعیض و فشار بر اقلیت‌های دینی، وجوه گوناگون خشونت‌های قومی و نژادپرستی در بسیاری از فیلم‌ها ترسیم شده است. در جشنواره چندین فیلم به سرگذشت تلخ پناهندگان افغانی پرداخته‌اند، که بیشتر آنها را فیلمسازان جوانی افغانی ساخته‌اند.

سه فیلم مستند مصیبت آوارگان فلسطینی را روایت می‌کنند. این تبعیدیان دایمی که از دهها سال همچنان به شکل "موقت" در اردوگاه‌ها به سر می‌برند و برای بازگشت به میهن خود روزشماری می‌کنند.

چند فیلم مستند از ستم بر همجنس‌گرایان، حتی در جوامع مدرن غربی سخن می‌گویند.


سیمای تبعیدیان ایرانی
کشور و مردم ایران در بیش از بیست فیلم جشنواره حضور دارند. از فیلم‌های مستند کوتاهی که کمتر فرصت نمایش عمومی پیدا می‌کنند، تا فیلم‌های بلند داستانی که به اکران عمومی نیز راه می‌یابند.

Attached Image
جشنواره با فیلم سینمایی "لحظۀ آزادی" به کارگردانی آرش ریاحی گشایش یافت. این فیلم تا کنون در چند کشور به نمایش در آمده و از سوی اتریش برای جایزۀ اسکار نامزد شده است.

فیلم "لحظه آزادی" زندگی گروهی از ایرانیان را روایت می‌کند که پس از فرار از ایران در ترکیه سرگردان هستند، و برای گرفتن جواز مسافرت به کشوری اروپایی تلاش می‌کنند. کسانی که نتوانند از طریق سازمان ملل ویزا دریافت کنند، به ایران برگردانده می‌شوند، و در مرز با خطر اعدام روبرو هستند. فیلم با یک تیرباران شروع و در پایان با تیربارانی دیگر ختم می‌شود.

برخی از صحنه‌های "لحظه آزادی" بسیار تلخ و تکان‌دهنده است. در آغاز فیلم گفته می‌شود که فیلم بر پایه‌ی ماجراهای واقعی ساخته شده است. کارگردان که در کودکی به همراه خانواده به اتریش رفته، بی‌گمان یادمانده‌ها و تجارب خود را در نگارش فیلمنامه به کار برده است.


روایتی از قتل‌های زنجیره‌ای
در "جشنواره‌ی سینمای تبعید" فیلمی به نام "آدمکشی به نام خدا" به نمایش درآمد و تئاتری به نام "یک پرونده و دو قتل". فیلم را یک کارگردان آلمانی تهیه کرده و تئاتر را یک کارگردان ایرانی به روی صحنه آورده است. فیلم و تئاتر هر دو یک مضمون دارند: قتل داریوش و پروانه فروهر، دو قربانی نامی قتل‌های زنجیره‌ای سال ۱۳۷۷ در تهران.

این جشنواره که از سال ۱۹۹۳ هر دو سال یک بار در سوئد برگزار شده است، در کنار آثار "سینمای تبعید"، در عرصه‌ای محدود سایر آثار مربوط به تبعید و تبعیدیان را نیز عرضه می‌کند.

امسال علاوه بر تئاتر دو گروه موسیقی نیز کارهای خود را در جشنواره عرضه کردند. اجرای گروهی ایرانی به نام "کافران بی‌نام" نوعی موسیقی رپ را با محتوایی اعتراض‌آمیز ارائه می‌کرد.

"فستیوال سینمای تبعید" یک جشنواره‌ی رقابتی نیست، بلکه بیشتر سکویی بین‌المللی است برای فیلم‌هایی که هدف آنها نه کسب جایزه، بلکه جلب توجه جهانیان به خفقانی است که در گوشه و کنار دنیا جریان دارد.



--------------------

برای دیدن آخرین خبر ها کلیک کنید


منابع اخبار و گزارشها

DEUTSCHE WELLE
شیرین جزایری، مهیندخت مصباح ،مریم انصاری، کیواندخت قهاری،مریم افشنگ، عبدی کلانتری، شبنم نوریان،
بهنام باوندپور،بهرام محبی، اسکندر آبادی،شهرام احدی، جواد طالعى جمشید فاروقى

سرویس جهانی بی بی سی
bbc world service

RFI سرویس جهانی رادیو فرانسه

ایران گفتگو مسئولیت اخبار و گزارش های سایت های دیگر را بعهده نمیگیرد

رواج صیغه "در بازار سکس"

رواج صیغه "در بازار سکس"

Attached Image
در "نظام اسلامی" تنها زنان ناگزیرند فشار موازین شرعی را تحمل کنند

جشنواره بین‌المللی فیلم وین (ویناله) در کنار ده‌ها فیلم داستانی و مستند، فیلمی به نام "در بازار سکس" را به نمایش گذاشت. این فیلم به زندگی جنسی در ایران می‌پردازد، و مشکلات پیچیده‌ای که از این بابت جامعه را فرا گرفته است.



فیلم "در بازار سکس" به کارگردانی سودابه مرتضایی، نگاهی متفاوت به موضوع آشنای مشکل رابطۀ جنسی در ایران امروز است. فیلم پس از مقدمه‌ای تاریخی، دشواری‌های رابطه جنسی را بر بستر فشارها و محدودیت‌های موجود نشان می‌دهد.


جامعه اسلامی که پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ شکل گرفت، قصد دارد تمام امور و مناسبات اجتماعی را بر پایه‌ی موازین شرعی تنظیم کند. با این قالب‌بندی ایدئولوژیک، جامعه برای ارضای نیازی اولیه، با مشکلاتی بغرنج مواجه شده، به گونه‌ای که در عرصه روابط جنسی بحرانی واقعی پدید آمده است.


جامعه برای برون‌رفت از این بحران که از رهگذر دیدگاه تعصب‌آمیز سردمداران ساخته شده، نه تنها به هیچ راه حل روشنی دست نیافته، بلکه روز به روز به آشفتگی و سردرگمی بیشتری فرو رفته است. از سویی فریاد و فغان جوانان و لایه‌های نوگرا از تابوها و فشارهای جنسی به آسمان بلند است، از سوی دیگر لایه‌های سنتی و محافظه‌کار از ولنگاری و بی بند و باری در عرصه‌ی روابط جنسی شکوه می‌کنند.


حاکمیت اسلامی رابطه جنسی را تنها در قالب زناشویی طبق موازین شرعی می‌پذیرد، و هر نوع رابطه میان مرد و زن را خارج از چارچوب خانواده منع می‌کند. مدافعان حقوق زنان انتقاد می‌کنند که فشارها و محدودیت‌ها عملا فقط بر زنان تحمیل می‌شود. در اینجا هم درست مانند حجاب، این زنان هستند که باید زیر چادر اسیر بمانند، تا مردان از "وسوسه شیطانی" در امان باشند!


متعه، یک راه حل؟


منتقدان فقه سنتی عقیده دارند این تنها زنان هستند که ناگزیرند فشار موازین شرعی را تحمل کنند، زیرا "جامعه اسلامی" این امکان را برای مردان فراهم آورده که از نظر جنسی در "آزادی و رفاه" کامل باشند. آیین شرع به مرد مسلمان اجازه می‌دهد که چهار زن عقدی (ازدواج دایمی) داشته باشد و در کنار آن از ازدواج موقت نیز بهره ببرد، که در متون دینی به "متعه" یا صیغه معروف است.


فیلم خانم مرتضایی چند سرنوشت نمونه را در جامعه ایران ردیابی کرده است: از زبان زنی مطلقه، مردی مجرد و ملایی جوان، جوانب گوناگون معضل جنسی در ایران روایت می شود.


مقوله‌ای بحث‌انگیز


در فقه اسلامی صیغه مقوله‌ای بحث‌انگیز، حتی در میان مسلمانان فرقه‌های گوناگون است. اهل تسنن، به طور کلی متعه (ازدواج موقت) را امری خلاف و مغایر با اخلاق اسلامی می‌دانند. در برابر بیشتر فقهای شیعه، صیغه موقت را پاسخی مناسب برای نیازهای جنسی دانسته‌اند.


عرف جامعه، طبق برداشت‌های فرهنگی، صیغه را امری نکوهیده می‌داند که زنان را به تیره روزی و بدنامی می‌کشد. در میان بسیاری از فرهیختگان نیز متعه به مثابه‌ی نوعی "فحشای قانونی" ارزیابی می‌شود.


اما در جامعه‌ای که در آن راه روابط سالم جنسی از هر سو بسته شده، شاید صیغه هم راه مفری باشد: جوانی که امکان ازدواج ندارد و در سن نسبتا بالا هنوز خود را از برقراری رابطه‌ای پایدار ناتوان می‌بیند، یا بیوه زنی که از همسر طلاق گرفته یا شوی خود را از دست داده است و دیگر امکانی برای ازدواج دایم در پیش رو ندارد.


بیشتر طرفداران حقوق زنان عقیده دارند که متعه تنها افزاری برای لذت‌جویی بیشتر مردان است. این مردان، به ویژه مردان متأهل و ثروتمند هستند که از صیغه بهره می‌برند. آنها می‌توانند به هوس‌رانی‌های خود جنبه‌ی قانونی بدهند، و در کنار همسر، یک یا چند زن جوان را به عقد خود درآورند. پس از آنکه مدت صیغه سر آمد، این زن است که با سرنوشتی ناروشن رها می‌شود. نه تنها هیچ حق و حقوقی دست او را نمی‌گیرد، بلکه چه بسا کودکی "نامشروع" و شهرتی خراب روی دستش می‌ماند.


مهم‌ترین جشنواره سینمایی اتریش از ۲۲ اکتبر تا چهارم نوامبر در وین جریان دارد.


--------------------

برای دیدن آخرین خبر ها کلیک کنید


منابع اخبار و گزارشها

DEUTSCHE WELLE
شیرین جزایری، مهیندخت مصباح ،مریم انصاری، کیواندخت قهاری،مریم افشنگ، عبدی کلانتری، شبنم نوریان،
بهنام باوندپور،بهرام محبی، اسکندر آبادی،شهرام احدی، جواد طالعى جمشید فاروقى

سرویس جهانی بی بی سی
bbc world service

RFI سرویس جهانی رادیو فرانسه

ایران گفتگو مسئولیت اخبار و گزارش های سایت های دیگر را بعهده نمیگیرد

سینمای زیر زمینی و براندازی نرم؛ نگاه امنیتی به هنر؟

سینمای زیر زمینی و براندازی نرم؛ نگاه امنیتی به هنر؟

شهاب نیکزاد

روزنامه نگار




معاون سیاسی سازمان صدا و سیما در گزارشی جشنواره های جهانی فیلم را بخشی از"جنگ نرم"علیه جمهوری اسلامی توصیف کرده و نسبت به آنچه"سینمای زیر زمینی"نامیده، هشدار داده است.

در این گزارش که هفته گذشته از سوی معاونت سیاسی صدا و سیما منتشر شد، با تاکید بر "حوادث پس از انتخابات" و تحولات ناشی از آن ، گفته شده که"قدرت های استکباری با بهره گیری از فناوری های نوین و رسانه های جدید درصدد تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی انقلاب" هستند.

معاونت سیاسی صدا و سیما علت تهیه چنین گزارشی را"تاکیدات اخیر رهبر انقلاب اسلامی در باره هوشیاری همه مسئولان و دست اندرکاران نظام" اعلام و تاکید کرده که"جشنواره های جهانی فیلم" و"فیلم های زیر زمینی ایرانی"اکنون به یکی از ابعاد"جنگ نرم" علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

در این گزارش گفته شده است:" بخشی از این جنگ نرم امروزه در جشنواره هایی مثل کن و ... برای سیاه نمایی اوضاع داخلی و برجسته سازی حوادث و وقایع کشور در حوزه های مختلف به منظور بهره برداری سیاسی دنبال می شود."

این گزارش درادامه با لحنی هشدار دهنده تاکید کرده که"از آنجا که این تهدید نرم «موجودیت»،«امنیت» و «اصالت» نظام را هدف قرار داده بنابراین هوشیاری در باره زمینه های مختلف بروز آن امری ضروری است."

معاونت سیاسی صدا و سیما با اشاره به اینکه"نمایش فیلم های ایرانی که تصویری تیره و نابسامان از اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران ارائه می دهند" و توجه به آثار زیر زمینی با مضامین سیاسی که به تفکر سیاسی برگزارکنندگان جشنواره ها نزدیک است" تاکید کرده که در جشنواره های معتبری چون جشنواره فیلم کن ، جشنواره فیلم ونیز و دیگر جشنواره های جهانی"دیدگاه سیاسی" غالب شده و به همین منظور" توجه به آثار زیر زمینی با مضامین سیاسی" مورد توجه قرار گرفته است.
این گزارش"مشکلات داخلی سینمای ایران" و "حوادث پس از انتخابات"را موجب توجه جشنواره های جهانی فیلم به "سینمای زیر زمینی ایران" دانسته است.


هشدار نسبت به رشد "سینمای زیرزمینی" در ایران
بخش قابل توجهی از گزارش معاونت سیاسی صدا و سیما در باره سینمای ایران به ژانر جدیدی در سینمای ایران پرداخته که از آن با نام"سینمای زیر زمینی" نام برده است.

در این گزارش نسبت به "حضور کم رنگ فیلم های ایرانی که از مجاری رسمی به جشنواره های بین المللی معرفی می شوند" ابراز نگرانی و تاکید شده که جشنواره های جهانی فیلم در ماه های اخیر به"نمایش فیلم های زیر زمینی ایرانی و اهدا جایزه به آنها"پرداخته اند.

گزارش معاونت سیاسی صدا و سیما علاوه براین افزوده که"سینمای ایران شاهد تولید فیلم های زیرزمینی است که خارج از شبکه رسمی و نظارتی دولت در کشور تولید می شوند."

در این گزارش، در تعریف سینمای زیر زمینی گفته شده است:"فیلم هایی که مجوز رسمی برای ساخت کسب نمی کنند و در سکوت مطلق خبری ساخته می شوند و تمام تلاش سازندگان آنها صرفا ارسال آنها به جشنواره های خارجی می شود.

در ادامه این گزارش آمده است که سینماگرانی که بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فیلم می سازند قصد دارند "از این طریق بتوانند امکان نمایش بین المللی یافته و با مطرح شدن در این جشنواره ها، سرمایه های خارجی را جذب کنند و این روند تا آنجا پیش رفته است که اکنون می توان از شکل گیری جریانی با عنوان سینمای زیرزمینی در ایران حرف زد."

معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ساخت فیلم بدون مجوز دولتی را"سینمایی بی توجه به ضوابط و مقررات رسمی فیلم سازی در ایران" معرفی و تاکید کرده"سینمای زیرزمینی نیز همانند موسیقی، ادبیات و دیگر شکل های هنر غیررسمی و به اصلاح زیرزمینی در ایران، به موازات جریان رسمی تولید فیلم و مناسبات حاکم بر آن شکل گرفته و توجه برخی جشنواره های بین المللی را برانگیخته است."


افزایش ممنوع الخروج ها و ممنوع التصویرها

فاطمه معتمد آریا و مجتبی میرتهماسب
در فرودگاه تهران ممنوع الخروج شدند


معاونت سیاسی صدا و سیما درحالی از "جشنواره های جهانی فیلم" و "بخشی از سینمای ایران" به عنوان یکی از"ابعاد جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی" نام برده که در ماه های اخیر معترضان به نتایج انتخابات نیز ازسوی حاکمیت و نهادهای امنیتی با اتهام "جنگ نرم"،"براندازی نرم"،"انقلاب رنگی"،و انقلاب مخملی" و برخورد سخت امنیتی مواجه شده اند.

حمایت بخش گسترده ای از هنرمندان به ویژه سینماگران در جریان انتخابات از رقبای محمود احمدی نژاد و تداوم اعتراض آنها با تحریم جشنواره های داخلی به ممنوع الخروج شدن برخی از هنرمندان سینما و ممنوع التصویر شدن برخی از آنها منجر شده است.

فاطمه معتمد آریا و مجتبی میرتهماسب در نیمه مهرماه وقتی قصد داشتند با تعدادی دیگر از سینماگران ایرانی به نمایندگی از خانه سینما در پاسخ به سفر هیاتی از بنیاد اسکار راهی آمریکا شوند، در فرودگاه تهران ممنوع الخروج شدند.

جعفر پناهی کارگردان ایرانی دیگر سینماگر ممنوع الخروج است.

آقای پناهی پس از آنکه به عنوان رییس هیات داوران جشنواره جهانی فیلم مونترال کانادا به همراه سایر اعضای غیر ایرانی این هیات با شال سبز بر صحنه رفت، به ایران بازگشت اما اندکی بعد وقتی که راهی سفر به فرانسه بود ممنوع الخروج شد.

پس از آنکه علیرضا عسگرپور مدیرعامل خانه سینما خواستار واکنش این وزارتخانه در قبال محدودیت های جدید برای سینماگران شد، علیرضا سجادپور، مدیرکل ارزشیابی و نظارت برسینما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت که" ممنوع‌الخروج شدن این افراد ربطی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارد."

علاوه براین، خبر ممنوع التصویر شدن بازیگران سینما نیز در هفته های اخیر بارها منتشر شده و در تازه ترین مورد روزنامه تهران امروز، روز پنج شنبه گذشته از ممنوع التصویر شدن میترا حجار خبر داد.

مدیرکل ارزیابی و نظارت بر سینما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این بار در گفت و گو با خبرگزاری فارس، ممنوع التصویر شدن این هنرپیشه را تایید کرد.
علیرضا سجاد پور گفت:"مدت‌ها قبل از اینکه به بدنه معاونت سینمایی وارد شوم، به صورت شفاهی عنوان شد که تعدادی از اهالی سینما مجوز فعالیت ندارند و به تهیه کنندگان اعلام شد که با این افراد قرارداد همکاری منعقد نشود که خانم حجار نیز یکی از این همین افراد بود."

علیرضا سجادپور تاکید کرد که "مشکل ممنوع التصویر شدن هنرمندان " از جایی در خارج از وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی به وجود آمده است.


"بررسی موضوعات فرهنگی با دید امنیتی"




محمود احمدی نژاد هنگام معرفی حیدر مصلحی وزیر
جدید اطلاعات گفت:"وقت آن رسیده که یک آدم فرهنگی
وزارت اطلاعات را اداره کند."


همزمان با تشدید محدودیت ها برای سینماگران مستقل و اتهام "براندازی نرم" و "زیر زمینی" خواندن بخشی از سینمای ایران از سوی معاونت سیاسی صدا و صیمای جمهوری اسلامی، روز جمعه 8 آبان، 46 سینماگر سرشناس ایرانی طی بیانیه ای خطاب به "دوستداران سینمای ایران" اعلام کردند که"سالن‌های سینما بعضی ازفیلم‌های ما را نشان نمی‌دهند و بسیاری از فیلم‌ها با محدودیت به نمایش در می‌آیند؛ و هیچ قانونی از ما پشتیبانی نمی‌کند. جریانی بین ما و شما فاصله انداخته است. این جریان خواستار حاکمیت پول و سرمایه است و هر کس برای این حاکمیت فیلم نسازد، در نمایش عمومی با شگردهای بازاری تنبیه می‌شود."

عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، رخشان بنی اعتماد، احمدرضا درویش، کیانوش عیاری و کیمورث پور احمد از جمله 46 سینماگر امضاء کننده این بیانیه با هشدار نسبت به حذف سینمای مستقل تاکید کردند که "در شرایط کنونی، ملاک برای نمایش عمومی یک فیلم ، فیلمساز آبرودار و فیلم آبرومند نیست.می‌خواهند سینمای مستقل را حذف کنند و یا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند."

محمود احمدی نژاد اواخر تابستان امسال در برنامه ای تلویزیونی هنگام معرفی حجت الاسلام حیدر مصلحی وزیر جدید اطلاعات از وی به عنوان"چهره فرهنگی" نام برد و گفت:"وقت آن رسیده که یک آدم فرهنگی وزارت اطلاعات را اداره کند."

هفته گذشته علی فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات جمهوری اسلامی به روزنامه "خبر" گفت که اظهارات محمود احمدی نژاد حاکی از آن است که"آنها الان معتقد هستند که موضوعات فرهنگی را با دید امنیتی بررسی بکنند."

آقای فلاحیان با اشاره به سخنان رهبر جمهوری اسلامی در مورد تهاجم فرهنگی گفت:"مقام رهبری فرمودند که ما الان دچار یک تهاجم فرهنگی هستیم. در دورانی هستیم که این همه ماهواره و روزنامه و مجله و آدم‌هایی که تحت تأثیر آن هستند در جامعه ما دارند حرف می‌زنند. پس الان معتقدند که آن کارشناسانی که در حوزه فرهنگ و تأثیرات آن و تبلیغات هستند بیشتر تقویت و هدایت بشوند."

وزیر اسبق اطلاعات که منتقدان از دوران وزارت او نیز به عنوان یکی از دوره های اوج گیری نگاه امنیتی به فرهنگ و هنر یاد می کنند، با اشاره به اینکه نگاه امنیتی به فرهنگ"لزوماً به معنای برخورد فیزیکی نیست" احتمال داد که وزارت اطلاعات در بخش های فرهنگی از جمله فیلمسازی دستورالعمل ها و فعالیت هایی را آغاز خواهد کرد.

بانوان ایرانی با حجاب اجباری مبارزه میکنند

مردان غیرتمند ایرانی ، بانوان ایرانی را که با حجاب اجباری مبارزه میکنند حمایت و محافظت کنیدIran Jaan, Jaan, Jaan ||| ایران جان، جان، جان [HD]

ایران عمرم، روحم، عشقم، خنده رو لبم، پارهٔ تنم،،،،

از حق زنان و برابری انسانی آنها دفاع کنیم

«هر روز شاهد صدور احکام ناعادلانه علیه زنان فعال و گاه حبس و بازداشت غیرقانونی و غیرمنصفانه آنها و بسط سیاست‌های تبعیض‌آمیز و تلاش برای تدوین لوایح و قوانین زن ستیز در مراکز و مراجع قدرت هستیم» 

 

نزدیک به نیم قرن است که زنان در ایران ازحق رأی برخوردارند، اما نه از حقوق یک انسان کامل. برخی از محققان اسلام شناس براین باورند که عقب ماندگی کشورهای اسلامی بیشتر به آن دلیل است که این جوامع، زنان را از حق مشارکت درامور زندگی اجتماعی باز داشته و فعالیت های آن ها را در چهاردیواری خانه محدود کرده اند. این به معنای محروم کردن جامعه از توان و استعدادهای نیمی از جمعیت جامعه است. 

 

آزادی بیان، آسان سازی دسترسی زنان به دانش، اطلاعات، وفرصت های استخدامی برابر  

خواسته تمام زنان ایران است .

 

« زنان ما حق آزادی از تحریم و حجاب را دارند »

آنچه زنان می خواهند نه برابری فیزیکی و بیولوژیک، بلکه برابری حقوقی است. 

 

چرا دولت ایران در آستانه قرن بیست و یکم مانع از مشارکت برابر زنان در امور زندگی اجتماعی و برخورداری آنها ازحقوق برابر می شود؟ آیا این بدان معناست که سیاست در ایران امروز تابع سنت های قبایل عرب شده است و به جای الگو برداری از پیشرفت های علمی و انسانی جوامع پیشرفته، سنت های کهنه قبایل را ملاک قرار داده اند؟ آیا آنها برای ساخت تکنولوژی اتمی خود سنت های کهنه عرب را ملاک قرار داده اند یا دستآوردهای علمی و تکنولوژیک غرب را؟ چگونه است که برای ساخت مناسبات انسانی بهتر، به عقب نگاه می کنند؟ 

 

نسل جوان، ساختار آینده ایران و این سیاست ها را دگرگون خواهد کرد. 

 

همواره آگاه ترین و دلسوزترین زنان با حرکت آگاهی بخش و فعالیت خود هموارکنندگان مسیری هستند که فرزندان آنها از آن بهره خواهند برد.  

تاریخ تمام جوامع رنج مضاعف زنان را برای کسب حقوق برابر در دل خود ثبت کرده است. ایران در این میان استثناء نیست.

دفاع از حقوق زنان

٨ مارس روز جهانی زن :  "هر روز تعداد بیشتری از زنان روزنامه نگار، مدافع حقوق زنان، وبلاگ نویس و حتا کاربران ساده اینترت برای دفاع از حقوق خود، از سوی دولت های سرکوب گر و گروه های مذهبی، تهدید و سرکوب می شوند. از هر روشی برای سد کردن تلاش زنان در طرح حقوق خود استفاده می کنند : تعقیب قضایی، زندانی کردن، خشونت، تهدید به مرگ.

امروز وظیفه ماست از زنان و مردانی که خواهان آزادی بیان برای دفاع از حقوق زنان هستند، دفاع کنیم.  

این موضع نباید به یک امر ممنوعه بدل شود. نباید پذیرفت که در سال ٢٠٠٨ برای دفاع علنی و آزادنه از حقوق زنان، انسان ها زندانی شده و یا به مرگ تهدید شوند. "

در ایران وب نگاران فمینیست، تلاشگران آزادی بیان هستند، از اینترنت برای ابراز آزادنه ی نظرات خود و فرار از سانسور سود می جویند، آنها هر روز فعالتر و تعدادشان بیشتر می شود. اما آنها نیز در تیر رس دولت رییس جمهور محمود احمدی نژاد قرار دارند. دریک سال گذشته بیش از چهل فعال زن دستگیر شدند که ٣٢ تن از آنها روزنامه نگار و وب نگار بودند. آنها در خیابان های تهران برای طرح خواسته هایشان تجمعی مسالمت آمیز برگزار کرده بودند و سپس این جنبش اعتراضی را در وبلاگ ها و نشریات اینترنتی خود پی گرفتند. تقریبا همه ی این زنان تحت تعقیب قضایی قرار دارند، در دادگاه ها به زندان و شلاق محکوم شده اند و با سپردن وثیقه آزاد هستند. برخی از آنها چندین هفته زندانی شده اند. وزیر اطلاعات در فروردین ماه سال جاری جنبش زنان را به " براندازی" و " وابستگی به خارج" متهم کرد.

٨ بهمن ماه، پروانه انتشار نشریه وزین زنان به اتهاماتی چون " به خطر انداختن سلامت روحی، فکری و روانی مخاطب و "سیاه ‌‌نمایی وضعیت زنان در جمهوری اسلامی" از سوی هیات نظارت بر مطبوعات لغو شد. ده ها تن از زنان همکار این روزنامه نیز به صف بیکاران پیوستند. زنان نخستین قربانی توقیف نشریات نیز به شمار می روند. از سوی دیگر در آخرین اقدام علیه زنان، ماموران امنیتی در تاریخ ١٣ اسفند ماه مانع خروج پروین اردلان وب نگار فمینیست و همکار سایت تغییر برای برابری، یکی از سایت های مدافع حقوق زنان،از کشور شدند. وی برای دریافت جایزه خود به کشور سوئد می رفت. بنیاد اولاف پالمه جایزه حقوق بشر ۲۰۰۷ خود را به این روزنامه نگار اهدا کرده است. پروین اردلان همجون دیگر همکارانش، بارها از سوی مقامات قضایی و امنیتی احضار و مورد بازجویی و بازداشت قرار گرفته است. در فروردین سال جاری از سوی شعبه شش دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام "تبانی و اجتماع جهت بر هم زدن امنیت کشور" به شش ماه زندان قطعی و دوسال نیم زندان تعلیقی، برای شرکت در تظاهرات ٢٢ خرداد ١٣٨٥در تهران، محکوم شده است. در این تظاهرات مسالمت آمیز که از سوی نیروهای انتظامی به خشونت کشیده شد و ده ها تن بازداشت شدند، بر روی پلاکارد های زنان نوشته شده بود " ما زنیم، انسانیم، اما حقی نداریم و حقوق زنان حقوق بشر است."در افغانستان یک مرد برای دفاع از حقوق زنان در خطر اعدام قرار دارد. سید پرویز کامبخش که از تاریخ ٥ عقرب (آبان) ١٣٨٦ در بازداشت بسر می برد، از سوی دادستا ن(سارنوالی) متهم به " در اختیار داشتن و انتشار مقاله ای کفر آمیز " شده بود. روزنامه نگار جهان نو، نوشته ای به نام "آیات زن ستیز در قرآن" را از روی سایت های اینترنتی برگرفته است. این روزنامه نگار جوان در تاریخ ٢ دلو (بهمن) ١٣٨٦ از سوی شعبه امنیت عامه دادگاه ابتدایی ولایت بلخ، به شکل غیر علنی و بدون حضور وکیل مدافع به اتهام " اهانت به دین اسلام و پخش مقاله ای کفرآمیز" به اعدام محکوم شد. این حکم با اعمال فشار از سوی شورای علمای بلخ صادر شده است.

در این کشور محافظه کاران می گویند که تعداد زنان در رسانه های تصویری محلی زیاد است و در پی آن هستند تا قانونی برای" رعایت ارزشهای و پوشش اسلامی" به تصویب رسانند. در ماه دلو (بهمن) سال جاری افراد ناشناسی که خود را نماینده طالبان معرفی می کردند، سه روزنامه نگار زن افغان را در شهر مزار شریف، تهدید به مرگ کردند. این افراد به یکی از این روزنامه نگاران گفته بودند " اگر به کار در تلویزیون ادامه بدهی ما همه ی خانواده ات را اختطاف( ربوده) می کنیم." علیرغم درخواست و مراجعه این روزنامه نگاران به مقامات مسئول ولایتی و امنیتی، اما آنها از محافظت پلیس برخودار نشدند. در آخر نزدیک به یک سال پس از قتل ذکیه ذکی یکی از چهره های برجسته ی روزنامه نگاری مستقل افغانستان، هنوز پلیس نتوانسته است که قاتلان او را دستگیر کند. مدیر رادیو صدای صلح به دفاع از حقوق زنان معروفیت داشت.

در هند تسلیمه نسرین دوباره و از اواخر نوامبر ٢٠٠٧ تحت حمایت پلیس زندگی می کند. وی برای نوشته هایش که نقض حقوق زنان را به نام اسلام، افشا می کند، بازهم مورد تهدید قرار گرفته است. نیکلا سرکوزی رئیس جمهور فرانسه در پایان ماه ژانویه ٢٠٠٨ و درپی سفر رسمی اش به هند قرار بود، شخصا نشان سمون دوبوار( نشان عالی فرانسه برای شجاعت در دفاع از حقوق زنان) را به وی اهدا کند، اما با اکراه مقامات هند که از سوی گروه های افراطی مسلمان تحت فشار قرار دارند. این دیدار لغو شد.در مصر نوال سعداوی نویسنده معروف و بنیان گذار انجمن عرب برای همبستگی زنان، از سوی دستگاه قضایی تحت تعقیب قضایی قرار گرفت و مجبور به ترک کشور و اقامت در اروپا شده است.در آرژانتین مورد کلودیا آخونا روشنگر وضعیت مدافعان حقوق زنان است. این روزنامه نگار که سردبیر ی یک آژانس خبری آنلاین به نام واخا (VACA) و روزنامه ای به نام مو (MU)را بر عهده دارد. پس از انتشار کتابی در باره وضعیت زنان خود فروش در خیابان های بوینس آیرس و روشنگری در باره ی دست داشتن برخی از مقامات کشور در شبکه های فروش این زنان، از ماه ژوئیه از سوی پلیس مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. این روزنامه نگار اعلام کرده است که ماموران پلیس همه مراجعان به دفتر کارش را مورد کنترل و شناسایی قرار می دهند.