تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

Ehsan Fattahian Was Hanged

Iran Human Rights, November 11: According to reliable sources in Iran, the Kurdish political prisoner Ehsan Fattahian was hanged in Sanandaj today.

The numerous campaigns by the local and international human rights groups to stop his execution did not give any result. He was executed in the prison of Sanandaj this morning.

Mahmood Amiry-Moghaddam, the spokesperson of Iran Human Rights said "Our thoughts go to Ehsan’s family and friends and all those who are struggling for abolition of death penalty worldwide. We condemn strongly Ehsan’s execution. Iranian leaders must know that hanging and torture will not solve their regime’s massive problems, and they will eventually be held responsible for their acts".

some information about the kurdish activists who are sentenced t

Among activists sentenced to death, Habibollah Lotfi is the only one who was arrested as university student. And besides from Mr. Arsalan Ovlia’ee, who is married, all others are single. Their accusation sums up only in their membership in Kurdistan’s various parties and their support of the party they belong to.

1- Rmaezan Ahmad, from “Ghamishloo” Syria. His accusation is membership in Kurdistan’s Hayat’e Azad party (Kurdistan’s Free Life). He is sentenced to be executed and is kept in Makoo jail in Iran. He has no family in Iran to support him and follow up with his case.
2- Farhad Chalesh, from “Sharnak” city, Turkey’s Kurdistan. His accusation is membership and support of Kurdistan’s Hayat’e Azad party. He is sentenced to be executed and is kept in Makoo jail in Iran. He has no family in Iran to support him and follow up with his case.
3- Shirkou Ma’arefee, 30-years-old, from Banneh, Kurdistan, Iran. His accusation is membership in one of opposition parties which is active in Kurdistan. He was arrested on 2008-11-29 and is kept in the Security Office since. Shirkou fled to Iraq Kurdistan 8 years ago and joined one of Kurd parties. He was arrested by Security Office agents when he came back to Iran.
4- Rostam Arkia, from Makou or Chaldrean, Iran. His accusation is membership and support of Pezhak Party. He is a prisoner of Makou jail in Iran.
5- Farzad Kamangar, teacher with the board of education in Kamiaran city, Iran, teaching for 12 years in schools of the region. He thought in the High School of Kar’o’Danesh (Work and Knowledge) for the year before his arrest. He sat at the board of directors of Teachers Guild Association. Up until his arrest he was the communications officer in the said association. Revolution Court accused him of membership in Kurdistan’s Kargaran Party (Kurdistan’s Worker Party) and ordered his execution verdict on 2006-02-25.
6- Ali Heidarian, from Sanandaj, Iran. His accusation is membership in Pezhak party. He is sentenced to be executed.
7- Farhad Vakili, from Sanandaj, Iran, is sentenced to be executed for his membership in Pezhak party.
8- Arsalan Ovlia’ee, resident of DivanDarah, Iran. He is married. His accusation is not known. He is sentenced to be executed.
9- Habibollaah Latifi, from Sanandaj, Iran. He is 27-years- old, and was student in Ilam’s Azad University when arrested on 2007-10-23. Besides his affiliations as an student activist, he is also among the civil activists of the city of Sanadaj. He was also working with Chia, Shahou, and Zhiana’Vah associations in the city. He is sentenced to be executed.
10- Fasih Yasamani, resident of Khoy city or Salamas city, Iran. His accusation is membership and support of Pezhak party. He is sentenced to be executed.
11- Zeynab Jalalian, 27-years-old, from Makou city, Iran. She was arrested in Kermanshah city, Iran by security forces and transferred to Sepah Pasdaran’s (Guardians of the Revolution) intelligence office. Revolution court in Kermanshah city conducted a brief trial of only a few minutes and because of her membership in a Kurdistan party accused her of Fighting God and gave her execution order.
12- Anvar Rostami, political activist, resident of Javanrood city, Iran, was arrested in Kermanshah city, Iran and transferred to Sepah Pasdaran’s intelligent office. His accusation is membership in one of opposition parties active in Kurdistan, breaking national peace and order by joining street demonstration and opposing the death of Shovaneh Ghaderi (young man killed by regime agents whose body was then dragged around the city). He is sentenced to be executed and is kept in Kermanshah jail

حق رای زنان از نظر مدرس !!!!!!

modares9 

 

از اول عمرم تا بحال برایم بسیار مهالک در بر و بحر اتفاق افتاده و هیچکدام به بدنم لرزه درنیامده بود* ، آخر ما هر چه تامل می کنیم می بینیم خداوند قابلیت در زن ها قرار نداده ست که لیاقت انتخاب کردن را داشته باشند ، اینها از آن زمره ند که عقول شان استعداد ندارد و در حقیقت تحت قیومیت قرار دارند ، چطور ممکن است به اینها حق انتخاب کردن داده شود

*در ارتباط با پیشنهاد چند تن از نمایندگان مترقی مجلس دایر بر منظور کردن حق رای برای زنان در قانون اساسی مشروطیت / جلسه یازدهم شعبان سال قمری 1329

دیدگاه زیبای گاندی: 7 موردخطرناک!

  از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند: 
 1-ثروت، بدون زحمت 

 2-لذت بدون وجدان
 3-دانش، بدون شخصیت
 4-تجارت، بدون اخلاق
 5-علم، بدون انسانیت
 6-عبادت، بدون ایثار
 7-سیاست، بدون شرافت  

  این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد. 

کهریزک و روایتی که خشم مرتضوی را برانگیخت

کهریزک و روایتی که خشم مرتضوی را برانگیخت

زندان

با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است.

پنجم مرداد ماه زمانی که موج اعتراضات بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اوج خود بود، آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران دستور تعطیلی بازداشتگاهی"غیراستاندارد" را صادر کرد که یک روز بعد مشخص شد نام این بازداشتگاه کهریزک است.

جایی که ده سال پیشتر وقتی نیروی انتظامی با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید موسوم به "جزیره" در شرق تهران از آن استفاده کرد تا مدتها بلااستفاده بود ولی بعد از اجرای طرح امنیت اجتماعی که سرتیپ احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی دنبال می کرد کهریزک به محل بازداشت"اراذل و اوباش" تبدیل شد.

این بازداشتگاه تا میانه تابستان ناشناخته بود اما در جریان اعتراضات بعد انتخابات ریاست جمهوری به دلیل رفتار غیر انسانی، تجاوز و آزار جنسی و مرگ چند تن از معترضان بازداشتی شهرت جهانی پیدا کرد.

با وجود گذشت بیشتر از دو ماه و اندی از تعطیلی این بازداشتگاه، پرونده این بازداشتگاه هنوز باز است و هر روز ابعاد تازه ای از این ماجرا فاش می شود.

روایت هایی متفاوتی از این بازداشتگاه، نحوه برخورد با بازداشتی ها و تعطیلی آن منتشر شده است. تازه ترین روایت پای سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به آن ماجرا باز کرده است.

آقای مرتضوی که اکنون معاون غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور است، نامه ای به علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای تهران و مدیر مسئول مجله پنجره نوشته و در آن "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است.

دو روایت از تعطیلی کهریزک

مجله پنجره در شماره یازدهم خود که ۲۸ شهریور منتشر شده، گزارشی مفصلی از وقایع مرتبط با کهریزک منتشر کرده است. بخشی از این گزارش روزشمار وقایع مرتبط با کهریزک است که از بیست وششم خرداد یعنی چهار روز بعد از برگزاری انتخابات آغاز می شود.

مجله پنجره

مجله پنجره در شماره یازدهم خود گزارش مفصلی در باره کهریزک منتشر کرده است

بنابر این گزارش چهار روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری یک گروه بیست و دو نفری از دستگیر شدگان بعد از انتخابات به کهریزک منتقل شده اند. ولی از نظر این نشریه همه چیز از هیجدهم تیر شروع می شود که در آن روز پلیس ۲۷۰ نفر را دستگیر و ۱۴۵ نفر آنها را روز جمعه نوزدهم تیر به کهریزک منتقل می کند.

به نوشته این نشریه، سه روز بعد از آن در روز بیست و دوم تیر خبر "نگهداری بازداشت شدگان در کنار اراذل و اوباش و ضرب و شتم بازداشت شدگان" به گوش آیت الله خامنه ای می رسد و آقای خامنه ای به سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور می دهد که همان روز "باید بازداشتگاه کهریزک تعطیل و در صورت نیاز، بازداشت شدگان همگی به زندان های رسمی منتقل گردند."

بعد از این درخواست، دبیر شورای عالی امنیت ملی با آقای مرتضوی دادستان وقت تهران تماس می گیرد و "دستور رهبر انقلاب" به وی ابلاغ می شود اما آقای مرتضوی با این استدلال که جا در زندانهای دیگر وجود ندارد ازاجرای این کار طفره می رود اما آقای جلیلی تاکید می کند که "در صورت نداشتن جا در سایر زندانها، بازداشت شدگان همین روز آزاد گردند."

به نوشته این نشریه، دستور تعطیلی این بازداشتگاه زمانی صادر شده بود که فقط "خبر ضرب و شتم" بازداشتی ها به آیت الله خامنه ای رسیده بود و هنوز هیچ کشته ای در کار نبود اما "متاسفانه این موضوع را دادستان تهران عمل نکرده و فردای آن روز بازداشتگاه تعطیل و بازداشت شدگان منتقل می گردند."

اما دادستان سابق تهران این روایت را نادرست می داند و می گوید که آقای جلیلی ساعت هفت و نیم تا هشت عصر روز دوشنبه بیست ودوم تیر "با تلفن سیاسی دفتر اینجانب" تماس گرفته ولی "در این تماس تلفنی اساسا بحث تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را نداشته و چنین امری اصلا در تیر ماه رخ نداده است و ابلاغ این امر که در مرداد ماه صورت گرفت از طریق صدا و سیما و سایر رسانه ها منتشر گردید."

آقای مرتضوی تائید می کند که دبیر شورای عالی امنیت ملی "بدون ذکر هیچ علتی" از وی خواسته که "بازداشت شدگان حوادث اخیر ۱۸ تیر به زندان اوین منتقل شوند."

دادستان سابق تهران اضافه می کند که صبح روز بعد یعنی بیست و سوم تیر دستور انتقال بازداشتی ها از کهریزک به اوین داده می شود و این گروه "در زندان اوین پذیرش شدند."

از کهریزک به اوین

اما ماجرا به اینجا خلاصه نمی شود و نشریه پنجره در باره انتقال بازداشتی ها و نحوه پذیرش آنها در اوین روایت می کند که چطور در مسیر راه یکی از بازداشتی ها "به دلیل صدمات وارده دچار تشنج می شود" اما ماموران توجهی به او نکرده و سرانجام نیز بعد از تماس ماموران با مافوق خود تصمیم گرفته می شود وی به کهریزک بازگردانده شود و نامش هم از لیست بازداشتی های اوین حذف شود. این فرد که نامی از او برده نشده بعد از جان دادن به کهریزک منتقل می شود.

وقتی کاروان بازداشتی ها کهریزک به اوین می رسد "مسئولان اوین به خاطر اوضاع بد جسمانی و ضعف بازداشت شدگان و بوی تعفن ناشی و صدمات بدنی" از پذیرش بعضی از آنها خودداری می کنند اما در نهایت ناچار به پذیرش آنها می شوند.

در عین حال مسئولان زندان اوین وقتی مشغول پذیرش کهریزکی ها بودند حال یکی بازداشتی ها به هم می خورد و نقش زمین می شود و ساعتی بعد روانه بیمارستان می شود.

سعید مرتضوی

مرتضوی "اتهام نافرمانی" از دستور آیت الله علی خامنه ای برای تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را رد کرده است

نام این فرد مشخص نیست اما این بخش با روایت سهراب سلیمانی مدیر کل زندانهای استان تهران در باره مرگ محمد کامرانی تطبیق می کند. آقای سهرابی می گوید که "آقای کامرانی در صف پذیرش زندان حالش به هم می خورد و به بیمارستان لقمان منتقل می شود و قبل از فوت آزاد می شود و وقتی زنده بود تحویل خانواده اش شد اما به دلیل بیماری روز بعد در بیمارستان مهر فوت می کند."

دیگر جان باخته کهریزک آقای محسن روح الامینی است که به نوشته مجله پنجره، در ساعت یک و نیم بعد از ظهر (روز ۲۳ تیر) " یعنی روز انتقال کهریزکی ها به اوین، به بیمارستان شهدای تجرش منتقل و با عنوان "مجهول الهویه" پذیرش می شود."

اما آقای روح الامینی تنها تا ساعت شش و ده دقیقه صبح دوام می آورد و در بیمارستان جان می سپارد و "مسئولان بیمارستان گواهی فوت او را با عنوان مجهول الهویه صادر می کنند."

غیر از این دو نفر نام امیر جوادی فر و رامین آقازاده قهرمانی نیز در میان جان باختگان بازداشتگاه کهریزک به چشم می خورد.

پرونده باز کهریزک

در این پرونده نام آقای رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز به میان آمده که در زمان اجرا طرح امنیت اجتماعی، کهریزک را مکان مناسبی برای "مجازات گردن کشان و ارازل و اوباش سابقه دار در نظر گرفت تا هوای جهنمی بالای چهل درجه جنوب تهران و فقدان امکانات اولیه بهداشتی برای زندانیان و محدودیت ها و شرایط سخت بدنی، آنها را به خود آورد."

کمیسیون وِیژه رسیدگی مجلس به زودی گزارش خود را تقدیم مجلس می کند و برخی گزارشها حاکی از آن است که در این گزارش غیر از مقصران درجه پائین نیروی انتظامی و قاضی پرونده، نام کسانی همچون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران به میان آمده است.

بعد از این وقایع و تغییر رئیس قوه قضائیه آقای مرتضوی از قوه قضائیه به دادستانی کل کشور منتقل شده و پنجره از احتمال جابه جایی جانشین فرمانده نیروی انتظامی نیز خبر داده است.

عبدالحسین روح الامینی پدر محسن روح الامینی که یکی از کشته شدگان کهریزک است، به این نشریه می گوید:"ما امیدواریم با عوامل اصلی و پشت صحنه پرونده برخورد شود و فقط به مجازات این چند نفر عناصر سطح پائین و محلی جنایت بسنده نشود، عدالت واقعی زمانی اجرا می شود که آمران و مجوز دهندگان انجام این جنایت که در پست های بالای کشوری، قضایی و دانشگاهی قرار دارند، مجازات شوند."

سخنانی از کورش کبیر

فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی بخاک بسپارند تا اجزائ بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهند

جملاتی از دکتر شریعتی

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتی که بچه بودم هر شب دعا میکردم که خدا یک دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم که اینطوری فایده ندارد. پس یک دوچرخه دزدیدم و دعا کردم که خدا مرا ببخشد.

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

تحلیل قدرت دولت و جنگ داخلی

راسل نظام سلطنتی را مورد بحث و نقد قرار داده و نوشته‌است که اگر سلطنت موروثی نباشداحتمال جنگ داخلی بیشتر است. با استناد به نوشته‌های راسل درباره سلطنت در کتاب قدرت می‌توان اندیشه‌های سیاسی او را کاملا متفاوت از فیلسوفانی مثل افلاطون و ارسطو دانست که به ترتیب کتاب‌های جمهور و سیاست را نوشته‌اند.

راسل قدرت را وسیله تنازع در تنازع اخلاقی و سیاسی می‌داند اما از نظر او قدرت بیشترین هدف در دستگاه‌های اخلاقی که بیشترین تاثیر را داشته‌اند نیست. منظور راسل در این بخش از کتاب قدرت دورانی است که مردم با آن که به یکدیگر نفرت می‌ورزند همدیگر را مورد اذیت قرار می‌دادند تا دورانی که حرمت و احترام خود را متوجه کسانی می‌ساختند که نحوه دیگری از زندگی را مد نظر داشتند یعنی متوجه کسانی که انسان را همچون انسان در نظر داشتند نه محدود به ادیان.

راسل تبلیغ و تهییج را آزاد می‌داند به شرطی که مردم را به قانون شکنی برنینگیزد. راسل می‌نویسد: «وقتی دولتی اتحصار قدرت اقتصادی را در دست داشته باشد قدرتش به مقیاس عظیمی افزایش می‌یابد.» او نابرابری‌ها را دلیل از بین رفتن وسیله تبلیغ می‌داند مگر آن که درست برایشان پیش بینی شود. 

جنگ داخلی جنگی مسلحانه است که در درون مرزهای یک کشور به وقوع میپیوندد و بین دو یا چند گروه مشخص صورت می‌گیرد . اغلب مورخان می‌پندارند که جنگهای داخلی از نوع جنگهای درجه دوم می‌باشد. این قبیل جنگها بر خلاف سایر جنگها موجب پراکندگی و تخریب روحیه و وحدت ملی و مذهبی افراد جامعه می‌گرد. بنابراین می‌توان اظهار نمود که فقدان وفاق فرهنگی و نظام اجتماعی منشا جنگهای داخلی است.

مجازات اسلامی در ایران

حقوق بشر کمترین نقشی در مجازات اسلامی ندارد و نه تنها جمهوری اسلامی ایران دومین کشور در دارا بودن حکم اعدام ( ۳۰۷ اعدام در سال ۲۰۰۷ ) است بلکه به فجیع ترین وضع این احکام را اجرا می کند . 

 جمهوری اسلامی در لباس میش ولاالضالین را می کشد . اینان پیامبران دروغین اند که باید از آنها دروری کرد.

ایران کهن با صدای شهرام ناظری

ایران کهن یار یار دبستانی Ancient Iran school friend

منصور تهرانی که در سال ۱۳۵۹ برای فیلمش " از فریاد تا ترور " شعر و آهنگ یار دبستانی را سرود شاید نمی دانست در طول سی سال به مردمی ترین ترانه جنبش های آزادیخواه تبدیل میشود. و شهرام ناظری این روزها در "جنبش سبز مردمی" با زنده کردن شعر ایران کهن "فریدون مشیری"  روایتی تازه از ایران امروز را زمزمه کرده است. "ایران کهن در خطر افتاده خبر شو .."


Mansor Tehrani who composed the song "school friend" for his movie "from cry until terror" in 1980,may didn't know his poetry will be the most humanity song for freedom in recent 30 years. These days, Shahram Nazeri sing the poetry " Ancient Iran " from Freydoon Moshiri in " humanity green revolution ". "Ancient Iran is in danger ..."

    (  click hear to listen to song)کلیت کنید: ایران کهن با صدای شهرام ناظری