تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

فهمیدم که...

آموخته ام که . با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه،

ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید

ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

 

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است

(چارلی چاپلین )

 

 

 

 

 

نقل قول های از افراد متفاوت از کتاب " در زندگی فهمیده ام که ... "

 

 در زندگی فهمیدم که یک زلزله 7 ریشتری تمام مشکلات دیگر زندگی آدم را کم اهمیت می کند.  28 ساله

 فهمیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته " از این قسمت باز کنید" سخت تر از طرف دیگر است . 54 ساله

فهمیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری . 12 ساله

فهمیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به زنت بگویی " دوستت دارم" .  61 ساله

فهمیده ام که اگر عاشق انجام کاری باشم ، آن را به نحو احسن انجام می دهم . 48 ساله

  فهمیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم .   38 ساله

فهمیده ام که می شود دو نفر دقیقا به یک چیز نگاه کنند ولی دو چیز کاملا متفاوت ببینند.   20 ساله

فهمیده ام که وقتی مامانم میگه " حالا باشه تا بعد " این یعنی " نه"  .  7 ساله

فهمیده ام که من نمی تونم سراغ گردگیری میزی که آلبوم عکس ها روی آن است بروم و مشغول تماشای عکس ها نشوم.  42 ساله

فهمیده ام که بیش تر چیزهای که باعث نگرانی من می شوند  هرگز اتفاق نمی افتند . 64 ساله

فهمیده ام که وقتی مامان و بابا سر هم دیگه داد می زنند ، من می ترسم .  5 ساله

فهمیده ام که اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک " زندگی خوب" حرکت  می کنند که از کنار آن رد می شوند .  72 ساله

فهمیده ام که وقتی من خیلی عجله داشته باشم ، نفر جلوی من اصلا عجله ندارد . 29 ساله

فهمیده ام که بیش ترین زمانی که به مرخصی احتیاج دارم زمانی است که از تعطیلات برگشته ام . 38 ساله

 

در زندگی فهمیدم همه انسانهای اطراف من به نوعی خود من هستند وجه هایی از خود من هستند پس اگر کسی کاری کرد که من ناراحت شدم باید بدانم آن کار را خود من انجام داده ام آیا من از دست خودم ناراحت می شوم ؟ نه از خودم می گذرم . پس باید از آن شخص  هم بگذرم . 38 ساله

 

راستی شما چی از زندگی فهمیده اید ؟

فقر زدایی و گردش مالی در کشورهای پیشرفته و اما در ایران !!!!!!!!!!!!!!!!!

اوج هنر یک مجسمه ساز در جدال با کوه سنگیّ


 









    واقعاْ ناراحت کننده است وقتی که در ایران آثار توریستی هزاران ساله نابود می شود یا نابودش می کنند و دولت کمترین مسئولیتی را در این مهم نه می پذیرد و نه اقدامی برای بازسازی شان می کند و نه از هنرمندان در این مهم حمایت می کند. و تا می تواند مس
جد می سازد یا زن دان می سازد . یا بت هایی از خامنه ای و خمینی و ... می سازد .!!!!!!!!!!هدفشان فقط سقوط ایران به سمت فقر است . فقر فکری ... فقر مالی .... فقر فرهنگی .... فقر اقتصادی ....تحریم ...تحریم .... تحریم .... ااااااه ه ه ه ه ه

آب توبه

شهرنو
هنوز شاه سقوط نکرده بود که خانه‌های "زال ممد" درخیابان جمشید تهران سقوط کرد. در همان اولین روزهای سقوط نظام شاهنشاهی، شهرنو را با حکم آیت‌الله خلخالی و با بلدوزر ویران کردند. مالک اولیه زمین بسیاری از آن 100 تا 150 خانه کوچک و پراتاقی که مثل لانه زنبور دیوار به دیوار هم ساخته شده بود "زال محمد" بود. از قمار بازها و پااندازه‌های قدیمی‌و مشهور زمان پهلوی اول درتهران. او نخستین کسی بود که دراین محله چند خانه برای زنان تن فروش ساخت تا هم در آن زندگی کنند و هم کسب و کار! بعد از کودتای 28 مرداد این خانه‌ها زیاد شدند و دو خیابان هم در آن کشیده شد. در یک خیابان خانه‌های شخصی زنان تن فروش بود و در خیابان دیگر خانه‌های محل کسب و کارشان. اولی را نجیب‌خانه جمشید می‌گفتند و دومی‌را شهرنو. فرزندان خرد سال زنانی که در خانه‌های جمشید « نجیب خانه» سکونت داشتند به خیابان دوم راه نداشتند، پلیس بچه‌های کم سن و سال را اگر در شهر نو می‌دید جمع می‌کرد. آنها مثل کرم در خیابان دوم در هم می‌لولیدند. اغلب وقتی به سن 14- 15 سالگی می‌رسیدند به جمع خیابان اول می‌پیوستند. دختران در اختیار مردان گذاشته می‌شدند و پسران خود نان آلوده به انواع بزهکاری را در می‌آوردند. خرج برخی از خانه‌های جمشید را اغلب یکی از اوباش پولدار می‌پرداخت و خانه‌های خیابان اول سرقفلی داشت زیرا محل کسب نان از راه برداری جنسی بود.
بندرت پدر بچه هائی که درخیابان دوم ولو بودند معلوم بود. پسرها از همان 10-12 سالگی جیب بری و قاچاق مواد مخدر را شروع می‌کردند و یا نوچه یکی از چاقوکش‌ها و دزدها و اوباش می‌شدند و تن به رابطه جنسی می‌دادند. بیشتر زندانیان کم سن و سال دوران شاه در زندان‌های ایران را همین عده تشکیل می‌دادند. جمشید مرکز توزیع مواد مخدر بود. هر صبح زود، کنار یکی از خانه‌های در بسته نجیب خانه عده‌ای از این پسران جوان به زحمت روی زمین نشسته و برای بیداری و بر سر پا ایستادن هروئین زیر بینی یکدیگر می‌گرفتند. شب‌هائی که تامین کننده خرج زن و یا زنانی که بصورت همسایه در این نجیب خانه زندگی می‌کردند به خانه می‌آمدند تا یک شب را با یکی از این زنان بگذرانند، این پسر بچه‌ها را از خانه بیرون می‌کردند و آنها در کوچه شب را صبح می‌کردند و این ملاقات‌های شبانه در طول تمام شب‌های هفته ادامه داشت. در همین خانه‌ها، دختران 14-12 ساله این زنان مورد اولین تجاوزهای جنسی قرار می‌گرفتند و سپس در سال‌های بعد خود به زنی سابقه دار و آشنا با این حرفه تبدیل می‌شدند.
بعضی از زنانی که در جریان کودتای 28 مرداد به اوباش تهران کمک کرده بودند و همراه آنها با شعار زنده باد شاه و مرگ برتوده‌ای، مرگ بر مصدق از جنوب تهران خود را به مرکز شهر و اطراف خانه مصدق در خیابان پاستور رساندند، بعدها صاحب چند صد متر زمین در همین محله شدند که همه آنها نیز به خانه‌های محل کسب و کار و نجیب خانه اختصاص یافت! درجمع پری بلنده ، مهین بچه‌باز، عصمت بابلی و خوش بخت‌ترین آنها که در کودتای 28 مرداد پشت سر اوباشی مانند هفت کچلان، حسن انجیری، امیرموبور، مصطفی زاغی، شعبان بی‌مخ، رضا جگرکی و در نقش توده مردم راه افتادند "ملکه اعتضادی" بود. زنی فوق‌العاده زیبا و معشوقه افسران اسم و رسم درارارتش شاه، از جمله سروان خسروانی، که بعدها در ارتش شاه ژنرال شد و رئیس سازمان تربیت بدنی(ورزش) ایران!
ملکه اعتضادی با برخی از اعضای دربار شاه هم رابطه داشت. بعد از کودتای 28 مرداد با استفاده از رابطه‌هائی که داشت و خدماتی که در کودتای 28 مرداد کرده بود از سهامداران بانک ایران و ژاپن شد و پیش از انقلاب از ایران گریخت. گویا در اسرائیل مقیم شد و اخیرا مرد. او در سال‌های بعد از کودتا به یکی از نزدیکان اشرف پهلوی تبدیل شده و شایعات زیادی در باره نقش او در شبکه قاچاق مواد مخدر در زمان شاه وجود داشت و اینکه با اشرف پهلوی در این کار شریک بود. عکسی از او وجود دارد که روز کودتا روی یکی از تانک‌های کودتاچی‌ها ایستاده و به سود شاه شعار می‌دهد!
پروین غفاری را موطلائی شهر لقب داده بودند. یکی از پرخواننده‌ترین پاورقی‌های مطبوعات دهه 40 و 30 در ایران پاورقی بود با همین نام "موطلائی‌شهرما" که حسینقلی مستعان آن را برای تهران مصور می‌نوشت. نویسنده‌ای که با علی دشتی و حجازی بر سر شناخت روح و روان زنان رقابت داشت و هر سه می‌خواستند بالزاک ایران شوند!
پروین غفاری بعد از کودتا یکی از مشهورترین زنان ایران شد. رفیق شخصی مصطفی طوسی از چوبدارها و قصاب‌های معروف تهران پیش از "هژبر یزدانی" بود. بعدها " هژبریزدانی" جای او را در قصاب‌خانه‌تهران گرفت!
پروین غفاری مدتی هم معشوقه اردشیرزاهدی وزیر خارجه شاه بود. این دوران کوتاه بود پس از مدتی موطلائی تهران تبدیل به دامی‌برای یافتن دختران زیبا برای اعضای دربار و شخص شاه شد. پیش از رسیدن به 40 سالگی، در چند فیلم فارسی هم بازی کرد، که نقش دست سوم را داشت و بیشتر بدلیل زیبائی‌اش از او درچند فیلم استفاده کردند. او را «پری غفاری» صدا می‌کردند، که مخفف پروین است.
بعد از آنکه خانه‌های جمشید را در دو خیابان شهرنو و نجیب‌خانه تهران ویران کردند، زنانی که در آنها زندگی می‌کردند را ابتدا بردند در خانه ثابت پاسال در انتهای خیابان جُردن. ثابت پاسال نیز از سرمایه داران بزرگ زمان شاه بود که دستی قوی در واردات داشت و بازاری‌ها و تجار سنتی ایران که نانشان در زمان شاه آجر شده بود تشنه به خونش بودند. همان‌ها که حالا یک ملت تشنه به خونشان است.
خانه ثابت پاسال قصری بود با دیوارهای سنگی، نرسیده به خیابان فرشته، در کوچه‌ای با شماره 14 در انتهای خیابان جُردن و گاندی.
دراین خانه بر سر این زنان آب تربت ریختند و چادر مشگی سرشان کردند. حجت‌الاسلام کم سن و سالی بنام هادی غفاری سرپرستی ارشاد مذهبی‌آنها را برعهده گرفت. بعد از چند ماه، از میان این زنان عده‌ای را که سن و سالشان زیادتر بود دستچین کردند و بعنوان زنان مدافع اسلام و مخالف مجاهدین و کمونیست‌ها فرستادند مقابل دانشگاه تهران و هر متینگ و سخنرانی که تهران برپا می‌شد. سرپرستی آنها را زنی بنام "زهراخانم" برعهده‌داشت که چادر به کمر می‌بست و به دختران و زنانی که بحث سیاسی می‌کردند حمله می‌کرد و حتی بعدها اطرافیان و همکارانش با چاقو به دخترها حمله می‌کردند. فیلسوف فاحشه‌ها بود، چون می‌توانست چند کلمه‌ای در باره قرآن و بدی کومونیسم حرف بزند. از جمله اینکه در کومونیسم زنان اشتراکی‌اند!
از میان همین زنان، عده‌ای که جوان‌تر بودند برای نگهبانی‌زندان‌ها انتخاب شدند و تعلیم دیدند و از جمع آنها، قوی ترینشان به شکنجه‌گران زندان زنان تبدیل شدند. به آنها گفته شده بود اگر شلاق بزنید و کمونیست‌ها را شکنجه کنید، گناهانتان پاک شده و به بهشت خواهید رفت!
آنها که طرح جمع آوری کودکان خیابانی و انتقال آنها به پادگان‌های ویژه مقاومت شهری را اجرا می‌کنند تا پس از اندکی آموزش مذهبی‌به گاردهای محافظ ولایت در خیابان‌ها تبدیل شوند، این تجربه را پشت سر دارند؛ گرچه مانند "احمدی نژاد" شهردار حزب اللهی تهران نقش آفرین خانه ثابت پاسال نبوده باشند. نقش آفرینان آن دوران امثال حجت الاسلام غفاری بودند که حالا صاحب کارخانه جوراب زنانه "استارلایت" است. نقش هژبر یزدانی‌ها را هم موتلفه اسلامی‌برعهده گرفته است و بجای اداره و سلطه بر قصابخانه تهران، یک کشور را به قصابخانه تبدیل کرده است. خیابان جمشید حالا شده سایت اینترنتی "صیغه" و درحاشیه همه خیابان‌های تهران، اتومبیل‌ها خیابان جمشید را جستجو می‌کنند. شاید "فاطمه قائم مقامی" هم برای دورانی نقش ملکه اعتضادی را در جمهوری اسلامی‌داشت. همان خانمی‌که معشوقه علی فلاحیان بود و بدستور او توسط یکی از ایادی فلاحیان بنام "سنجری" در اتومبیلش با اسلحه کمری مجهز به صدا خفه کن ترور شد تا رابطه‌ها کور شود. (روزنامه‌های دوم خردادی را یکبار دیگر باید از ابتدا خواند! تا کینه فلاحیان و یاران سعید امامی‌از امثال عمادالدین باقی و گنجی و حجاریان و ... را دوباره پیدا کرد.)
خیابان جمشید را خلخالی با ساده لوحی آلوده به قساوت بجای قضاوت ویران کرد تا فساد و فحشاء در ایران ریشه کن شود. یا ندانسته پیشانی خاک را بوسید و یا سرانجام فهمید فساد و فحشاء و اختلاس و هر سقوط اخلاقی دیگری در جامعه از دل حاکمیت و نابرابری در آن جامعه بیرون می‌آید. "ماهی از سر گنده گردد، نی زدم" فساد و تباهی اخلاقی امروز جامعه ایران بازتاب همین فساد در حاکمیت است، جامعه آینه حاکمیت است. این فساد و فحشاء و سقوط اخلاقی بارها و بارها فراتر از دوران پیش از انقلاب است.
بدین ترتیب آن بازی تکراری که این روزها برای مبارزه با مفاسد در خیابان‌ها راه انداخته اند و به بهانه بدحجابی‌به خانه سینما و یا فلان کنسرت حمله می‌کنند، نه برای مقابله با فساد که اتفاقا برای مقابله با اعتراض به این فساد و تباهی است. اگر غیر از این بود، مقابله و مبارزه باید ابتدا در حاکمیت شروع می‌شد. شروع نیز خواهد شد، همانگونه که شاه وحشت زده از بیم سقوط دست به آن زد و هویدا و نصیری( نخست وزیر و رئیس ساواک) خود را زندانی کرد و در تلویزیون خطاب به مردم گفت: صدای انقلاب شما را شنیدم! اما تمام شواهد نشان می‌دهد که این شروع درجمهوری اسلامی‌نیز با همان تاخیر و نتیجه‌ای همراه خواهد بود که در آخرین سال حکومت شاه همراه بود. چرا؟ به این دلیل ساده: چاقو دسته خود را نمی‌بُرد!

فیلم ایران آزاد

http://216.252.121.32/us.f431.mail.yahoo.com/ya/securedownload?mid=1%5f9713744%5fAD55%2fNgAARzzS%2f1J5wcyuF5Nrkk&pid=2.2&fid=Inbox&inline=1&cred=o5cTfLTh4J_8wwDWS7BL0rvam.a6wUMNFTUx.A7cX3TBeoJhdswXzRutMb6XBtao9zQNo_MnxI7mdOhWBRGTUM_M8qe0kbw4Y96d3CrdkUQGfw--&ts=1274959831&partner=ymail&sig=JysqAWy75Qr_WuCAucPE0w--

برنامه نمایش فیلم "زندان ایران " را به آگاهی شما می رسانیم. حضورشما برای دیدن این فیلم حمایت از تولید سینمایی بالنده و هنرمترقی است.

درصورت امکان لطفا خبروتاریخ برگزاری این برنامه را از طریق پست الکترونیکی ویا فیس بوک به اطلاع دوستان ، همکاران؛ ودیگرعلافمندان ایرانی وغیرایرانی به رسانید.

پیشاپیش ازهمکاری شما سپاسگزاریم.

جشنواره بین المللی سینمای تبعید

این حکومت حتی به جان بازانش هم ر حم نکرده است !

این حکومت حتی به جان بازانش هم ر حم نکرده است !

اعتصاب غذای سراسری و تحریم امتحانات تا شنیدن صدای مجید توکلی

دانشجویان دانشگاه تهران: اعتصاب غذای سراسری و تحریم امتحانات تا شنیدن صدای مجید توکلی
اشتراک‌گذاری

بامدادخبر: در پی اعتصاب غذای خشک مجید توکلی، جمعی از دانشجویان داشگاه تهران، در بیانیه‌ای ضمن اعلام همبستگی با وی، به حاکمیت هشدار دادند که "در صورت عدم توجه به خواسته‌های مجید توکلی و آزادی هرچه سریع‌تر وی، هم‌پای او دست به اعتصاب غذای ادامه‌دار سراسری در دانشگاه تهران خواهند زد و در صورت عدم تحقق خواسته‌شان از حضور در امتحانات نیز سر باز خواهند زد".

به گزارش بامدادخبر، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده میترسانی؟
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

در آستانۀ کودتای ننگین اتنخابات ، فشارها بر دانشجویان و دانشگاهی بالاخص دانشجویان دربند دوچندان گشته‌است. همانان که هیچگاه شهامت خوشنام زیستن را در خود نمی‌دیدند، زندگی را بر آزادی‌خواهان و دانشجویان سخت‌تر کردند تا بل بر بر جنایات خویش سرپوش نهند و اعمال ننگین دیکتاتور را مخفی نگه دارند. فشارها تا آنجا بالا گرفت که حتی ترس از آنان که هم‌اکنون نیز در چنگال خویش هستند رعشه بر اندامشان انداخته بطوریکه برخی را به زندان‌های مخوف و دهشناک گوهردشت و رجایی‌شهر و پردیس کرج بردند و چندی را علیرغم اتمام مراحل دادرسی به سلول‌های تنگ و تاریک انفرادی انتقال دادند. در این میان شرف جنبش دانشجویی ایران، آزادۀ دربند، مجید توکلی تحت فشارهای سخت و صدچندان عُمال دیکتاتور قرار گرفته است و به دلایل نامعلوم به سلول انفرادی برده شد. وی نیز در واکنش به این اقدام سفاکانه دست به اعتصاب غذای خشک و نامحدود برای دستیابی به حقوق حَقّه‌اش زده و درحال پرپر شدن است.

در این زمانۀ عسرت‌بار ما دانشجویان دانشگاه تهران بر خود لازم می‌دانیم تا در اعتراض به این اقدام جنایت‌کارانۀ حاکمیت و همراهی و همدلی با یار دبستانی دربندمان، فریاد خود را به رسایی شرافت شرف جنبش دانشجویی ایران به گوش ملت ایران و تمام آزادگاه جهان برسانیم. ما همچنین به حاکمیت تمامیت‌خواه هشدار می‌دهیم در صورت عدم توجه به خواسته‌های مجید توکلی و آزادی هرچه سریع‌تر وی، ما نیز هم‌پای او دست به اعتصاب غذای ادامه دار سراسری در دانشگاه تهران خواهیم زد و در صورت عدم شنیدن صدای خویش و تحقق خواسته‌مان از حضور در امتحانات سرباز میزنیم و با عدم حضور خویش بر سر امتحانات اعتراض خویش را دوباره اعلام می کنیم.

جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران

http://www.bamdadkhabar.net/2010/05/post_3647/

یک تصویر عجیب و منحصر بفرد

یک تصویر عجیب و منحصر بفرد

فقط سه کشور مخالف قطعنامه علیه رژیم ایران هستند

وزیرخارجه فرانسه: فقط سه کشور مخالف قطعنامه علیه رژیم ایران هستند
اشتراک‌گذاری
خبرگزاری فرانسه که به نسخه ای از طرح قطعنامۀ جدید دست یافته نوشته است که قطعنامۀ جدید در صورت تصویب شدن فروش هشت نوع سلاح را به ایران ممنوع می کند از جمله تانک، زره پوش، سامانۀ توپ های سنگین، هواپیماها و بالگردهای جنگی و نیز سامانه های موشکی.

موافقت اکثریت شورای امنیت با تصویب قطعنامۀ جدید علیه جمهوری اسلامی

به گفتۀ برنار کوشنر، وزیر خارجۀ فرانسه، به استثناء سه عضو غیردائم شورای امنیت، اکثریت اعضای دائم و غیر دائم این شورا بر سر تصویب قطعنامۀ جدید علیه برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی با یکدیگر به توافق رسیده اند.

وزیر خارجۀ فرانسه، برنار کوشنر، امروز در پایان ملاقاتش با همتای دانمارکی خود در پاریس گفت که از مجموع 15 عضو شورای امنیت سازمان ملل، تنها نمایندگان سه کشور تمایل چندانی به تصویب قطعنامۀ جدید علیه ایران نشان نمی دهند. به گفتۀ یک منبع دیپلماتیک این سه کشور عبارتند از ترکیه، برزیل و لبنان که از اعضای غیردائم شورای امنیت هستند. به بیان دیگر، اکثریت اعضای شورای امنیت با تصویب قطعنامۀ جدید علیه برنامۀ اتمی ایران موافقند. با این حال، برنار کوشنر تصریح کرد که نه نظر مخالفان قطعی است و نه متن پیشنهادی قطعنامه و در روزهای آینده گفتگو بر سر آن ادامه خواهد یافت. 9 رأی موافق از مجموع 15 رأی برای تصویب قطعنامۀ جدید علیه ایران کافی است، مشروط به اینکه البته هیچیک از پنج عضو دائم شورای امنیت از حق وتوی خود استفاده نکند.

برنار کوشنر در ادامۀ اظهاراتش متن قطعنامۀ پیشنهادی را نسبتاً قوی خواند که شامل ممنوعیت فروش اسلحه به جمهوری اسلامی نیز می شود. او همچنین پیش بینی کرد که طرح قطعنامۀ جدید به تصویب شورای امنیت برسد.

همزمان منابع دیپلماتیک غربی فاش کردند که طرح قطعنامۀ جدید سازمان ملل علیه برنامۀ اتمی ایران خواستار ممنوعیت تحویل موشک های ضدهوایی روسی از نوع اس-300 به ایران شده است. همین منابع تصریح کرده اند در صورت تصویب قطعنامۀ جدید، دولت روسیه موشک های ضدهوایی از نوع اس-300 را که به ایران فروخته به این کشور تحویل نخواهد داد.

روسیه باید یک سال پیش این موشک ها را به ایران تحویل می داد، اما در نتیجۀ فشارهای آمریکا و اسرائیل از تحویل آنها به تهران خودداری کرده است.

تحویل این موشک ها به ایران بمباران تأسیسات اتمی ایران را با مشکل روبرو می سازد.

شرکت دولتی صادرکنندۀ سلاح های روسیه امروز اعلام کرد که مجازات های احتمالی شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی را اجرا خواهد کرد، حتا اگر این مجازات ها شامل موشک های اس-300 شود که روسیه به جمهوری اسلامی فروخته اما تاکنون به این کشور تحویل نداده است.

خبرگزاری فرانسه که به نسخه ای از طرح قطعنامۀ جدید دست یافته نوشته است که قطعنامۀ جدید در صورت تصویب شدن فروش هشت نوع سلاح را به ایران ممنوع می کند از جمله تانک، زره پوش، سامانۀ توپ های سنگین، هواپیماها و بالگردهای جنگی و نیز سامانه های موشکی.

منابع دیپلماتیک اضافه می کنند که پنج کشور عضو دائم شورای امنیت بعد از توافق بر سر متن قطعنامۀ جدید، از این پس سرگرم گفتگو بر سر ضمایم آن هستند.

دیروز رئیس جمهوری آمریکا باراک اوباما گفته بود که توافقات اخیر تهران با برزیل و ترکیه به احیای اعتماد بین المللی در مورد برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی نیانجامیده و اینکه دولت آمریکا همچنان مسیر مجازات ها علیه جمهوری اسلامی ایران را دنبال می کند.

رئیس جمهوری آمریکا این سخنان را در گفتگوی تلفنی با نخست وزیر ترکیه رجب طیب اردوغان ایراد کرد که به همراه رئیس جمهوری برزیل نقش مهمی در امضای توافقنامۀ جدید با ایران ایفا نمود که هدف از آن کاستن از نگرانی های کشورهای غربی از برنامۀ اتمی ایران اعلام شد. دفتر ریاست جمهوری آمریکا با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که باراک اوباما در گفتگو با نخست وزیر ترکیه بر نگرانی های اساسی جامعۀ بین المللی در قبال کل برنامۀ اتمی ایران تأکید کرده است.

سه شنبۀ گذشته دولت آمریکا طرح مجازات های جدیدی را علیه ایران تسلیم شورای امنیت کرد که مورد پشتیبانی پنج عضو دائم این شورا از جمله روسیه و چین قرار گرفته است.

در واکنش دولت ایران طرح قطعنامۀ پیشنهادی دولت آمریکا را فاقد هر نوع وجاهت قانونی دانست. منوچهر متکی، وزیر خارجۀ ایران حتا گفت که قطعنامۀ پیشنهادی آمریکا بختی برای تصویب شدن در شورای امنیت ندارد.

نخست وزیر ترکیه که با رئیس جمهوری روسیه، ولادیمیر پوتین گفتگوی تلفنی جداگانه ای انجام داده بار دیگر بر حل بحران اتمی ایران از راه گفتگو تأکید کرده است. دفتر ریاست جمهوری روسیه با انتشار بیانیه ای تصریح کرده است که از نظر ولادیمیر پوتین تلاش های اخیر ترکیه و برزیل افق های تازه ای را در حل بحران اتمی ایران گشوده است.

در این حال، محمدرضا باهنر نایب رئیس و از اعضای بانفوذ اصولگرایان مجلس اسلامی ایران تهدید کرد که در صورت تصویب قطعنامۀ جدید شورای امنیت علیه این کشور، جمهوری اسلامی توافق صورت گرفته با ترکیه و برزیل را اجرا نخواهد کرد. بر اساس این توافق ایران 1200 کیلو گرم از اورانیوم خود را که با غلظت پائین غنی شده در ازای دریافت سوخت رآکتور آزمایشی تهران تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی به ترکیه منتقل خواهد کرد. بر اساس این توافق ایران متعهد است که نخستین بخش از اورانیوم خود را ظرف یک ماه به ترکیه منتقل کند.

http://www.parsdailynews.com/65068.htm