سوسن محمد خانی داستان نویس وفیلم نامه نویس کورد12 Mar 2010 - زنان ماموران امنیتی عصر امروز پنج شنبه ۲۰ اسفند ماه به منزل سوسن محمد خانی غیاثوند یورش برده و پس از تفتیش منزل اقدام به دستگیری وی کرده اند به گزارش برخی منابع خبری، تا لحظه ی تنظیم این خبر از نهاد دستگیر کننده این نویسنده و موارد اتهامی وی اطلاعی در دست نیست سوسن محمد خانی فیلم نامه نویس و نویسنده کرد است که در سالهای گذشته در زمینه مسایل فرهنگی کردستان فعالیت داشته است. |
| ارسال به شبکه های اجتماعی |
جمع معترضان ایرانی به قتل عام زندانیان سیاسی،
مقابل دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در واشنگتن
خبرگزاری هرانا -
ده ها تن از فعالان حقوق بشر و معترضان ایرانی به اعدام ۵ زندانی سیاسی، در
مقابل دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی در شهر واشنگتن آمریکا تجمعی
اعتراضی برپا کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ده ها تن از
فعالان حقوق بشر و معترضان ایرانی به اعدام ۵ زندانی سیاسی به نام های
فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، مهدی اسلامیان و شیرین علم هولی
که نوزدهم اردی بهشت در زندان اوین اعدام شدند، در شهر واشنگتن آمریکا در
مقابل دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی، به دعوت شاخه آمریکا مجموعه فعالان
حقوق بشر در ایران، تجمعی اعتراضی برگزار کردند.
در این تجمع که از
ساعت ۴ الی ۶ عصر روز گذشته مورخ ۲۰ اردی بهشت ماه برگزار شد، حاضران پس از
شنیدن شرحی از وضعیت، سوابق و روند قضایی و چگونگی اجرای احکام اعدام این
زندانیان عقیدتی با سر دادن شعارهایی ضمن انزجار از اقدام دولت ایران در
اعدام این زندانیان خواستار آزادی و نجات سایر زندانیان سیاسی خصوصا
زندانیان محکوم به مرگ و هم چنین پایان دادن به کم توجهی نسبت به وضعیت
حقوق بشر در ایران از سوی جامعه ی بین الملل شدند.
در ادامه نامه
ای از فرزاد کمانگر از سوی مجریان برنامه قرائت شد و همینطور تعداد دیگری
از نامه های این معلم به قتل رسیده در بین حضار توزیع شد.
برنامه
اعتراضی مذکور با سخنرانی و سپس سردادن شعار ادامه یافت و نهایتاْ در ساعت
۱۸ با قرائت قطعنامه پایان یافت. متن قطعنامه ی پایانی تجمع، ویدیو و
تصاویر آن در پی می آید :
ما مدافعان حقوق بشر و شرکت کنندگان در
این تجمع ضمن غیرانسانی دانستن نفس حکم غیرانسانی اعدام :
۱
-دستگیری و محاکمه زندانیان سیاسی در ایران و مخصوصا ۵ زندانی به قتل رسیده
اخیر را مغایر با قوانین و معاهدات حقوق بشری دانسته و از این اقدام
جنایتکارانه ابراز انزجار کرده و آن را شدیداْ محکوم میکنیم.
۲- ما
معتقدیم دولت ایران برای دستیابی به منافع سیاسی خود با قربانی کردن عدالت و
انسان هایی که هرگز امکان دفاع از خود را نیافتند به ترویج خشونت در ایران
در آستانه سالگرد انتخابات و به خصوص در منطقه ی کردستان دامن می زند .
۳-
ما خواستار تحت پیگیرد قرار دادن عوامل این جنایت از سوی دادگاه های بین
المللی تحت عنوان جنایت علیه بشریت هستیم.
۴-ما تاکید می کنیم که
جامعه بین الملل باید به وضعیت حقوق بشر در ایران توجه جدی تر کند و از
مماشات با دولت ایران بعنوان یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر با محکومیت
۲۶ بار در سازمان ملل پایان دهد.
۵-ما نسبت به حفظ جان سایر
زندانیان سیاسی و مخصوصا زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در ایران هشدار می
دهیم و دولت ایران را مسئول مستقیم جان آنان می دانیم.
یاد فرزاد
کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، مهدی اسلامیان و شیرین علم هولی گرامی
باد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مکان: USA - Washington DC
دویست زندانی گمنام قیام اخیر مردم در بند ۳۵۰ زندان اوین
سایت کلمه وابسته به موسوی : خانواده مهدی مرتضی پور ، یکی از زندانیان حوادث پس از انتخابات می گویند: با موافقت دادستانی تهران وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی برای آزدی فرزندشان تودیع کرده اند ، اما همچنان و پس از دو هفته ، خبری از آزادی او نیست .به گزارش خبرنگار کلمه، مهدی مرتضی پور ،از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات است که در خرداد سال ۸۸ توسط سپاه بازداشت و به بند دو الف منتقل شد . اتهام وی شرکت در اعتراض های مردم نسبت به نتیجه انتخابات از جمله راهپیمایی ۲۵ خرداد ماه است .او هم اینک در بند ۳۵۰ زندان اوین با دیگر زندانیان سیاسی هم بند است . هم اکنون حدود ۲۰۰ زندانی سیاسی که عمدتا در حوادث پس از انتخابات و به بهانه های مختلف امنیتی بازداشت شده اند ، در بند ۳۵۰ زندان اوین نگه داری می شوند .
خانواده مهدی مرتضی پور به زحمت توانسته اند وثیقه مورد درخواست دادستانی را تامین کنند . آنها برای تامین این وثیقه ناچار شده اند که بخشی از مبلغ وثیقه را به صورت نقد بپردازند ،پولی که از طریق قرض از دیگران تهیه شده است.
با این همه و پس از گذشت دو هفته کوچکترین امیدی به آزادی مهدی ندارند . پرسش خانواده این اسیر جنبش سبز این است که اگر قرار نیست و نبوده که او را آزاد کنند ، چرا آنها را واداشته اند که به سختی این وثیقه را تامین کنند و از نظر روحی آنها را در فشار و استرس شدید قرار داده اند .
Albert Lamorisse (1922-1970)
Back to Albert Lamorisse in UbuWeb Film
Baadeh Sabah / The Lovers' Wind / Vent Des Amoureux [Farsi language] | [English Version]
Shot 1970, completed posthumously 1978, 35mm
Title Unknown (Postscript to Baadeh Sabah)
"A well- known French filmmaker, Albert Lamorisse, under the aus- pices of Iran's Ministry of Culture and Art, produced the poetic film "Lovers' Wind" (1969). Eighty-five percent of this dramatically visual film is shot from a helicopter, providing a kaleidoscopic view of the vast expanses, natural beauty, historical monuments, cities and villages of Iran. The "narrators" of the film are the various winds (the warm, crimson, evil and lovers' winds), which accord- ing to folklore, inhabit Iran. They sweep the viewers from place to place across the Iranian landscape, introducing the incredible variety of life and scenery in Iran. The camera, defying gravity, with smoothness and agility, provides a bird's eye view, caressing minarets and domes, peek- ing over mountain tops beyond, gliding over remote villages to reveal the life enclosed within the high mud-brick walls, bouncing along with the local wildlife, following the rhyth- mic, sinuous flow of the oil pipelines and train tracks, and hovering over the mirror-like nmosaic of the rice paddies that reflect the clouds and sky. The film is a testimonial to the Iranian landscape and people over which so many dynasties and kings have ruled and have, in turn, passed away. Ironically, on the tenth anniversarv of the completion of the film, yet another seem- ingly powerful dynasty (Pahlavi) has fallen, leaving, as the film points out, the land and the migrating tribal nomads who have survived more or less intact for centuries. Upon completion of the film, the Ministry of Culture and Art decided that Lamorisse had not sufficiently emphasized the industrialization of Iran. So he was called back to film additional sequences documenting that progress. This task was never completed, because the helicopter crashed while filming the Karaj Dam near Tehran, plunging Lamorisse and his crew to their deaths. This film, whose storybrook style of narration is often contrived, does not purport to be a social document on Iran; nevertheless, it has never been shown publicly in theaters in Iran."
-- Hamid Naficy
اعدام 5 تن از زندانیان سیاسی کرد
خبرگزاریهای وابسته به جمهوری اسلامی امروز اعلام نمودند که 5 تن ا ز زندانیان سیاسی محکوم به اعدام که چهار تن از آنان، از زندانیان سیاسی کُرد میباشند، سحرگاه امروز یکشنبه 19 اردیبهشت، در زندان اوین توسط مسئولین زندان اعدام شده اند.
کردستان نقش ماهی در آب بود
که به جای تور با شلیک از نقش آب ربودنش
و با طناب دار باز بر آسمان آویختنش
تا سحر با ابر سیه پوشیدنش
تا صبح افق پاییدنش
ستارگان سوختند از غمش
گشتند همه آتش بر گِردِ مَهَش
حلقه زد آتش بر دار و دارزنش
بوسه ای داغ از مهر بر لبش
سوخت دار و پرده و هم پرده دارش
پرده در شد آتش خورشیدش
از نگاه آسمان بر چید اشک
اشک آسمان از بوسه خورشید تبخیر گشت
بارید و باز تا دریا ،آب گشت
ماهی دریا بهر بوسه در بحر گشت
مرغ دریا باز اینبار دزدیدش
بوسه در ماهی، ماهی در منقار گشت
ماه نو آمد، ماهیانی سر گذشت
آه کردستان گذشت
باز نو می آید سرگذشت
تا که ماهم کِی کند باز این گذشت
باز ، باز آوَرَد آن ماهیدشت
ویتنام در 35 سال پیش
جمعه 30آوریل سالگرد سقوط سایگون و جنگ ویتنام بود. سعی شده در اینجا 40 تا از بهترین تصاویر آن زمان را برای شما عزیزان اماده کنیم تا از جنگ ویتنام بیشتر بدانید . البته قبل از تصاویر مختصری بر گذشته جنگ و چگونگی ایجاد جنگ بحث خواهیم کرد و اطلاعاتی کامل به شما سروان ایران ویجی خواهیم داد.
جنگ ویتنام (به انگلیسی: Vietnam War) نام مجموعه عملیات و درگیریهای نظامی است که ازسال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی (معروف به «ویتکنگ») از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش (به ویژه آمریکا)، از سوی دیگر رخ داد.
هدف نیروهای ویتنام شمالی و ویتکنگها بیرون راندن آمریکا و متحدانش از ویتنام و سرنگون کردن حکومت ویتنام جنوبی و ایجاد کشور واحد ویتنام بود. تمام این هدفها در پایان جنگ ویتنام تامین شد و کشوری که امروز جمهوری سوسیالیستی ویتنام نام دارد به وجود آمد.
در صورت تمایل برای دانلود تمامی تصاویر در سایز 710 × 1000 با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید![]()
لطفا تا باز شدن کامل عکسها کمی صبر کنید!!!برای دریافت و مشاهده تصاویر با سایز اصلی آنها را در کامپیوتر خود ذخیره (SAVE) نمایید
در صورت تمایل برای دانلود تمامی تصاویر در سایز 710 × 1000 با کیفیت عالی اینجا کلیک کنید
پیشینه
در جریان جنگ جهانی دوم، هندوچین به تصرف نیروهای ژاپن درآمد و دست نیروهای فرانسه که پیش از آن نیروی مستعمراتی آن منطقه بودند از کشورهای منطقه موقتا کوتاه شد. با شکست ژاپن در پایان جنگ نیروهای ملی و نیز کمونیستهای ویتنام استقلال ویتنام را خواستار شدند و در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ هوشی مین تشکیل کشور مستقل ویتنام را در هانوی اعلام کرد.
نیروهای فرانسه که از اسارت نیروهای ژاپن درآمده بودند دوباره سعی در کسب سلطه خود در هندوچین و ویتنام کردند. این امر با مقاومت نیروهای ویتنامی (معروف به ویت مین) زیر فرماندهی هوشی مین روبرو شد و جنگهای معروف به جنگ اول ویتنام در گرفت.
در سال ۱۹۵۰ رئیسجمهور ترومن ۳۵ نفر از افراد گروه کمک و مشاوره نظامی را برای آموزش و مشاوره به کمک فرانسه فرستاد تا بتواند سلطه مستعمراتی خود را در ویتنام حفظ کند.
در ۱۹۵۴ نیرهای ویت مین شکست سختی در دین بین فو به نیروهای فرانسه وارد کردند و در نتیجه فرانسه در کنفرانس ژنو به استقلال سه کشور مستعمره خود یعنی کامبوج و لائوس و ویتنام رضایت داد اما در موافقتنامههای کنفرانس ژنو ویتنام موقتا به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود. هدف ظاهراً آن بود که پس از رایگیری از مردم ویتنام تکلیف حکومت در این کشور معلوم شود. حکومت ویتنام جنوبی زیر رهبری نگو دین دیم با تشویق آمریکا از شرکت در مذاکرات مربوط به ترتیبات این رایگیری سر باز زد. در همین دوره حکومت ویتنام جنوبی با حمایت آمریکا به سرکوب شدید کمونیستها پرداخت و بسیاری از مردم به اتهام کمونیست بودن اعدام شدند.
برخی از نیروهای ویت مین که در جنوب باقی مانده بودند دست به مقاومت مسلحانه علیه حکومت نگو دین دیم زدند و نیروهای ویتنام شمالی نیز پس از مدتی به حمایت از این مبارزات در جنوب پرداختند.
جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی تشکیل شد. حکومت ویتنام جنوبی افراد این جبهه را ویتکنگ مینامید که کوتاه شده عبارت (کمونیست ویتنامی) (ویت نام کنگ سان - Việt Nam Cộng Sản) به زبان ویتنامی بود.
گسترش جنگ
اجناس چینی همه جا را فرا گرفته است .
کم کم برای دخترانمان باید از مردهای چینی استقبال کرد وبرای مردهایمان سراغ دختر های چینی رفت .
سیب وگلابی چینی شده است .
همه بیکار.
اتحادیه ها و اصناف بیکار.
لباس ولباس زیر چینی .
اسباب بازی ها چینی .
سیاست مداران چینی.
همان چین کمونیسم !
واقعاْ این دوستی بین حکومت اسلامی ایران با دولت کمونیستی چین چه آش همه تلخه ای از آب درمی آد. اینجا دیگه براحتی می شه دریافت جمهوری اسلامی چقدر خدا رو قبول داره ؟؟؟!!!
خدا رو برای خرافات و نگهبان درب جهنم و زندان و شکنجه گاههاشون گذاشتن و برای حمایت از این خدا دشمنان خدا و دین رو به حمایت اقتصادی - سیاسی فراخوانده اند . بالاخره ما نفهمیدیم بین خدا و بی خدا کدامیک برای رژیم اسلامی ایران بهره بیشتری برای مبارزه با مخالفین دارد؟؟؟؟؟!!!!
اجناس چینی نخریم...
فقط برای اینکه در سازمان ملل و شورای امنیت ما را وتو کنند دولتمردان ساکن ایران مرزها را به روی این کشورها گشوده است.
متحدان ایران کشورهایی هستند که خون ما را نمی مکند بلکه لاجرعه سر میکشند.
دولت به آنها پول میدهد تا احساس غریبی با کشورهای جهان اولی ودومی نکرده باشد.
البته وتوی این دو کشور استبدادی نفعی برای ملت ندارد بلکه ابقای دیکتاتورها را بیشتر میکند.
تمام ملت فدای موی دروغگوهای مستبد ؟؟؟!
سوریه و گامبیا و کومور وسودان وگروه حماس وحزب ا... متحدان دولت ایران هستند.
از بی کسی به گربه میگویند داداشی.
مردم از بی نان بودن در حال فساد و مرگ هستند آنوقت ملیاردها دلار در جیب اجنبی های چپاولگر میرود .
غیرت و شرافت انسانی افسانه شد.
همه ترسو شده اند ومحتاط .
خون آشامان کسانی هستند که ملت را فدای بقای خود میکنندتا بیشتر فساد کنند.
تخم نجابت و شرافت را ملخ های دیکتاتور خورده اند.
۱ملیارد دلار گروه حماس گرفته است و چهارصد ملیون دلار سید حسن نصرالله بقیه هم خدا میداندچند ملیارد دلار چه ارقام نجومی از حق ملت در جیب اشخاص رفته است .

















مردم روستای حموله از نبود آب آشامیدنی رنج میبرند .
آبی با صدها میکروب و ویروس مختلف برای آشامیدن مردم روستای حموله
برای جلوگیری از بیماریهای بیشتر مردم مجبور به جوشاندن آب هستند
نمونه آب آشامیدنی در روستای حموله
حق خرمشهر و مردمش آیا این است؟
خرمشهر از معدود شهرهایی است که نامش به تقویم رسمی کشور راه یافته. روزهای سقوط و فتح خرمشهر به یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ این مملکت بدل شدهاند که مقاومت جانانه و پیروزمندانه مردم در مقابل تهاجم خارجی را به یاد میآورند.
فاصله بسیار اندک خرمشهر تا مرز عراق موجب شد تا این شهر و مردمش به راحتی در تیررس دشمن قرار گیرند و بیشترین صدمات را از این حملات تحمل کنند.
این شهر پیش از اشغال،بندری پررونق و آباد و شهری شاد و خرم به حساب میآمد.

اما حالا تفاوت چندانی با روزهایی که در اشغال بعثیها بود، ندارد. در و دیوارهای سوراخسوراخ و ساختمانهای همچنان مخروبه اما نه متروکه، سیمای جنگزده شهر را به تمامی حفظ کردهاند. درکمال تعجب، در اکثریت قریب به اتفاق همین بناها مردم، سکونت دارند.

البته مسجد جامع، بازسازی شده و تنها بخشی از دیوار قدیمی آن به یادگار مانده است.

ساختمان مشهور «شش طبقه»اش که زمانی برو بیایی داشت، حالا حال و روز عجیب و غریبی دارد.

و کارون پرشورش هنوز نه تنها باید لاشه قایقها و لنجهای کوچک و بزرگ را در خود تحمل کند که زبالههاو فاضلاب شهری هم امانش را بریدهاند.
واقعا خرمشهر باید بیست و دو سال پس از پایان جنگ، مشکل فاضلاب و آب شرب داشته باشد؟

در کنار رود کارون موزهای هم تدارک دیدهاند با همان در و دیوارهای سوراخ سوراخ و کلی اشیا و وسایل و پوتینها و قمقمههای رزمندگان و عکسهای دیدنی و تأثربرانگیز از خرمشهر قبل و بعد از جنگ و ادوات جنگی که هنوز هم بعضی ها کنارشان عکس یادگاری می گیرند.


اینجا را که میبینی، یعنی اینکه یادگارها و خرابیهای جنگ باید در همین موزه جمعآوری و حفظ شوند و خارج از موزه، پس از محوخرابیها ، همه چیز از نو ساخته شود تا خون زندگی دوباره در رگهای شهر جریان یابد. کاری که در تمام نقاط جنگ دیده دنیا و حتی کشور خودمان انجام شده و میشود. این وظیفه بدیهی دولتهاست. ولی معلوم نیست چرا خرمشهر از این قاعده مستثنی شده. تو گویی قرار است تمام شهر با حفظ همه خرابیهایش موزه دائمی جنگ باشد.

همین محرومیتها و کمتوجهیها باعث شد بسیاری از خرمشهریهای اصیل به شهرهای دیگر ایران یا کشورهای دیگر جهان مهاجرت کنند. خرمشهر نه از «سازندگی» و «اصلاحات» خیری دید و نه از «مهرورزی» طرفی بست، همان ماند که بود.

آنها که در بازسازی کشورهای دیگر اعم از «دوست و همسایه» و «دوست و برادر» این همه شوق نشان میدهند، چرا و با چه توجیهی چشم روی خرمشهر و مشکلات بیشمارش میبندند؟
واقعا کدام وجدان بیدار و منصف، میپذیرد که ایران در بازسازی «عراق» مشارکت کند ولی حال و روز خرمشهرش اینگونه باشد؟

انصافتان را شکر! حال واحوال جوان خرمشهری که میراثدار جنگی است که بر پدرانش و شهر و دیارش تحمیل شده، باید این باشد که از فرط بیکاری و رخوت، گوشه خیابان چرت بزند؟

حالا واقعا حق مردم خرمشهر پس از تحمل آن همه دشواری و آوارگی، این است؟ حق مردم خرمشهر به کنار، حق در و دیوار خرمشهر هم این نیست.
شاید خرمشهر بیش از «ستاد دائمی بزرگداشت آزادسازی خرمشهر» به «ستاد دائمی بازسازی خرمشهر» نیاز داشته باشد.
دیدار از خرمشهر جداّ کار دشواری است، حتی اگر خرمشهری نباشید، اما این را بدانید که خرمشهر هنوز که هنوز است زیباترین و سرخترین غروب دنیا را دارد. بیتردید.

عکس ها: کیوان کثیریان
منبع : خبر انلاین