
Wednesday, May 5, 2010
Herana News Agency: The court session to investigate accusations against Mrs. Bahareh Hedayat, a member of the central councils of the Unity Front, was held today.
According to Advar news, this morning and in the presence of the Mrs. Hedayat’s lawyers (Mr.s PourBabai and Mr. Najafi), the court for this well known student activist was held at the the 28th branch of the Islamic Revolutionary Court, headed by judge Maghiseh. The session lasted two hours.
During this session the indictment against Mrs. Bahareh Hedayat was read out and it included six accusastions and fifteen other related complaints. Her lawyers rejected all of these accusations and defended their client.
Mrs. Bahareh Hedayat was arrested shortly after December 27th, 2009 Ashoura demonstrations in Iran.
Translated by: http://standupforwomen.wordpress.com/2010/05/05/update-the-court-session-was-held-for-mrs-bahareh-hedayat/
آدولف هیتلر........................دیکتاتور آلمان.................................. نقاش پوستر
آلبرت انیشتن....................... فیزیکدان.................................. ...... منشی اداره ثبت
الویس پریسلی.....................خواننده... ....................................... راننده کامیون
او هنری............................نویسنده ......................................... گاوچران
جرالدفورد .........................رئیس جمهور آمریکا........................... مانکن لباس مردانه
جوزپه گاریبالدی..................انقلابی ایتالیایی................................. ملوان
جیمی کارتر.......................رئیس جمهور آمریکا........................... بادام کار
رونالد ریگان.....................رئیس جمهور آمریکا............................ هنرپیشه سینما
شون کانری...................... هنرپیشه سینما.................................. بنا و راننده کامیون
کلارک گیبل.......................هنرپیشه سینما.................................. چوب بر
ویلیام فالکنر........................نویسنده ....................................... نقاش ساختمان
گاندی...............................رهبر فقید هند.................................. وکیل دادگستری
جرج واشنگتن....................اولین رئیس جمهور آمریکا.................... کشاورز
نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاریه.......................... پوستین دوز
یعقوب لیث.........................سرسلسله صفاریان.......................... رویگر
امیر اسماعیل سامانی............سرسلسله امرای سامانی....................... ساربان
آلپتکین.............................. سرسلسله غزنویان........................... غلام زر خرید
فرخی سیستانی...................شاعر مشهور ایران............................ کارگر کشاورز
پاندیت نهرو......................نخست وزیر هند................................ وکیل دادگستری
موسولینی......................... دیکتاتور ایتالیا................................ روزنامه نویس
ساموئل مورس...................مخترع آمریکایی............................... نقاش
جک لندن...........................نویسنده آمریکایی............................ کارگر کشتی
آلبر کامو..........................نویسنده فرانسوی.............................. معلم
ریچارد نیکسون.................رئیس جمهور آمریکا........................... وکیل دادگستری
آبراهام لینکلن....................رئیس جمهور آمریکا......................... هیزم شکن
گی دو موپاسان..................نویسنده آلمانی.................................. کارمند دریا داری
چارلز دیکنز.....................نویسنده انگلیسی............................... منشی
حسن اعرابی.....................ایمـیل باز...................................... حسابدار
آناتول فرانس....................نویسنده فرانسوی.............................. کتابفروش
مولیر..............................نویسن ده بزرگ فرانسوی.................. هنرپیشه
هربرت جرج ولز ..............نویسنده بزرگ انگلیسی............... شاگرد بزاز
ارنست همینگوی...............نویسنده بزرگ آمریکایی...................... خبرنگار
ویلیام شکسپیر...................نویسنده بزرگ انگلیسی....................... هنرپیشه سیار
فیدل کاسترو.....................رئیس جمهور کوبا............................. دانشجوی حقوق
کاردینال ریشیلو................صدر اعظم معروف فرانسه..................... کشیش
ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه................................ افسر توپخانه
کریم خان زند....................موسس سلسله زندیه........................... تیر انداز سپاه نادر شاه
میرزا تقی خان امیر کبیر.....صدر اعظم ناصرالدین شاه..................... منشی
ژاندارک..........................شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی.... چوپان
هانری فورد.....................کارخانه دار آمریکایی.......................... ساعت ساز
توماس ادیسون..................مخترع بزرگ آمریکایی....................... تلگرافچی
آلفرد نوبل....................... بنیانگذار جایزه نوبل.......................... کارگر کارخانه
والت دیزنی......................مخترع سینمای انیمشن........................ پادوی مغازه
میکلانژ...........................نقاش مجسمه ساز ایتالیایی.................... سنگ تراش

اشتراکگذاری
تجمع اعتراضی دستگیرشدگان روز کارگر
•
خانواده های بازداشت شدگان روز کارگر، در برابر زندان اوین تجمع کرده و
خواستار آزادی عزیزان خود شدند
...
اخبار روز:
www.akhbar-rooz.com
دوشنبه
۱٣ اردیبهشت ۱٣٨۹ -
٣ می ۲۰۱۰
اخبار روز: خانواده های دستگیر شدگان روز کارگر صبح امروز در مقابل
زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط عزیزان خود
شدند. این در حالی است که فرمانده نیروی انتظامی تهران یکشنبه شب مدعی شده
بود که در روز جهانی کارگر هیچ «موردی» در تهران اتفاق نیفتاده و کسی نیز
دستگیر نشده است.شادی صدر
شادی صدر، حقوقدان و فعال حقوق زنان، در یادداشتی که برای مردمک نوشته است، میگوید: چندان فرقی بین حجتالاسلام صدیقی با هر یک از پسران تازهبالغ دیروز و مردان طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان امروز نمیبینم؛ غیر از اینکه او دستکم در آنچه هست و آنچه میگوید، یکرو تر است.
داستانهای امام جمعه تهران و رابطه بین حجاب و زنا و زلزله هنوز ادامه دارد. در آن سر دنیا دختری دانشجو، کمپین راه میاندازد و ایرانیان سراسر دنیا، در شبکههای خبری مختلف میببینند که حرفهای امام جمعه تهران که هیچگونه ریشه منطقی و علمی ندارد، اسباب خنده مجریان و گزارشگرانشان شده است.
«اهریمنانگاری» زنان و نسبتدادن تمامی بلایای آسمانی و زمینی، از زلزله و سیل گرفته تا جنگ و قحطی، نه تنها موضوع تازهای نیست بلکه تاریخ درازی هم دارد. در همین سالهای اخیر، بنیادگرایان مذهبی در استان آچه اندونزی، زنان را مسبب سونامی دانستند، و واعظان الجرایزی هم هر بار که زلزلهای میآید آن را به رفتارهای نامناسب زنان ربط میدهند. در دنیای مسیحیان و یهودیان و هندوهای بنیادگرا هم اوضاع به همین منوال است.
اما این یادداشت کوتاه نه درباره فرهنگ اهریمنانگاری زنان و نه رویکرد بنیادگرایان مذهبی به زن و بدن و ذهن زن است. این یادداشت کوتاه فقط برای تلنگر زدن به خودمان نوشته شده است؛ به مصداق سوزنی که باید به خودمان بزنیم در مقابل جوال دوزی که مثلا به حجتالاسلام صدیقی میزنیم.
ارتباطی که امام جمعه تهران بین حجاب و رفتار زنان با زلزله برقرار کرده، با هیچ توجیه منطقی و علمی همخوانی ندارد اما بسیاری سیاستمداران، حتی بسیاری از روشنفکران و به تبع آنان آدمهای عادی، بارها نسبتهایی به همین اندازه ضد زن، میان حجاب و رفتار زنان با ناهنجاریهای عمومی برقرار کردهاند و هیچگاه این چنین از سوی جامعه مورد سرزنش یا تمسخر قرار نگرفتهاند.
منظور من در اینجا مسئولان دولت احمدینژاد نیست که ارسال اساماسهای مستجهن از سوی زنان به همکاران مردانشان را از علل افزایش طلاق میدانند، یا روحانیون تندرویی که از روبنده، برای پاککردن صورت مسالهای به نام زن دفاع میکنند.
منظور من خود شما هستید، بله، خود شما، آقایان! همه کسانی که اظهارات امام جمعه تهران را خلاف قواعد علمی ثابتشده در مورد علل وقوع زلزله دانستهاید و در یک بعد از ظهر مطبوع بهاری، چای را که مادراتان، زنتان، خواهرتان یا حتی دوستدخترتان جلویتان گذاشته، هورت کشیدهاید و مفرحشده از صحبتهای امام جمعه، زندگی و کارتان را ادامه دادهاید بی آنکه حتی یک لحظه فکر کنید شما، خود شما نیز عضو همان باشگاهی هستید که امامجمعه تهران از بلندپایگان آن است. تعجب میکنید؟ میپرسید چرا؟!
همه ما زنان ایرانی، از همان سالهای اول زندگیمان، حداقل در راه مدرسه، اگر نه در خانه، آزار جنسی را که با متلکهای ظاهرا ساده شروع میشد و تا تعقیب و گریز، دستمالی و تهدید به تجاوز در کوچههای خلوت یا مکانهای خیلی شلوغ بالا میگرفت، تجربه کردهایم.
ترس از مردان، از نگاهشان و از اینکه دنبالت راه بیفتند، همواره فضای کوچه و خیابان را برای ما ناامن کرده است. و عاملان این آزار جنسی مدام، چه کسانی بودند؟ شما! بله، خود شما! به من نگویید که میتوان در ایران پسری تازه به سن بلوغ رسیده بود و بزرگ و بالغ شد، بی آنکه به زنان متلک گفت؛ بیاغراق، این بخشی از روند بزرگشدن برای مردان در ایران است. تجربهای که بدون آن، مرد ایرانی، مرد نمیشود.
در عوض، در آن سوی دیگر، تذکرها و فشار مداوم خانوادگی، اجتماعی و سیاسی برای پوشاندن خود، و بیشتر پوشاندن خود، بدن خود، خندههای خود، شادابی و زیبایی کودکی و نوجوانی و جوانی خود و ذهن و تمایلات و خواستههای خود، بخشی از روند بزرگشدن برای زنان در ایران است. روندی که اتفاقا شما آقایان، بله همین شما، حتی در آن هم سهیم هستید؛ حتی اگر نوجوانی بیش نباشید.
لطفا یک بار هم که شده جلو آینه بایستید و از خود بپرسید: اولین باری که به دختری متلک گفتم کی بود؟ اولین باری که به خواهرم، یا حتی به مادرم، یا دخترخالهام یا دوستدخترم گفتم روسریات را بکش جلو یا آرایش نکن جلوی هر مرد و نامرد غریبه، کی بود؟
میبینید؟! شوخی بامزهای نیست: شما همان مرد و نامرد غریبهاید که خیابان را برای خواهر و مادر و دختر دیگران ناامن میکنید و در عین حال، همان مرد محرمی هستید که زن و خواهر و مادرتان را بیشتر و بیشتر میپوشانید تا از مرد و نامرد غریبه محفوظ بمانند و این عین همان کاری است که همان مرد و نامرد غریبه با زن و خواهر و مادر شما و زن و مادر و خواهر خودش به طور همزمان میکند. برایش هم توجیه دارید: مردها اینطوریاند! اصلا اینطوری به دنیا آمدهاند! چشمشان دنبال زنهاست! هیزند! و اغلب، با وجود وجه منفی که این صفت دارد، وقتی به مردان نسبت داده میشود، با تسامح عمومی مواجه میشود. و از آن طرف هم لابد مردها ناموسپرستند و اسلام گفته که خودت را بپوشان. و باز هم سرکوب زنان در خانه، جنبهای مثبت مییابد. و اگر روشنفکرتر باشی: من حال گشت ارشاد و آژان و آژانکشی ندارم! یا حوصله حرف مردم را ندارم!
خب امامجمعه «فلکزده» تهران هم که چیزی غیر از این نگفته که شما گفتهاید و میگویید: گفته زنها با بیحجابیشان فساد میآورند، چون باعث میشوند مردها تحریک شوند. و فساد، زلزله میآورد. گیرم دومین جمله را شما اینطوری نمیگویید اما مثلا میگویید فساد چیز بدی است چون بیبندوباری میآورد و طلاق را زیاد میکند و انواع بلایای اجتماعی را دامنگیرمان می کند که کم از زلزله ندارد. و اگر نبود این توجیهات، چگونه دایره معیوب آزار جنسی روزانه زنان توسط مردان و افزایش فشار بر زنان برای رعایت حجاب و عفاف، در ظاهرا برای کمکردن آزار جنسی روزمره تداوم مییافت، بی آنکه اصل داستان دیده شود؟
چگونه میتوانیم به گشت ارشاد، به طرح گسترش فرهنگ عفاف و حجاب، به سخنان امام جمعه تهران که برای گشتهای ارشاد پشتوانه ایدئولوژیک میسازد و این قبیل نقد داشته باشیم، بی آنکه از خودمان بپرسیم چند بار نقش گشت ارشاد را در کنترل ذهن و بدن زنان زندگیمان بازی کردهایم؟ چند بار با آزار جنسی زنان، با سادهپنداشتن عمل متداول متلکگویی، به بازتولید این تفکر که زن، یک سوژه جنسی است که اگر چون مرواریدی در صدف حفظ نشود، به یغما خواهد رفت کمک کردهایم؟
میبینید؟ این ما فمینیستها نیستیم که دنیا را به زن و مرد تقسیم میکنیم: دنیای ما کاملا و از قبل از اینکه به دنیا بیاییم، تقسیم شده است: شما متلک میگویید، ما متلک میشنویم؛ شما ما را در حجاب میکنید، ما در حجاب میرویم.
راه از میان بردن این تقسیمبندی، انکار آن نیست؛ تکرار جمله کلیشهای زن و مرد هر دو انسانند و فرقی ندارند، مشکلی را حل نمیکند. دموکراسی روزی آغاز خواهد شد که شما، بله شما آقایان یاد بگیرید نه فقط جلو آینه بلکه در منظر عموم، به جای دفاع از حقوق زنان به مثابه امری بیرونی و انتزاعی، از تجربه واقعی، درونی و زمینی «خود» به عنوان یک «مرد» سخن بگویید و نقشی که در بازتولید ساختارهای تبعیضآمیز موجود داشتهاید را به نقد بکشید.
دموکراسی و حقوق بشر، از هر یک از ما شروع میشود و نه از آدمهایی انتزاعی، که باید خودشان، نگاهشان و رفتارهایشان را اصلاح کنند تا ایران جایی بهتر برای زندگیکردن باشد.
تا آن زمان که امیدوارم چندان دور نباشد، راستش من چندان فرقی بین حجتالاسلام صدیقی با هر یک از پسران تازهبالغ دیروز و مردان طرفدار حقوق بشر و حقوق زنان امروز نمیبینم؛ غیر از اینکه او دستکم در آنچه هست و آنچه میگوید، یکرو تر است.