تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

تولد سبز

تقدیم به آنها که در جنبش سبز متولد شدند یا تولدی دوباره داشتند.

وبلاگ بهاره مقامی،افشاگر تجاوز جنسی

ارتش سایبر ایران،وبلاگ بهاره مقامی،افشاگر تجاوز جنسی در زندان را هک کرد

بهاره مقامی دختر 28 ساله ای که در ایران ( تهران )معلم بود،اما بی دلیل توسط ماموران گمنام خامنه ای به همراه برادرش دستگیر شد و در زندان به شنیع ترین شکل ممکن مورد تجاوز جنسی قرار گرفت،به دلیل آزار و اذیت های ماموران پس از رهایی از زندان به ناچار به همراه خانواده به خارج از کشور پناه برد.
وی بالاخره نتوانست این درد بزرگ را تحمل کند و بدون ترس از نام و نشان خود و یا شاید بی آبرو شدن خود،این ظلم شنیع را از طریق وبلاگش فریاد زد،اما وبلاگ او در کمتر از یک ماه فیلتر شد و حال پس از چند روز از فیلتر شدن،توسط سربازان گمنام خامنه ای در لباس ارتش سایبری ایران ،هک شد

آدرس وبلاگ بهاره مقامی

تصویری که بر روی وبلاگ بهاره مقامی قرار داده اند

جالب آنکه این گروه آنقدر بیسواد است که پائین عکس نوشته است : خامنه ای کوثر است دشمن او عبتر است

نیازی به جستجو در لغتنامه و فهمیدن اینکه واژه ابتر صحیح است نه عبتر .نیست،چون هر انسان بیسوادی این را می داند.

در زیر زجرنامه این خواهر رنجدیده را قرار دادم حتما بخوانید و آنرا برای دوستانتان بفرستید تا دیگر شاهد این جنایتها نباشیم.

زجرنامه‌ی یکی از شقایق‌های لِه‌شده‌ی ایران (قربانی تجاوز در زندان)، بهاره مقامی

نام من بهار است، بهار است و از گل می نویسم ، اما گلهای پر پر. از سبزه می نوسم و از جوانه، اما جوانه های له شده، در زیر لگد مال نفرت، نفرت زشت خویان از زیبایی و از هر چه که زیباست، نفرت مزدوران از حق و حق خواهی و حق جویی. از نامرد می نویسم.

بیست و هشت ساله ام، نامم بهاره مقامی است و دیگر هیچ چیزی برایم باقی نمانده که بخواهم به امید آن نامم را پنهان کنم. همه آنهایی که روزی برایم مهم بودند را از دست داده ام، اقوام و دوستان، آشنا و همسایه، همکار و هم قطار ، همه و همه را از دست داده ام. همه چیزم را نامردان نامردانه ربودند، زندگیم را. حال که جلای وطن کرده ام، می خواهم برای یک بار هم که شده، دردم را با کسی قسمت کنم. از همه دوستان دیگری هم که سرنوشت دردناکی چون من داشته اند می خواهم که بنویسند. بنویسند که بر آنها چه گذشته. اگر هم از بیم جان یا آبرو نمی توانند اسمشان را بگویند، با اسم مستعار بنویسند. بنویسند تا تاریخ بداند که بر نسل ما چه گذشت، بر نسل غم. تا آیندگانی که در آزادی در ایران زندگی خواهند کرد بدانند که این آزادی به چه قیمتی به دست آمده، به بهای چه جانهای سوخته، چه امیدهای بر باد رفته، چه کمر های شکسته و زانوان خمیده.

کمر پدرم شکست وقتی فهمید. خرد شد. مادرم یک شبه انگار صد سال پیر شد. برادرم، برادرم که هنوز هم روی آنرا ندارم که به صورتش نگاه کنم، و او هم نگاهم نمیکند تا مرا بیش از این نیازارد. انگار مردیش را از او گرفتند وقتی فهمید. از مرد بودن خودش هم بیزار شد وقتی فهمید، که نامردهایی هستند که از مردی فقط نرینگی را دارند. ناموس و عنف و شرف و نجابت و عصمت و حیا برایشان بی معنیست. من معلم اول دبستان بودم، به غنچه های کشورم خواندن و نوشتن یاد می دادم، یاد می دادم “بابا آب داد”، “آن مرد می آید”، “آن مرد نان دارد”. مرد برایم آن نان آور مهربان بود. او که منتظر بودم بیاید. حال برایم چهره اش عوض شده، خشماگین و در هم کشیده از هوس کور، بوی تعفن عرقش یک لحظه هم از خاطرم نمیرود. همیشه ترسم از این است که بیاید، نیمه شبها با ترس آمدنش از خواب می پرم. با کوچکترین صدایی همه وجودم به لرزه می افتد و قلبم به تپش می افتد، مبادا بیاید؟ هر لحظه آماده فرارم، شبها را با چراغ روشن به روز می رسانم و روز ها را با اشک و آه به شب.

خانه مان در کارگر شمالی بود. با برادرم به سمت مسجد قبا رفته بودیم که دستگیرم کردند. زدند و بردند و داغان کردند، به قول حافظ همان طور که ترکان خوان یغما را. بعضی ها دستشان شکست، بعضی ها پایشان، بعضی ها کمرشان. بعضی ها هم مثل من روحشان، خرد و خمیر شد. له شدم. انگار انسان بودنم از من گرفته شد. بهار بودم، مرده ام حالا، شقایق له شده ام.

از کسانی که این نامه را می خوانند می خواهم، که اگر کسی را می شناسند که مثل من قربانی تجاوز نامردان شده، با او مهربانتر باشند، همدرد باشند. بدبختی من و امثال من این است که در فرهنگ ما تجاوز فقط ضربه به یک فرد نیست، به کل خانواده یا حتی خاندان اوست. فردی که قربانی تجاوز شده دردش با گذشت زمان التیام نمی پذیرد، بلکه با هر نگاه پدرش داغش تازه می شود، با هر قطره اشک مادرش، قلبش از نو میشکند. فامیل و دوست و همسایه که هیچ. همه با آدم قطع رابطه می کنند. خانه مان را مجبور شدیم مفت بفروشیم و برویم به کرج. اما آنجا هم دوام نیاوردیم. مأموران که سریع آدرس خانه جدیدمان را پیدا کردند. زیر نظرمان داشتند. می آمدند سر کو چه مان می ایستادند، پدرم که رد می شد پوزخند می زدند. همه چیز را گذاشتیم و جلای وطن کردیم. پدر و مادرم سر پیری آواره کمپ پناهندگی شده اند. به جرأت می توانم بگویم که درد فرهنگی پس از تجاوز بارها و بارها بدتر و شدید تر از درد جسمی آن بود. خیلی ها وقتی که در مورد تجاوز می شنوند می خندند، قسم به هر چه که برایتان عزیز است، خنده دار نیست. رنج و عذاب یک خانواده ساده، بی آبرو شدن یک دختر یا پسر جوان، هتک حرمت از عشق خنده دار نیست. آنها که تجاوز می کردند می خندیدند، سه نفر بودند. هر سه ریشو و کثیف، بد لهجه و بد دهن. به همه فامیلم فحش می دادند، با اینکه خودشان دیدند باکره ام به من تهمت فاحشگی زدند و مجبورم کردند زیرش را امضا کنم. دیگر خجالت نمی کشم که این را بگویم، برایم قبحش را از دست داده که هیچ به آن افتخار هم می کنم: گفتند جنده. گفتند جنده امضا کن. گفتم من معلمم. امضا نمی کنم. گفتند ما سه تا شاهد عادل داریم که دیده اند تو یک شب با سه نفر خوابیده ای. گفتم من هم بیش از سی تا شاهد دارم که معلمم، اگر حالا کارم به اینجا کشیده شده تقصیر شماست. پوزخند زدند که خب برایت بد نشد، از حالا به بعد درآمدت کلی بالا می رود. ناموس برایشان تا این حد بی معنا بود، نجابت تا این حد پوچ. ندیده بودند، نداشتند. همه زنها برایشان جنده بودند، زن که هیچ، به مرد ها هم رحم نمی کردند. انسان نبودند، در اثر کمبود و عقده، به جانوارن منحرفی تبدیل شده بودند که جز به کثافت کشیدن همه زیباییها کاری بلد نبودند. می بینم مردم گاهی به خواهر و مادر اینها فحش میدهند، این جانورانی که من دیدم به خواهر و مادر خودشان هم رحم نمی کنند، خدا به داد آن بیچارگان برسد که باید عمری را با این درنده خویان بدصفت سر کنند. دندانهای جلویم شکست، شانه ام از جا در رفت، زنانگی ام ویران شد. می دانم که دیگر هیچ گاه قادر نخواهم بود مردی را دوست بدارم، هیچ گاه نخواهم توانست با مردی صمیمی و نزدیک باشم و به او اعتماد کنم. می دانم که سرزمینم مردان غیور درد آشنا هم زیاد دارد، اما برای من دیگر مرد و نامرد یکی شده است. زندگیم دیگر به عنوان یک زن به پایان رسیده، انگار مرده متحرکی بیش نیستم. اما می نویسم، می نویسم تا زنده بودنم را پس بگیرم. می نویسم معلم بودم ، جنده شدم، حالا هم نویسنده ام. می نویسم بهار بودم، با اینکه خزان شدم حالا زیباترم. جنده زیبایم، بی آبروی محله مان شدم، معلم بی کلاس شدم، مسخره خاص و عام شدم، محکوم به تنهایی شدم، آغشته به کثافت ظالم شدم، گیسو بریده و شکسته دست و خونین چهره مزدوران جمهوری اسلامی شدم، پس افتخار می کنم که جنده آزادیم . می دانم که من تنها نیستم، صدایشان را میشنیدم، در بند های مجاور، وقتی که مثل یک جسد بی جان و بی مصرف روی زمین افتاده بودم میشنیدم که نامردیشان را بارها به نمایش گذاشتند. از همه هم دردانم میخواهم که بنویسند، دردشان را هر جوری که می توانند فریاد بزنند، چون این از همان دردهاییست که به قول هدایت مثل خوره روح آدم را میخورد. بگذارید بیرون بیاید، بگذارید همه بدانند. بدانید که تنها نیستید، مثل من و شما بسیار است، ما همه در این درد شریکیم.

این زجر نامه طولانی تر از این هاست، اما برای حالا آن را با یک حرف به پایان میبرم، روی صحبتم با شخص آقای خامنه ایست: تو که خودت را پدر همه ملت میدانی، من دختر ایران زمین بودم، پسران تو به من تجاوز کردند. تقاص عصمت من را چه کسی خواهد پرداخت؟

بهاره مقامی
فروردین ۸۹، آلمان

خواسته ها و مطالبات کارگری روز اول ماه مه

روز جهانی کارگر، حلقه مفقوده ی مبارزات
بیانیه شماره ۲ شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر

• شورای برگزاری مراسم روز کارگر در این بیانیه، خواسته ها و مطالبات کارگری روز اول ماه مه را اعلام کرده است ...


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۷ اردیبهشت ۱٣٨۹ -  ۲۷ آوریل ۲۰۱۰


اخبار روز: شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در سال ٨۹ دومین بیانیه ی رسمی خود را انتشار داده است:


کارگران و مردم مبارز و آزادیخواه !
از دورجدید اعتراضات مردم ایران علیه ستمگری، نابرابری، دیکتاتوری، سرکوب، فقر، فساد، جهل، کشتار، حبس، تبعید و اقدامات ضد انسانی حاکمیت سرمایه داری در ایران، حدود یازده ماه می گذرد. مبارزاتی که بهانه ی اعتراض به نتایج انتخابات،‌ آغازگاه زمانی آن بود ولی ریشه در عمر حاکمیت موجود ایران داشت. حاکمیتی که از ابتدای فرمانفرمایی خود با سرکوب آزادی ها و مطالبات اقتصادی- سیاسی عموم مردم و کارگران و نیروهای کارگری و سوسیالیست و سایر نیروهای مبارز آغاز کرد و بر بنیاد این سرکوب ها به غارت حاصل دسترنج مردم و کسب سود و به بند کشیدن آزادی های بدست آمده از مبارزات منتهی به قیام ۵۷ پرداخت.
اعتراض به نتایج انتخابات به زودی در میان بسیاری از معترضین تبدیل به نفی کلیت نظام و پیدایش زمینه ای برای نقد و بازنگری و دقت در هردو جناح درون حکومت شد. بسیاری به درستی و به سرعت در فضای ایجاد شده علیه دیکتاتوری، حکومت دینی، فقر و نابرابری و شرایط غیرانسانی تحمیل شده بر مردم شعار دادند. اصلاح طلبان حکومتی، سراسیمه این اقدامات را "ساختار شکنانه" خواندند و خواستار بازگشت به قانون اساسی و اندیشه های "امام" شدند. اما واقعیت این است که منافع و مطالبات اکثریت مردم از خواسته ها و موجودیت اصلاح طلبان و نیز رقیب آنان در جناح اصولگرا، جداست و حتی در مقابل آن قرار دارد.
درس های اتفاقات ِ نه تنها یک ساله ی اخیر بلکه سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی و تجارب قیام ۵۷، باید برای همیشه به ما بیاموزد که مطالبات اقتصادی – اجتماعی – سیاسی ما با توهم به این یا آن جناح سرمایه داری – چه ازنوع اسلامی و برآمده از حوزه های علمیه و چه بیرون آمده از مکاتب اقتصادی نولیبرالی آمریکا و غرب – بدست نمی آید.
ما نمی توانیم و نباید چشم به فرود هیچ هواپیمایی و فرود اختاپوس گونه ی هیچ رهبری با هر لباس و شعار و فریب و ادعایی باشیم. نگاه ما باید به سازماندهی از پایین و توسط خود مردم و بر اساس مطابات اقتصادی – سیاسی– اجتماعی خود مان باشد. این است درس بزرگی که باید از تجارب گذشته و حالمان پیش روی خود قرار دهیم!
روز جهانی کارگر و پیام نهفته درآن کلید حل معمای ماست.
اکثریت مردم جامعه،‌ مزد بگیران و حقوق بگیران و فروشندگان نیروی کار – ، کارگران- هستند و هم اینان هستند که - چه با کار فکری و چه کار بدنی و یدی - تولید کنندگان تمامی ثروت های مادی و معنوی جامعه اند. کدام دموکراسی عالی و کامل تر از این خواهد بود که اکثریتی که همه نعمات مادی و معنوی را تولید می کنند، قدرت راهبری جامعه را در دست داشته باشند؟
سرمایه ی سرمایه داران از دل هیچ غار ِ معجزه ای بیرون نزده است. بدون نیروی کار، هیچ سرمایه ای به سرمایه افزوده نمی شود و حیات و هستی جامعه در سرمایه داری و دولت های سرمایه داری – چه اسلامی و چه لیبرالی و چه پادشاهی- در این است که بتوانند این نظام سیاسی- اقتصادی مسلط بر جامعه را با چنگ و دندان حفظ کند تا مبادا، بنیاد این مناسبات استثمارگرانه در هم بریزد. کارکرد تمام نیروهای پلیسی وامنیتی وقضایی و جنگ افروزی ها، همه و همه برای حفظ نظام سرمایه داری وبهره کشی حاصل از ان و جلوگیری از اتحاد و سازمان یابی طبقه کارگر است.
چنانچه اقشار و اصناف مختلف کارگری – چه فکری و چه یدی – آگاهانه و متحدانه تشکل های مستقل طبقاتی خود را ایجاد کنند و در پیوند و هماهنگی با یکدیگر در جامعه – و در سطح جهان - برای کسب مطالبات دموکراتیک، آزادی خواهانه و مطالبات اقتصادی و سیاسی خود با یکدیگر متحد شوند، اساس مناسبات استثمارگرانه ی سرمایه داری متلاشی خواهد شد؛ و از سوی دیگر اکثریت افراد جامعه ،همزمان با رسیدن به خواسته ها و حقوق اقتصادی و سیاسی خود موفق به ایجاد دموکراسی راستین – حاکمیت اکثریت - شده اند.
آری! روز جهانی کارگر، و درس هایی که طبقه کارگر با خون خود به یادگار گذاشته است، یگانه راه نجات جامعه را به ما نشان می دهد.
اعتراضات مردمی علیه سرکوب،‌ نابرابری، فقر و ستمگری باید به قدرت گیری خود مردم منتهی شود. تنها با ایجاد تشکل های مستقل طبقاتی است که حاصل رنج ها و مبارزات مردمی منجر به قدرت گیری جناحی دیگر با رنگ و لعابی دیگر از سرمایه داری نمی شود. تنها ضامن ایجاد و تثبیت دموکراسی و آزادی، قدرت و عرض اندام تشکل های مستقل در اصناف و اقشار مختلف است، قدرتی سراسری، متحدانه و سیلاب وار که هرگونه دست اندازی و تجاوز به مطالبات مردمی را پاسخی درخور دهد.
کارگران ِ کارخانه ها، کارگران خدماتی، مزدبگیران شرکت ها و سازمان ها، پرستاران، معلمان، ‌دانشجویان باید هرچه زودتر دست به ایجاد تشکل های مستقل کاری و عموم مردم اقدام به ایجاد شوراهای محله ای خود بکنند؛ قدرتی که در اتحاد این تشکل هاست تیری است که همزمان دو نشانه را هدف گیری می کند:۱-حاکمیت استثمارگرانه و ظالمانه حاضر را برمی اندازد و ۲- اجازه قدرت گیری کلاهبردارانه حاکمیتی دیگر را نمی دهد و بلکه قدرت سازمان یافته ی مردمی را به عرصه حاکمیت اجتماعی مسلط خواهد کرد.
روز جهانی کارگر در خود در بردارنده ی تمام این درس ها و راه حل هاست و سالیان سال است که کارگران با بلند کردن پرچم سرخ خود و با جوش و خروشی در گستره ی اکثریت مردم کره زمین، معنای بلند این کلید معما را به بانگ بلند فریاد می کشند.
روز جهانی کارگر در سال ٨۹ همزمان شده است با خروش عمومی مردم علیه ظلم و سرکوب و دیکتاتوری. سال ٨۹ آبستن بزرگترین اعتراضات و اعتصابات مردمی و کارگری نیز خواهد بود. حذف سوبسید ها (طرح هدفمند کردن یارانه ها)، حذف حداقل توانایی های اقتصادی و معیشتی اکثریت مردم است. و درامد حاصل از حذف یارانه ها، برای تحکیم قلدری ها و نظامی گری های حاکمیت و بازپرداخت های وام های ننگین بانک جهانی و صندوق بین المللی پول هزینه خواهد شد.
وام هایی که برای سرمایه داران هزینه شده، باعث تقویت قدرت اقتصادی نیروهای سرکوبگر نظامی از جمله سپاه و بسیج شده، منجر به افزایش فاصله طبقاتی شده، عده قلیلی را فربه و فربه تر نموده است و اکنون بازپرداخت آن را نیز از جیب مردمی که فقیرترشده اند، انجام می دهند!!
از هم اکنون نشانه های اعتراضات عملی مردم به این طرح خانمان برانداز، با نپرداختن هزینه های آب و برق و گاز و... آغاز شده است.
از سویی در سال ٨۹، حداقل دستمزد تعیین شده از سوی شواری عالی کار برای کارگران رقم ٣۰٣ هزار تومان در ماه اعلام شده است که این رقم حدود یک سوم خط فقر اعلام شده توسط منابع رسمی حکومتی است! شورای عالی کار مرکب از نماینده ی کارفرمایان (که دنبال تعیین کمترین مقدار دستمزد هستند)، نماینده ی دولت (که حامی سرمایه داران است و خود کارفرمایی عمده محسوب می شود) و نماینده خانه کارگر و شورای اسلامی کار (که نهادی ضد کارگری و دست ساخته ی حکومت است) می باشد. در این شورا حتا اگر به جای شورای اسلامی کار نماینده ی مستقل کارگری شرکت کند در برابر دو رای از دولت و کارفرما بازنده است. در واقع در این سیستم (سه جانبه گرایی) کارگر حتا فرصتی برای قیمت گذاشتن بر کالایی که میفروشد (یعنی نیروی کارش) ندارد!!! در حالی که دستمزد باید توسط تشکل های مستقل کارگری اعلام گردد.
در این شرایط مردم و کارگران به جان امده را به "کار مضاعف" نیز دعوت میکنند! کارگرانی که دیگر نای ِ کار کردن در ساعات متمادی و کارهای اضافه بر شغل خود را ندارند و با اینهمه کار و زحمت از پس خرج بخور و نمیر خانواده شان بر نمی ایند.
در اقدامی دیگر برای حمله به حداقل آزادی های مردم، و برای ایجاد رعب و وحشت و تسلط روانی بر جامعه با طرح به اصطاح "امنیت اجتماعی" بر روح و روان مردم خراش میزنند! در حالی که ما باور داریم آزادی پوشش و روابط انسان ها در جامعه از جمله اصول اولیه و حداقلی زندگی انسانی است.
بهترین و کاملترین عکس العمل اساسی و همیشگی به اینگونه دست اندازی ها و تجاوزات به جان و مال و اندک نان موجود در سفره مردم، اعتراض های سازمان یافته از طریق تشکل های خود ساخته ی مردمی و کارگری امکان پذیر است. در میان جنبش کارگری – و در مقطع سالیان اخیر- مدت هاست که در میان کارگران این اقدامات برای ایجاد تشکل های مستقل طبقاتی آغاز شده است. از همین روست که حاکمیت سرمایه داری اسلامی ایران، فعالین کارگری و تشکل های کارگری مستقل را مورد تهاجم و سرکوب قرار داده است. کارگران زندانی بسیاری از جمله محمود صالحی (در سقز) ابراهیم مددی، منصور اصانلو (از سندیکای کارگران شرکت واحد) و دیگر همکارانشان، علی نجاتی و دیگر همکارانش (در سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه)، فعالین کارگری بسیار و فعالین کارگری در صنف معلمان و... همه و همه در این سالها مورد خشم حاکمیت کارگر ستیزِ سرمایه داری اسلامی قرار گرفته اند. اما این جنبش را سر باز ایستادن نیست.
از همین رو و بنا به دلایل ذکرشده در روز جهانی کارگر سال ٨۹ (شنبه، یازده اردیبهشت)،‌ مهمترین خواسته ها و مطالبات عمومی مردم و به وی‍ژه مطالبات کارگری ِ زیر(که خلاصه ی مطالبات و از عمده ترین خواسته های کارگری میباشند)، در شعارها و خواسته های ما و در همه جا مطرح خواهد شد و تلاش ما کارگران بر این خواهد بود که نه تنها در مراسم های این روز، بلکه پس از آن و در هر جا و هر زمان و بیش از پیش برای تحقق این خواسته ها، دست به مبارزات خستگی ناپذیر بزنیم.
۱- ما خواستار آزادی فوری و بدون قید وشرط تمامی زندانیان سیاسی (اعم از زندانیان کارگری و معلمان، دانشجویان، زنان فعالین حقوق کودک، روزنامه نگاران) و تمامی زندانیان عقیده و بیان و تمامی زندانیان حوادث اخیر هستیم. اعتراض و آزادی بیان جزو حقوق ابتدایی و مسلم مردم است. تمامی احکام قضایی صادره برای فعالین سیاسی- اجتماعی و کارگری لغو و تعقیب قضایی علیه آنان متوقف باید گردد.
۲- آزادی تشکل های مستقل طبقاتی، آزادی انجمن ها، تحزب، اعتراض و اعتصاب و آزادی مطبوعات و آزادی بیان و اندیشه، حق مسلم انسانی ماست. ما برای کسب این حقوق و مطالبات دست از مبارزه برنخواهیم داشت.
٣- تعیین حداقل دستمزد ٣۰٣ هزارتومان اعلام شده توسط شورای عالی کار، درحالیکه خط فقر اعلام شده توسط برخی نهاد های رسمی حاکمیت ۹۰۰ هزارتومان است، نشان از عطش بی پایان نظام سرمایه داری به استثمار هرچه بیشتر کارگران و مزد بگیران و کسب سود هرچه بیشتر است. ما خواهان اعلام حداقل دستمزد توسط نمایندگان مستقل کارگری و تشکل های مستقل آنان و براساس حداقل های یک زندگی شرافتمندانه و انسانی هستیم.
۴- ما درمقابل طرح ضد انسانی، سود محورانه و وحشیانه ی حذف سوبسیدها (هدفمند کردن یارانه ها) که چیزی جز خوش خدمتی به منافع سرمایه داری داخلی و جهانی نیست، دست از هرگونه اعتراض و اعتصاب برنخواهیم داشت و عموم مردم را دعوت به اعتراضات گسترده علیه هر درجه از اعمال این اقدام ضد مردمی می نماییم.
۵- ما ضمن تأکید بر لزوم تأمین تمامی بازنشستگان برای داشتن یک زندگی انسانی وشرافتمندانه، خواهان برچیده شدن قوانین بردگی مدرن و روش های آن از جمله قراردادهای سفید امضا و قراردادهای موقت هستیم.
۶- ما خواهان برخورداری تمامی افراد جامعه از آموزش، بهداشت و خدمات عمومی رایگان هستیم.
۷-   ما جنبش های اجتماعی دیگر مانند جنبش زنان، جنبش حقوق کودک و جنبش دانشجویی را متحد خود می دانیم و هرگونه تعرض به آنان را تعرض به جنبش کارگری و
تجاوز به کرامت انسانی ِاکثریت افراد اجتماع می دانیم.
٨-   ما ضمن حمایت از کارگران مهاجر در ایران از جمله مهاجرین افغان، ‌خود را در صف مبارزه جهانی طبقه کارگرمی بینیم و از مطالبات و خواسته های تمامی کارگران
جهان حمایت می کنیم.
همچنین ما خواستار آن هستیم که روز اول ماه مه،‌ تعطیلی رسمی اعلام شود و هرگونه ممنوعیت اجرای مراسم در این روز ملغی گردد.
زنده باد همبستگی جهانی طبقه ی کارگر
(۱may۱٣٨۹@gmail.com)
شورای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر – سال٨۹

Support workers councils in Iran حمایت از شوراهای کارگری

Support workers councils in Iran حمایت از شوراهای کارگری در ایران

[The following is a rough translation of the resolution]


May 1st is the day of international solidarity of the working class and a day for laborers to protest global poverty and inequality. On this day millions of workers around the world stop working, to conquer the streets and show their anger and disgust with the announcement of the numerous disasters that capitalism has inflicted on humanity, and scream for liberation from oppression and exploitation.

Resounding protest against the hardship of capitalism and inequality of workers will be heard all around the world on May 1st while prohibition of celebration of this day in Iran is in effect, and many organizing workers of the May 1388/2009 event have been convicted and imprisoned and subjected to heavy sentences. Labor leaders and activists and are languishing in prison for defending their basic human rights.
Imposing such appalling lack of social rights for workers in conditions that in three decades of a capitalist system in Iran after the 1957 (1979) revolution, has reduced the minimum wage to a quarter below the poverty line and lack of timely payment of these wages and the firing of masses of workers, temporary contracts, have imposed hellish conditions on millions of workers families. Today more than ever to ensure the profitability of capital, factories are closed and subsidies cut in determination to cut the last threads of survival for millions of worker families and pour them into the pockets of investors.

But as we workers showed in the 1957 revolution as well as in recent years, we will not tolerate this misery and despite prison and repression will stand ahead with the people against violation of our most basic human rights and will not allow them to ruin our existence more. We are the main producers of all wealth and products in society and are entitled to human life in accordance with the highest standards of human life today.

In this context we also protest against circumstances since last Labor Day , since the masses in Iran have been exposed to suppression of their rights. We make the following demands and with immediate effect:

1 – We are free to act – independent of the government and our employers -to strike, protest, march, assemble and speak freely. This is our right and must be unconditional in recognition of the social rights of workers and the people of Iran.

2 – We see the plan to cut subsidies (by targeted subsidies) and the minimum wage of 303 Tomans as a gradual imposition of death of millions of working class families and demand immediate suspension of plans to cut subsidies and increase the minimum wage to one million Tomans.

3 – Workers wages in arrears are to be paid immediately and with no excuses. Non-payment should be prosecuted as a crime and damages caused to the workers must be paid for.

4 – The Dismissal of Workers by any excuse must be stopped and those who are unemployed or have attained the age of employment and are prepared to work must be given suitable unemployment insurance until employed.

5 – We want to eliminate temporary contracts and the signing of blank contracts and demand employment security for all workers and wage recipients in accordance with the highest standards of health and safety. We ask for the elimination of state governed environments from all facilities.
6 – We demand the eradication of the death penalty and the immediate and unconditional release of Ebrahim Madadi, Mansour Osanloo, Ali Nejati and all labor activists and other social movements and protestors from prison and a stop to the persecution against them.

7 – We condemn any aggression towards protest against violation of our rights and view this type of freedom expression as an irredeemable right of the public.

8 – We want to eradicate all laws that are discriminatory to women and to ensure full equality and the unconditional rights of women and men in all areas of social, economic, political, cultural and family life.

9 – We want all pensioners to enjoy a prosperous life without economic concern and to eliminate any discrimination in the payment of retirement pensions and benefits from their social security and health care.

10 – Child labor must be eradicated and all children must be entitled to educational facilities, health and welfare, independent of gender and race, religion, or social and economic status of their parents.

11 – We hereby announce our support for all liberal social movements, and strongly condemn arrest, trial and imprisonment of activists of any movement.

12 – We also announced strong support for the demands of teachers, nurses and other working classes of society and united with them, want to achieve their immediate demands

13 – We are part of the world’s workers and strongly condemn the dismissal and imposition of any discrimination of Afghan migrant workers and other nationalities.

14 – We appreciate all the support from international workers in and strongly support the protests and demands of workers worldwide and are united with them more than ever with emphasis on international solidarity of workers to escape the capitalist system.

15 – May 1st must be declared an official holiday in the country and included in the official calendar and any restrictions regarding recognition of the anniversary of this day will be abolished.

Long Live May 1st
Long live the international solidarity of workers
May 1, 2010 - Ordibehesht 11, 1389

Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company
Syndicate of Workers of Haft Tappeh Sugar Cane Company
Liberties Union of Workers
Staff of Open Metalwork and Mechanics Union
Inaugurated Board of the Syndicate of Painters
Association of Kermanshah Electrical Workers and Metalworks
Committee in Pursuit of Free trade Associations
Coordination Committee for the Creation of Labor Organizations
Association for the Defense of Dismissed and Unemployed Turpentine Workers
Women’s Council

Translated by Street Journalist‎

احمدی نژاد و علامت دادن به شیطان پرستان و جدایی طلبان

احمدی نژاد و علامت دادن به شیطان پرستان و جدایی طلبان

احمدی نژاد و علامت دادن به شیطان پرستان و جدایی طلبان

احمدی نژاد در سفرهایی که به نقاط مختلف داشته است بارها و بارها با دستانش علایم شیطان پرستی و جدایی طلبی را به جمعیت نشان داده است. این علایم را شیطان پرستان در مراسم کفرآمیز و شیطانی خود به نمایش میگذارند.  جورج بوش هم وقتی در دور اول ریاست جمهوری خود به میان شیطان پرستان و هم جنس بازان رفته بود با دستان خود این علایم را به نمایش گذاشت. واقعا باور نکردنی است!!!!! 

احمدی 
نژاد و شیطان پرستی

احمدی نژاد و شیطان پرستی

 تصاویر از مراسم شیطان پرستی

احمدی نژاد و شیطان پرستی

احمدی نژاد و شیطان پرستی

احمدی نژاد و شیطان پرستی

احمدی نژاد و شیطان پرستی

 یک گروه موسیقی شیطان پرستی

احمدی نژاد و شیطان پرستی

 شیطان پرستان

احمدی نژاد و شیطان پرستی

 

بانوان اول دنیا - بانوی اول ایران ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!! نظر شما چیه ؟؟؟؟

"خیرالنساء گل" - رئیس جمهور ترکیه



"اسماء الاسد" - رئیس جمهور سوریه



"کارلا برونی" - رئیس جمهور فرانسه




"سویتلانا مدودوا" - رئیس جمهور روسیه




"شانتال بیاه" - رئیس جمهور کامرون




ملکه رانیا - پادشاه اردن



"سارا براون" - نخست وزیر بریتانیا



"اولین ایلوس" - رئیس جمهور استونی



"لتیزیا اورتیس روکاسولانو" - ولیعهد اسپانیا





"مهربان علییوا" - رئیس جمهور آذربایجان



"موزه ناصرالمسند" - دوم امیر قطر




"میشل اوباما" - رئیس جمهور آمریکا



"لورین هارپر" - نخست وزیر کانادا


" منبع : عصر ایران "

زلزله

با توجه به این‌ که به تازگی در تهران زلزله آمد، تاثیر آن در کشورهای مختلف جهان قابل توجه است :

ونزوئلا:
زلزله می‌آید. ایران ضمن همدردی با ملت فهیم ونزوئلا، برای آن‌ها حدود دو میلیون خانه‌ی پیش‌ساخته و مقادیر خفنی بیسکویت و کلوچه‌ی لاهیجان و کنسرو ارسال می‎ کند. قرار می‌شود تمام مردم ایران یا یک لقمه از غذایشان را به آن‌ها بدهند یا دولت خودش به زور یک لقمه از غذای ملت بزند و به آن‌ها بدهد. رئیس جمهور ونزوئلا هم لبخند می‌زند و با اوباما دست می‌دهد!


اسپانیا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس بر اثر آن کشته و زخمی نمی‌شود و فقط چند تا گاو به خیابان می‌آیند. مردم پارچه‌ی قرمز نشان می‌دهند و برای تفریح می‌دوند. گاوها صد و هشتاد نفر را کشته و دو هزار نفر را زخمی می‌کنند!


افغانستان:
زلزله می‌آید. سیصد هزار نفر کشته می‌شوند. القاعده مسئولیت زلزله را بر عهده می‌گیرد. نیروهای آمریکایی تمام کوهستان‌های افغانستان را بمباران می‌کنند و سیصد هزار نفر دیگر از جمله بن‌لادن را در این درگیری‌ها از بین می‌برند. بعد از چهار ساعت پس‌لرزه‌ی فسقلی دیگری می‌آید و بن‌لادن مسئولیت آن را هم بر عهده می‌گیرد!


ژاپن:
اخبار ژاپن اعلام می‌کند که از امروز به مدت یک ماه، هر روز زلزله‌ای به بزرگی هشت و نیم ریشتر، توکیو را خواهد لرزاند. ساکنان توکیو زیر لب می‌گویند سوسکی بابا و برای امتحان کردن مقاومت ساختمان‌ها، سه ریشتر هم خودشان به صورت دستی به زلزله اضافه می‌کنند. یک دستگاه هم درست می‌کنند که جو را تبدیل به آب‌جو کند و موقع زلزله بیشتر سر حالشان بیاورد!


امارات:
زلزله می‌آید. نیمی از کشور نابود می‌شود. دور ساختمان‌های مخروبه نوار زرد می‌کشند و آن‌ها را به مکان توریستی تبدیل می‌کنند. ایرانی‌ها از این مکان‌ها دیدن می‌کنند و اماراتی‌ها با پول حاصل از صنعت توریسم، یک کشور دیگر درست می‌کنند!


فرانسه:
زلزله قرار است تا چند روز دیگر بیاید. تمام مردم اعتصاب می‌کنند و خواستار منع وقوع زلزله در کشورشان می‌شوند. حمل و نقل عمومی مختل می‌شود. در نهایت زلزله تسلیم خواست مردم می‌شود و دیگر نمی‌آید!


آمریکا:
زلزله می‌آید. هیچ‌کس کشته و زخمی نمی‌شود اما دو نفر و نصفی بی‌خانمان می‌شوند. تلویریون ایران ده بار این خبر را پخش می‌کند و سیاست‌های باراک اوباما، جرج بوش، کلینتون و ... و کریستف کلمب مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد! وزیر خارجه‌ی آمریکا خطر تروریسم را گوشزد می‌کند و دوباره افغانستان را بمباران می‌کنند!


فلسطین:
زلزله می‌آید. کسی خانه ندارد تا بی‌خانمان شود! یازده هزار نفر از نیروهای غیرنظامی کشته می‌شوند. قطعنامه‌ای توسط تمام کشورهای جهان با امضای ایران صادر شده و کشتار غیرنظامیان محکوم می‌گردد. در انتهای این قطعنامه تأکید می‌شود که در صورت تکرار زلزله، عواقب بسیار بدی در انتظار رژیم صهیونیستی خواهد بود! ششصد میلیون دلار کمک مالی هم توسط همان تمام کشورهای جهان صورت می‌گیرد!


سوئیس:
زلزله می‌آید. دسته‌ی عینک چهار نفر از ساکنان می‌شکند. از سوی دولت به تمام شهروندان سوئیس مبلغ سه میلیون یورو وام بلاعوض پرداخت می‌شود. کل کابینه از مردم عذرخواهی کرده و ضمن پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات، دسته‌جمعی استعفا می‌دهند!


کلمبیا:
زلزله می‌آید. تمام جمعیت کشور به جز نود و یک نفر کشته می‌شوند. درگیری مسلحانه رخ می‌دهد. یک نوجوان 14 ساله با آر.پی.جی نود نفر دیگر را می‌کشد. بعد به خودش هم مظنون می‌شود و آر.پی.جی را توی حلقش فرو می‌کند!


هند:
زلزله می‌آید. تمام خانه‌ها خراب می‌شود. مردم آواره‌ی کوچه و خیابان می‌شوند و از گرسنگی در آستانه‌ی مرگ قرار می‌گیرند. بعد در یک اقدام همگانی مرتاض می‌شوند و از مرگ حتمی نجات پیدا می‌کنند!


ایران:
زلزله می‌آید. شصت هزار نفر کشته و زخمی می‌شوند. آمار آسیب‌دیدگان زلزله در این دولت با آمار دولت‌های قبلی مقایسه و از عدم افزایش آن به عنوان یکی از مفاخر دولت یاد می‌شود

گرامی باد اول ماه مه روز جهانی گارگر

اول ماه مه روز جهانی کارگر یاد اوار مبارزات قهرمانانه کارگران در طول تاریخ بشری است که از بدو پیدایش ان با اعمال خشونت، و سرکوب از سوی سرمایه داران و قدرتمندان جهان همراه
بوده است

گرامی باد اول ماه مه روز جهانی گارگر